صفحه‌های رده‌بندی‌نشده

پرش به ناوبری پرش به جستجو

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۲٬۲۰۱ تا #۲٬۲۵۰.

  1. دیوان شمس/پر ده آن جام می را ساقیا بار دیگر
  2. دیوان شمس/پرده بگردان و بزن ساز نو
  3. دیوان شمس/پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دار
  4. دیوان شمس/پرده دل می‌زند زهره هم از بامداد
  5. دیوان شمس/پرده دیگر مزن جز پرده دلدار ما
  6. دیوان شمس/پرسید کسی که ره کدامست
  7. دیوان شمس/پروانه شد در آتش گفتا که همچنین کن
  8. دیوان شمس/پریر آن چهره یارم چه خوش بود
  9. دیوان شمس/پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش
  10. دیوان شمس/پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می‌رسد
  11. دیوان شمس/پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کند
  12. دیوان شمس/پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست
  13. دیوان شمس/پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من
  14. دیوان شمس/پیام کرد مرا بامداد بحر عسل
  15. دیوان شمس/پیرهن یوسف و بو می‌رسد
  16. دیوان شمس/پیش شمع نور جان دل هست چون پروانه‌ای
  17. دیوان شمس/پیش چنین جمال جان بخش چون نمیرم
  18. دیوان شمس/پیش چنین ماه رو گیج شدن واجبست
  19. دیوان شمس/پیش کش آن شاه شکرخانه را
  20. دیوان شمس/پیشتر آ ای صنم شنگ من
  21. دیوان شمس/پیشتر آ روی تو جز نور نیست
  22. دیوان شمس/پیشتر آ می لبا تا همه شیدا شویم
  23. دیوان شمس/پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا
  24. دیوان شمس/پیشتر آ پیشتر چند از این رهزنی
  25. دیوان شمس/پیغام زاهدان را کمد بلای توبه
  26. دیوان شمس/پیمانه ایست این جان پیمانه این چه داند
  27. دیوان شمس/چاره‌ای کو بهتر از دیوانگی
  28. دیوان شمس/چرا ز قافله یک کس نمی‌شود بیدار
  29. دیوان شمس/چرا شاید چو ما شه زادگانیم
  30. دیوان شمس/چرا چون ای حیات جان در این عالم وطن داری
  31. دیوان شمس/چراغ عالم افروزم نمی‌تابد چنین روشن
  32. دیوان شمس/چرخ فلک با همه کار و کیا
  33. دیوان شمس/چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند
  34. دیوان شمس/چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برم
  35. دیوان شمس/چشم بگشا جان‌ها بین از بدن بگریخته
  36. دیوان شمس/چشم تو با چشم من هر دم بی‌قیل و قال
  37. دیوان شمس/چشم تو خواب می‌رود یا که تو ناز می‌کنی
  38. دیوان شمس/چشم تو ناز می‌کند ناز جهان تو را رسد
  39. دیوان شمس/چشم پرنور که مست نظر جانانست
  40. دیوان شمس/چشمم همی‌پرد مگر آن یار می‌رسد
  41. دیوان شمس/چشمه‌ای خواهم که از وی جمله را افزایش است
  42. دیوان شمس/چشم‌ها وا نمی‌شود از خواب
  43. دیوان شمس/چمن جز عشق تو کاری ندارد
  44. دیوان شمس/چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا
  45. دیوان شمس/چمنی که جمله گل‌ها به پناه او گریزد
  46. دیوان شمس/چنان مست است از آن دم جان آدم
  47. دیوان شمس/چنان مستم چنان مستم من امروز
  48. دیوان شمس/چنان مستم چنان مستم من این دم
  49. دیوان شمس/چنان کاین دل از آن دلدار مستست
  50. دیوان شمس/چنان کز غم دل دانا گریزد