صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۲٬۲۰۱ تا #۲٬۲۵۰.
- دیوان شمس/پایی به میان درنه تا عیش ز سر گیرم
- دیوان شمس/پر ده آن جام می را ساقیا بار دیگر
- دیوان شمس/پرده بگردان و بزن ساز نو
- دیوان شمس/پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دار
- دیوان شمس/پرده دل میزند زهره هم از بامداد
- دیوان شمس/پرده دیگر مزن جز پرده دلدار ما
- دیوان شمس/پرسید کسی که ره کدامست
- دیوان شمس/پروانه شد در آتش گفتا که همچنین کن
- دیوان شمس/پریر آن چهره یارم چه خوش بود
- دیوان شمس/پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش
- دیوان شمس/پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات میرسد
- دیوان شمس/پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کند
- دیوان شمس/پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست
- دیوان شمس/پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من
- دیوان شمس/پیام کرد مرا بامداد بحر عسل
- دیوان شمس/پیرهن یوسف و بو میرسد
- دیوان شمس/پیش شمع نور جان دل هست چون پروانهای
- دیوان شمس/پیش چنین جمال جان بخش چون نمیرم
- دیوان شمس/پیش چنین ماه رو گیج شدن واجبست
- دیوان شمس/پیش کش آن شاه شکرخانه را
- دیوان شمس/پیشتر آ ای صنم شنگ من
- دیوان شمس/پیشتر آ روی تو جز نور نیست
- دیوان شمس/پیشتر آ می لبا تا همه شیدا شویم
- دیوان شمس/پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا
- دیوان شمس/پیشتر آ پیشتر چند از این رهزنی
- دیوان شمس/پیغام زاهدان را کمد بلای توبه
- دیوان شمس/پیمانه ایست این جان پیمانه این چه داند
- دیوان شمس/چارهای کو بهتر از دیوانگی
- دیوان شمس/چرا ز قافله یک کس نمیشود بیدار
- دیوان شمس/چرا شاید چو ما شه زادگانیم
- دیوان شمس/چرا چون ای حیات جان در این عالم وطن داری
- دیوان شمس/چراغ عالم افروزم نمیتابد چنین روشن
- دیوان شمس/چرخ فلک با همه کار و کیا
- دیوان شمس/چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند
- دیوان شمس/چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برم
- دیوان شمس/چشم بگشا جانها بین از بدن بگریخته
- دیوان شمس/چشم تو با چشم من هر دم بیقیل و قال
- دیوان شمس/چشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنی
- دیوان شمس/چشم تو ناز میکند ناز جهان تو را رسد
- دیوان شمس/چشم پرنور که مست نظر جانانست
- دیوان شمس/چشمم همیپرد مگر آن یار میرسد
- دیوان شمس/چشمهای خواهم که از وی جمله را افزایش است
- دیوان شمس/چشمها وا نمیشود از خواب
- دیوان شمس/چمن جز عشق تو کاری ندارد
- دیوان شمس/چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا
- دیوان شمس/چمنی که جمله گلها به پناه او گریزد
- دیوان شمس/چنان مست است از آن دم جان آدم
- دیوان شمس/چنان مستم چنان مستم من امروز
- دیوان شمس/چنان مستم چنان مستم من این دم
- دیوان شمس/چنان کاین دل از آن دلدار مستست