صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۲٬۱۵۱ تا #۲٬۲۰۰.

  1. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/آن پرده برانداز، که ما نور پرستیم
  2. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/آن چشم مست بین، که دلم گشت زار ازو
  3. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/آن کس که دلیش بوده باشد
  4. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/آن کمان ابرو به تیر انداختن
  5. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/آن گل سوریست در کلاله نهفته
  6. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/آنخان خانان را ببین، بر صندلی یللی بلی
  7. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/آنرا که جام صافی صهباش می‌دهند
  8. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/آنرا که چون تو لاله رخی در سرا بود
  9. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/آنکه دل من ببرد، از همه خوبان، یکیست
  10. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/آنکه دلم برد و جور کرد و جدا شد
  11. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/آنکه رخ عاشقان خاک کف پای اوست
  12. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/آنکه میخواست مرا بیدل و بی‌یار شده
  13. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/از آن لب چون به یک بوسه من بیمار خرسندم
  14. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/از باده در فصل خزان افتان و خیزان نیک‌تر
  15. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/از بند زلفش پای ما مشکل گشاید بعد ازین
  16. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/از تو مرا تا به کی بی‌سر و سامان شدن؟
  17. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/از تو میسر نشد کنار گرفتن
  18. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/از جام عشق بین همه باغ و بهار مست
  19. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/از در ما چو در آمد، اثر ما بنماند
  20. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/از عشق تو جان نمی‌توان برد
  21. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/از عشق دوری چون کنم؟ کین عشق مستوری شکن
  22. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/از غمزه تیر سازی و ز ابرو کمان کنی
  23. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/از ما به فتنه سرمکش، ای ناگزیر ما
  24. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/از مردم این مرحله دلساز نبینی
  25. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/از چهره لاله سازی و از زلف سنبلی
  26. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/ازین نرگس و گل غرورم مده
  27. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/اشک ما آبیست روشن در هوات
  28. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/امروز عید ماست، که قربان او شدیم
  29. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/امروز چون گذشتی برما؟ عجب، عجب!
  30. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/امروز گم شدم: تو بر آهم مدار گوش
  31. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/امشب از پیش من شیفته دل دور مرو
  32. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/امشب ز هجر یار بخواهم گریستن
  33. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/انجمن شهر ملای گلست
  34. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/او را که در سماع سخن نیست حالتی
  35. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/او شوی چو خود را تو از میانه بر گیری
  36. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/او همانا نابه‌ی شبهای من نشنیده باشد
  37. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/اول فطرت که نقش صورت چین بسته‌اند
  38. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/اگر آن یار سیه چرده ببیند رخ زردم
  39. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/اگر به مجلس قاضی نموده‌اند که: مستم
  40. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/اگر جان را حجاب تن ز پیش کار برخیزد
  41. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/اگر نوبهاری ببینیم باز
  42. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/اگر هزار یکی زان جمال داشتمی
  43. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/اگر چه از برمن بارها چو تیر بجستی
  44. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/اگر گوش بر دشمنانت نباشد
  45. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/اگر یک سو کنی زان رخ سر زلف چو سنبل را
  46. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/ای آنکه ز هجر تو ندیدیم رهایی
  47. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/ای آنکه پیشه‌ی تو بجز کبر و ناز نیست
  48. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/ای آنکه، نیست جز بر یار انتعاش تو
  49. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/ای از تو مرا هر نفسی بادی و دردی
  50. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/ای از دهان تنگت شهری شکر گرفته