اوحدی مراغهای (غزلیات)/اول فطرت که نقش صورت چین بستهاند
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (اول فطرت که نقش صورت چین بستهاند) از اوحدی مراغهای |
' |
| اول فطرت که نقش صورت چین بستهاند | مهر رویت در میان جان شیرین بستهاند | |
| زان نمکدان لب شیرین شورانگیز تو | دانهی خال سیه بر قرص سیمین بستهاند | |
| تا کسی از باغ حسنت شاخ سنبل نشکند | زنگیان زلف تو بر ماه پرچین بستهاند | |
| جز به چشم ترک مستت خون مردم کس نریخت | تا بنای کفر را در چین و ماچین بستهاند | |
| عندلیبان چمن را تا کند زار و نزار | چاوشان چشم مستت بر گل آذین بستهاند | |
| بر امید خواب مستی دوش بر طرف چمن | بلبلان بوستان از غنچه بالین بستهاند | |
| تا نقاب از آفتاب طلعتت بر داشتند | اوحدی را خواب خوش از چشم غمگین بستهاند |