دیوان شمس/پیرهن یوسف و بو میرسد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (پیرهن یوسف و بو میرسد) از مولوی |
' |
| پیرهن یوسف و بو میرسد | در پی این هر دو خود او میرسد | |
| بوی می لعل بشارت دهد | کز پی من جام و کدو میرسد | |
| نفس اناالحق تو منصور گشت | نور حقش توی به تو میرسد | |
| نیست زیان هیچ ز سنگ آب را | سنگ بلاها به سبو میرسد | |
| آب حیاتست ورای ضمیر | جوی بکن کب به جو میرسد | |
| آب بزن بر حسد آتشین | باد در این خاک از او میرسد | |
| عشق و خرد خانه درون جنگیند | عربده هر لحظه به کو میرسد | |
| هر چه دهد عاشق از رخت و بخت | عاقبت آن جمله بدو میرسد | |
| گر چه بسی برد ز شوهر عروس | او و جهازش نه به شو میرسد | |
| مایدهای خواستی از آسمان | خیز ز خود دست بشو میرسد | |
| مژده ده ای عشق که از شمس دین | از تبریز آیت نو میرسد |