مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۶ آبان (عقرب) ۱۳۰۳ نشست ۸۲

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری پنجم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری پنجم

قوانین بنیان ایران نوین مصوب مجلس شورای ملی
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری پنجم
مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۶ آبان (عقرب) ۱۳۰۳ نشست ۸۲

مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۶ آبان (عقرب) ۱۳۰۳ نشست ۸۲

جلسه هشتادو دوم

صورت مشرح یوم سه شنبه بیست وششم عقرب ۱۳۰۳ مطابق بیستم ربیع الثانی ۱۳۴۳

مجلس دو ساعت و یکربع قبل از ظهر بریاست آقای مدرس نایب رئیس تشکیل گردید

صورت مجلس یوم پنجشنبه ۲۱ عقرب را آقای اقبال الممالک قرائت نمودند )

نایب رئیس ـ آقای آقا میرزا یدالله خان در صورتمجلس فرمایشی دارید ؟

آقا میرزا یدالله خان ـ بلی بنده را غائب بی اجازه نوشته اند در صورتیکه بنده اجازه خواسته بودم ممکن است از کمیسیون عرایض تحقیق شود تا معلوم گردد .

نایب رئیس ـ تحقیق میشود . آقای قائم مقام در صورتمجلس فرمایشی داشتید ؟

قائم مقام ـ بلی بنده بواسطه خراب بودن راه پنجروز تلگرافاً تمدید اجازه خواسته ام و کمیسیونهم تصویب کرده است با این دو روز هم زودتر از موقع آمده آم خواتم تذکر أبدهم که بنده غائب بی أجازه تیستم .

نأیب رئیس ـ تحقیق میشود بعد اصلاح میشود . آقای اجاق ( أجازه )

آقا سید حسن اجاق ـ بنده در صورتمجلس عرضی ندارم

نأیب رئیس ـ آقای افشار ( أجازه )

افشار ـ بنده هم بعد از تصویب صورت مجلس عرضی دارم

نأیب رئیس ـ آقای مدبرالملک ( أجازه )

مدبرالملک ـ بنده عقیده آم این است : برای اشخاصیکه دفعتاً مریض میشوند ترتیبی معین شود . بنده از کمیسیون عرایض و مرخصی أجازه خواسته بودم ولی همه روزه شنیده آم بنده را در صورت مجلس غائب بی أجازه نوشته اند

نأیب رئیس ـ خوب بود یادداشت میدادید .

مدبرالملک ـ کتباً هم اطلاع داده بودم

نأیب رئیس ـ آقای حاج عزالممالک ( أجازه )

حاج عزالممالک ـ بنده عرضی ندارم .

نأیب رئیس ـ آقای ضیاءالواعظین در صورت مجلس فرمایشی دارید؟

ضیاءالواعظین ـ خیر . بعد از تصویب صورتجلسه .

نأیب رئیس ـ در صورتمجلس دیگر فرمایشی نیست ؟

( اظهاری نشد )

نأیب رئیس ـ صورت مجلس تصویب شد . آقای افشار ( اجازه )

افشار ـ بطوریکه اغلب از آقایان نمایندگان مسبوق هستند در شش سال قبل از این پس از انقلاب ارومیه مبلغی اعانه برای اهالی آنجا جمع آوری شد که اهالی ایران و حتی ایرانیان خارجه پرداختند که آن بالغ بر ۵۷۰۰۰ تومان بود و این مبلغ بیک عنوانی وارد تجارتخانه طومانیانس شد آن هم در موقعی که طومانیانس در شرف ورشکست شدن بود پس از چندی در دوره چهارم تقنینیه صد هزار تومان اعتبار اعانه برای ارومیه تخصیص داده شد اخیراً یکنفر نماینده از طرف وزارت مالیه بعنوان توزیع اعانه بارومیه رفته و این اعانه بین افراد تقسیم شد و در ازاء آن کلیه دارائی آنها توقیف شد .امروز مأمورین وزارت مالیه با کمال فشار در ارومیه مشغول جمع آوری قسط اول اعانه که بآنها داده شده هستند و تاکنون چندین مرتبه تلگرافهائی ببنده رسیده است . بنده نمیدانم این مبلغی را که مجلس دورة چهارم برای اعانه ارومیه تخصیص داده بعنوان اعانه ؟ بعلاوه وجوهیکه اهالی ایران داده بودند برسم اعانه داده بودند نه بعنوان قرض که حالا مأمورین وزارت مالیه قسط اول این اعانه ها را با کمال فشار از مردم مطالبه میکنند . خوبست ترتیب این را بفرمایند که بنده هم مطلع شده و جواب آنرا بدهم

نأیب رئیس ـ این سؤال شما معلوم نیست از کی بود و کی بایدجواب بدهد البته اگر کسی اطلاع داشته باشد از اوضاع مجلس دورة چهارم در خارج جواب خواهد داد . آقای ضیاءالواعظین ( أجازه )

ضیاءالواعظین ـ آقای عمادالسلطنه مخبر محترم کمیسیون بودجه در جلسه گذشته فرمودند . فلانکس از نقطه نظر خوش آمد اصناف یک اظهاراتی میکند در صورتی که شاید خودشان تصدیق بفرمایند که بنده از نقطة نظر خوش آمد هیچوقت اظهاراتی نمی کنم . مطابق ماده ۱۰۶ نظامنامه میخواستم در همان جلسه جواب عرض بکنم ولی جلسه ختم شد در صورتیکه اگر از نقطه نظر خوش آمد اصناف و اشخاص و طبقات من می خواتم اظهاراتی بکنم مواقع مهمة که از جلو من گذشت از من فوت نمیشد و در صورتیکه واقعاً من اینطور معرفی شده باشم .تصور میکنم جبران مافات هم برای من مشکلی نباشددر قسمتهای دیگر هم که فرمودند وقتیکه مواد بودجه مطرح شود بنده جواب بیاناتشان را عرض خواهم کرد .

نایب رئیس ـ آقای آقا میرزا یدالله خان . ( اجازه )

آقا میزار یدالله خان ـ سابقاً از طرف نمایندگان محترم راجع بموضوع گاومیری و مسئله مالکین بی استطاعت اظهاراتی شده بود و بنده هم در این موضوع پیشنهادی تقدیم مقام محترم ریاست کرده بودم . بعد از طرف وزارت مالیه اظهار شد که پول گاو داده شده است بنده دو روز قبل از محل آمدم تمام رعایای خالصه بواسطه نداشتن گاو دست وبالشان بسته شده و ابداً هم یک دینار پول گاو بآنها داده نشده در موضوع مالکین بی استطاعت هم که مخبر محترم کمیسیون اظهار داشتند که مفتش رفته است . ابداً نه ممیز و نه مفتش بمحل فرستاده نشده است . از مقام محترم ریاست استدعا میکنم در این باب اقدامی بفرمایند که گاو مردم زراعت مردم از بین نرود . زیرا این مسئله یک لطمة بزرگی بعایدات خواهد زد و تقریباً بیست روز دیگر بیشتر مردم نمیتوانند بذر بکارند . چون معاون محترم وزارت مالیه هم تشریف دارند تقاضا دارم امر بفرمائید که این مسئله خاتمه بدهند .

نایب رئیس ـ خودشان تشریف دارند البته میشنوند و اقدام میکنند . آقای محمد ولی میرزا ( اجازه )

محمد ولی میرزا ـ بنده خواستم عرض کنم اگر آقایان اجازه بدهند هر چه آقای معاون وزارت مالیه تشریف دارند جواب اظهارات آقای افشار را بدهم . در دوره چهارم که بنده افتخار عضویت مجلس شورای ملی را داشتم راجع باین مسئله مذاکرات مفصلی شد و بنا شد یک اعانت و مساعدتی باهالی ارومیه بشود و جبران یک قسمت از خسارات وارده بآنها بعمل آید . نظر مجلس شورای ملی این بود که بعنوان اعانه یعنی بلاعوض مبلغی بآنها داده شود . ولی در کمیسیون قوانین و مالیه و کمیسیون بودجه که خود بنده هم آنوقت عضویت داشتم این مسئله مطرح است بواسطة ضیق مالیه و فراهم نشدن وجه رئیس مالیه هم که تازه آمده بود در این باب یک لایحه تقدیم مجلس نمود که این وجه بعنوان مساعده باهالی ارومیه پرداخته شود و بهمین طریق هم کمیسیون بودجه تصویب کرد و وجهی بعنوان مساعده باهالی داده شد و در مقابل از آنها وثیقه گرفته شد که بعد مسترد شده و وجه را اخذ نمایند و حالا هم بر طبق همان قرارداد رفتار میکنند . چیز تازه نیست خود آقای معاون وزارت مالیه هم تشریف دارند میتوانند در جزئیاتش توضیحات کاملتری بدهند .

نایب رئیس ـ حالا موقع توضیح دادن نیست اگر سؤال بود ممکن بود توضیح بدهند .

( آقای معاون وزارت مالیه بطرف کرسی نطق حرکت کردند )

نایب رئیس ـ تأمل بفرمائید شعبات تشکیل شود بعد از آن فرمایشانتانرا بفرمائید .

جمعی از نمایندگان ـ ( باهمهمه ) ایشان همه وقت میتوانند صحبت کنند .

نایب رئیس ـ میخواهید بفرمائید بفرمائید .

معاون وزارت مالیه ـ یک فقره لایحه پیشنهادی وزارت مالیه است برای اصلاح بودجه که بمجلس آمده است که شاید باین وسیله رفع اختلافات نظریکه در بودجه حاصل شده بشود تقدیم مینمایم . یک فقره دیگر لایحه راجع بمستمری سه نفر صاحب منصبان سویدی مقتول که بموجب آن قانون مستمری که از مجلس گذشته است آنها نمی توانند مستمری اخذ کنند زیرا که مشمول یکی از بندها و مواد آن قانون نمیشوند بنابراین لایحه در این باب تقدیم میشود .

آقا سید یعقوب ـ که مشمول شود ؟ !!

معاون وزارت مالیه ـ یک فقره دیگر لایحه راجع بحقوق دکتر کین است که بموجب فرمان دارای حقوقی هست ولی چون باید پرداخت آن بموجب تصویب مجلس باشد از این جهت تقدیم میشود . یک فقره هم لایحه ایست راجع بمیرزا یوسف خان که مرحوم شده است و عضو اداره مالیه بوده است . چون مشمول قانون استخدام نبوده است .

آقا سید یعقوب ـ مشمولش کرده اید ؟ !!!

معاون وزارت مالیه ـ برای اولاد و بازماندگان او ماهی ده تومان پیشنهاد شده است که اگر مجلس تصویب کند باو پرداخته شود . قبل از اینکه وارد دستور شویم یک سؤالی از طرف آقای یاسائی نمایندة محترم سمنان و دامغان در باب برداشت یک مبلغی که بتوسط خود بنده شده است از وزارت مالیه شده . استدعا میکنم اجازه بفرمائید آن سؤال بشود تا جواب عرض کنم .

نایب رئیس ـ این چهار فقره لایحه ارجاع میشود بکمیسیون بودجه آقای یاسائی ( اجازه )

یاسائی ـ سؤال بنده از وزارت مالیه این بوده است که بموجب دو فقره مراسله که از اداره گمرک بوزارت مالیه یکی بنمره ( ۲۷۱۶ ) و دیگری بنمره ( ۲۱۸۵ ) در تاریخ ئیلان ئیل ۱۳۳۵ نوشته شده است که آقای فرزین یک فقره یازده هزار تومان از صندوق کرمانشاه و یک فقره چهار هزار و ششصد و کسری تومان از صندوق کردستان برداشت کرده اند . این مسئله در یکی از جرائد مرکزی که گویا روزنامه محشر باشد بطور سؤال یا استعلام درج شده : بنده با کمال اطمینان و عقیدة که بآقای فرزین دارم و کاملاً بصحت عمل ایشان در خدماتی که کرده اند معتقدم سؤالم راجع بجریدة محشر و مدیران است . بعد از اینکه این خبر منتشر میشود گویا مدیر محشر را که بنده ندیده ام و نمی شناسم تعقیب میکنند و میبرند بمجلس چندی در حبس نمره یک یا دو نمیدانم در سیاه چال های نظمیه او را حبس میکنند و پس از چندی نمیدانم بچه واسطه وسیله مدیر محشر را آزاد کرده ملتزم میکنند که حتماً باید آن خبر را تکذیب کنی . بنده از لحاظ آزادی مطبوعات و از نقطه نظر اینکه مدیر روزنامه باید فوق العاده محترم باشد و از نظر اهمیت مطبوعات هیچ مجوزی ندیدم که اگر یک مدیر روزنامه یک سؤالی از یک وزیری کرد و خواست از یک قضیه مستحضر شود و عامه را مستحضر نماید او را تعقیب نموده مورد مجازات و سختی قرار دهند مطابق قانون مطبوعات وزارت معارف تا اندازة . ضباط عدلیه و مدعی العموم در حدودی میتوانند جرائد یا کسانی را که خبری در جرائد درج کرده اند تعقیب کنند و اسناد آنها را بخواهند و بعد آنها را تسلیم محکمه مخصوص این کار کنند و مطابق قانونی که از مجلس دوره چهارم گذشته آنها را محاکمه کنند . این اقداماتی که شده است چون برای این اقدامات مجوزی بنظر بنده نرسید این بود که سؤال کردم حالا که آقای معاون تشریف دارند لابد سابقة قضیه را آنطور که بوده است بیان خواهند فرمود .

معاون وزارت مالیه ـ اجازه میفرمائید از آقای نماینده محترم سؤال کنم مراسلاتی که ذکر فرموده اند ملاحظه فرموده اند ؟ یا خیر بموجب یک اطلاعاتی است که تحصیل کرده اند ؟

یاسائی ـ خیر بنده ندیده ام فقط در روزنامة محشر درج شده بود و چون بر اثر آن مدیر جریده محشر حبس شد این بود که بنده سؤال کردم .

معاون وزارت مالیه ـ بنده اگر چه جواب یک همچو سؤالی را مجال بوده است در موقع دیگر هم عرض کنم لیکن نظر باهمیت فوق العاده که برای شخص بنده دارد و البته برای یک مؤسسه یا مؤسسات دولتی که مثل منی در آنجا مصدر کار است با اهمیت است باین جهة امروز با اینکه مریض بوده ام با حالت کسالت مخصوصاً شرفیاب شدم که این جواب را عرض کنم . آقای نمایندة محترم میفرمایند همچو مراسلاتی را خودشان ندیده اند فقط یک همچو مطلبی را در یک روزنامة دیده اند و بعلاوه در سؤال خودشان بالصراحه مینویسند ـ اگر مقام ریاست اجازه فرمایند بنده عین آن را میخوانم : مقام منبع ریاست مجلس شورای ملی دامت شوکته ( استدعا دارم خوب توجه بفرمائید ) آقای میرزا محمد علیخان فرزین معاون وزارت مالیه بموجب دو مراسله به نمره ۲۷۱۶ و به نمره ۲۱۸۵ در تاریخ ئیلان ئیل ۱۳۳۵ که از ادره کل گمرکات بوزارت مالیه نوشته شده یک فقره یازده هزار مالیه از صندوق کرمانشاه و چهار هزار و ششصد و کسری تومان از صندوق کردستان برداشت کرده اند در این باب از وزارت مالیه سؤالی دارم مستدعی است مقرر فرمایند برای جواب حاضر شوند ( عبدالله یاسائی ) بلی چنانکه اظهار فرمودند . نماینده محترم یک همچو مسئله را از یک ورقه موسوم بروزنامه محشر که در چندی قبل نوشته بود بعنوان سؤال از وزارت مالیه و مدیر روزنامه را تعقیب کردند و از او توضیحات و سند خواستند . البته برای یک همچو مطلبی اگر حکومت نظامی یا یک مقام دیگری تعقیب کرده و اقداماتی نموده است از وظائفش بوده است و مخصوصاً در این قسمت تعقیب کرده است که این نمراتی را که شما ذکر کرده اید . در یک روزنامة بعنوان سؤال این نمرات اگر در دست شما هست نشان بدهید و اگر در دست شما نیست این نمراتی است که از آرشیویک وزارتخانه خارج شده است و بشما داده اند و ماهیت قضیه چیست ؟ و باصطلاح آقای یاسائی برداشت کننده کیست و بدست کی این اوراق و نوشتجات از یک وزارتخانه یا یک مؤسسه دولتی خارج شده است ؟ و مرتکب این عمل را بدست ما بدهید . بجهت اینکه حکومت نظامی یا نظمیه محل یا یک مقامات دیگری البته ذمه دار کشف این قبیل قضایا هستند . در هر حال مدیر روزنامه پس از مدتی بالاخره اظهار عجز کرد و نتوانست چیزی بگوید یعنی جوابی نداشت و نگفت و رفت تکذیب هم کرد . بنده بمسائلی که در جراید مطلق نوشته میشود خیلی اهمیت میدهم و لیکن بمطلبی که در یک ورقة موسوم بیک جریدة نشر شود اهمیت نداده ام و نمیدهم . همانطور که در دو سال قبل یکی از اوراق طهران بنام یک جریدة نوشته بود که بنده مبلغ پانصد تومان از یک وکیل عدلیه رشوه گرفته ام ما هم فرستادیم آمدند و از مدیر روزنامه تحقیق کردیم . بالاخره در نتیجة کنجکاوی که شد اصل قضیه معلوم شد که از چه ناحیه این اقدامات شده بود تمام را ملتفت شدیم بعد گفتم این قبیل اوراق اهمیت ندارد . زیرا متأسفانه در این اواخر از مشروطه و آزادی که ما خواستیم بگیریم این نوع چیزها زیاد است و اگر اشخاص بخواهند وقت خودشان را مشغول این رشتة از مسائل بنمایند . باید در تمام بیست و چهار ساعت وقت خودشان گرفتار این قبیل مسائل باشند و باید یک فکر اساسی راجع باین قضایا بشود و هر وقت شد البته یک تأمینی در حیثیات اشخاص پیدا میشود . بنابراین نسبت بآنچه که جریده موسوم بمحشر نوشته بود اهمیت ندادم تا اینکه این ورقه سؤال در سه چهار روز قبل بوزارت مالیه رسید و بنده در جلسه گذشته توفیق پیدا نکردم که جواب عرض کنم و تا امروز سخت ترین زندگانی را گذرانده ام تا اینکه خودم را برسانم بیک چنین موقعی که در مقابل همچو اظهار تفقدی که یکنفر نماینده محترم در رسیدگی بامور مملکتی و در جلوگیری از برداشت ها و اختلاسات و انتظام امور و تشویق مستخدمین خادم و تشکیل اعضائیکه در وزارتخانه ها و ادارات ممکن است فاسد باشند اقدام می فرمایند شرفیاب شوم و تشکرات خود را به ساحت مقدسشان عرض کنم در هر حال به آن روزنامه اهمیت ندادم و لیکن سؤالی که یکنفر نماینده محترم ایران در مجلس شورای ملی ایران از یک نفر نماینده دولت میکند من هم اگر اهمیت ندهم ماهیت قضیه دارای یک اهمیت زیادی باید باشد و محتاج بتوضیح و شرح هم نیست در آنجاهائی که تأسیس پارلمان کرده اند و با اصول پارلمانی زندگی میکنند همیشه قضایائی را در پارلمان طرح میکنند که آن قضایا با مذاکره با اشخاص و دو اثر و مقامات مربوطه حل نمی شود . یا بمناسبت سیاست داخلی یا خارجی لازم میدانند آن قضایا را در پارلمان مطرح کنند . و از طرف نماینده بیاید و در آنجا مذاکراتی بکنند و قضیه را خاتمه بدهند . بنابراین بنده شخصاً بآن ورقه اهمیت ندادم و لیکن چون این مسئله بعنوان سؤال از طرف نماینده مجلس شورای ملی شده است قضیه خیلی اهمیت دارد و باینجهت است که نسبت باهمیت قضیه اگر آقایان اجازه بفرمایند برای اینکه یکقدری مسائل توضیح داده شود و روشن شود اظهاراتی بکنم . نویسنده جریده محشر پس از مدتی تحقیقات و تعقیبات بالاخره گفته بود و این طور فرض کرده بود که بنده که آقای معاون وزارت مالیه هستم

( خنده نمایندگان )

و ایشان از من انتظاراتی داشته اند ( و هم چنین خیلی اشخاص دیگر ) بنده ایشان را بکاری نگماشته ام بلکه سبب زحمت و فلاست او شده ام و از این نقطه نظر است که من منشاء یک همچو عملی واقع شده ام لهذا جا دارد که البته یک تلافی شده باشد و باین جهت یک همچو چیزی نوشته بود و اگر من یک آدم بدگمان و ناپخته باشم چون نویسنده در روزنامه این طور گفته ناچار می شوم قضیه را به سنخیت خودش آورم . یعنی همچو فرض کنم که خدای نخواسته اینطور بوده است که سؤال نماینده محترم هم بمناسبت این بوده است که بعضی تقاضا دارند و اغلب اوقات به وزارت مالیه تشریف میآورند و یک کارهائی دارند . بنده در انجام آنها کوتاهی کرده ام یا اینکه میرزا ابوالمفاخر که نمیدانم کیست و آقا بمن توصیه فرمودند که بکاری بگمارم و من نتوانستم باین جهت منفور آقا واقع شدم العیاذباله که من همچو خیالی بکنم و البته هم نخواهم کرد . لیکن میخواهم فقط در این قضیه که سؤال شده است تحقیقات بعمل آید و یک قدری مطلب معلوم شود که اوضاع مالیه مملکت روی چه مداری گردش میکند و خیلی متأسفم از اینکه آقای نماینده محترم رعایت اداء بیان و کلمات را آن طوری که شایسته است نکرده اند چون همانطوریکه عرض کردم ایشان فرموده اند که بنده فلان مبلغ و فلان مبلغ بموجب دو مراسله که دارای این دو نمره ایست که اینجا ذکر شده است برداشت کرده ام و نگفته اند که بر حسب اطلاعی که داشته ام یاد دارم یا قیاس کرده ام یا فرض کرده ام یک همچو چیزی اتفاق افتاده است . اگر میگفتند که بموجب اطلاعاتی که بمن داده اند همچو چیزی شده است و سؤال میکنم : ( این سؤال صحیح است یا نسبت مسئله دیگری است زیرا ) در آن قسمت هم بنده باز حرف داشتم و گمان میکنم حیثیات و افتخارات و شئونات یکنفر را با قیاس و تصور و مسموعات و این قبیل اطلاعات نمی شود آلت و ملعبه و بازی قرار داد . خیر اینطور نیست . اینجا نوشته اند که بموجب دو مراسله و دو نمره فلان برداشت کرده اند و بنده گمان میکنم که این مسئله قابل تأمل است . اگر از برای کسی از نقطه نظر فردی قابل اهمیت نباشد برای شخص بنده به منتها درجه سنگین و قابل توجه است و عجالتاً با کمال نزاکت و رعایت مراسم ادب آنچه را که برای توضیح قضیه لازم است بساحت محترم نماینده سمنان و دامغان عرض میکنم . آنوقت اگر محتاج باشد که یک مسائلی در خارج مذاکره شود مربوط به اینجا نیست ولی حالا عرض میکنم که یک چنین مسئله را که نماینده محترم اظهار فرمودند بنده عرض میکنم دروغ است و چون عرض کرده بودم که حتی المقدور باید رعایت نزاکت و مراسم ادب را بکنم بنابراین کلمة دیگری را عرض میکنم کذب است

( خنده بعضی نمایندگان )

یا مقرون بصحت نیست . و بنده اجمالاً حضور محترم آقایان عرض میکنم : که این اصطلاحات و کلماتی که از چندی باین طرف معمول شده است و عبارت است از استفاده ، تقدیمی ، تعارف ( و از این قبیل اصطلاحات که در واقع در عداد همین کلمات است و بنده آنها را کنار میگذارم ) همه را در قاموس خود تعبیر می کنم به دزدی . یعنی یک کسی و یک شخص شرافتمندی که در مال دیگری و مالی که متعلق باو نیست دست درازی بکند این ترتیبات و تعبیرات بی حاصل است و بنده فقط بیک کلمه دزدی قناعت میکنم و اگر بالاخره برسیم باینجا که برداشت هم در عداد این کلمات باشد . ( دیگر سلیقه نماینده محترم چه باشد چه عرض کنم ) بنده اهل برداشت نیستم . بطور کلی بنده همچو خیال میکنم که یک فردی که در یکی از مؤسسات دولتی یا مملکتی مشغول خدمت است و او را محل اعتماد قرار داده اند و در روی نوشتجات و اوراق امضاء او بداخل و خارج میرود و مسائل رسمی با امضاء او طرح و حل میشود . آیا بیک همچو آدمی آنقدر بی مطالعه میشود گفت برداشت کرده ؟ باید آن نمرات را دید . آن مراسلات را دید بجهت اینکه گوینده یکنفر نماینده محترم بمجلس شورا ملی است و موضوع بحث هم راجع میشود به یک وزارتخانة صرف نظر از اینکه بنده دارای حیثیاتی باشم یا نباشم یا نخواهم حیثیتی برای خودم قائل شوم ولی قضیه مربوط به یکنفر معاون وزارتخانه است برداشت !! برداشت !! آقا با برداشت نمیشود زندگی کرد . مگر هر کس پهلوی یک وجهی واقع شد و برداشت هم برایش ممکن بود ( یعنی توانست تصرف در مال غیر بکند ) میتواند برداشت کند ؟ نمیدانم نمایندة محترم یک ساعتی در بانک تشریف برده اند و در آنجا نشسته اند با اینکه در آنجا پول هم زیاد است وقتی که بیرون میآیند آیا یک مبلغی هم برداشت میکنند ؟ خیر . چنین چیزی نیست . مطلب از دو حال خارج نیست یا اینکه مطالبرا حساب و قواعد و نظامات در تحت تربیت آورده است یا اینکه وجدان و خداشناسی و ایمان و حیثیت اشخاص نگاهداری کرده است . بنده دارای هر کدام از این حیثیات باشم گمان میکنم برداشت و اطلاق برداشت نسبت ببنده معنی نداشته باشد . اگر بنده اهل برداشت ( باصطلاح آقای نمایند محترم ) بودم مدتی ضرابخانة دولتی زیر دست بنده بود . نمیدانم آقا همچو چیزها دیده اند یا خیر ؟ خروارها خروار شمش نقره وطلا میآمد و خروارها خروار مسکوت بیرون میرفت و بنده هم آنجا در پول غوطه میخوردم بنابراین باید صدها هزار تومان تاکنون برداشت کرده باشم . بنده مدتی خزانه دار مملکت شما بودم و در این مملکت میلیونها تومان بامضای من روی چکها ببانکها رفته است . اگر بنده اهل برداشت بودم بایستی حالا چندین میلیون تومان برداشت کرده باشم . بعلاوه اگر یک هزارم از این چندین هزار تومان پول را که آقا فرمودند بنده برداشت کرده بودم امروز شاید لازم نمی آمد که بیایم بساحت مقدسشان اظهار تشکر کنم . در هر حال بطور کلی مقصود عرضم از این قضایا این بود که مطالبی که از محیط یک پارلمان و از ناحیه یک نفر نمایندة مجلس شورایملی چه نسبت بیک مؤسسه دولتی باشد و چه نسبت بیک شخص مخصوصی اظهار شود بهتر این است که بامطالعه باشد . بنده این مسئله را بعنوان نصیحت خدمت آقا عرض نمیکنم . زیرا شخصاً هر چه هستند نمیدانم ولی مقام ایشان که نمایندگی است یک مقامی است که اقتضای این را ندارد که من بطور نصیحت چیزی خدمتشان عرض کنم و اگر بخواهم چیزی عرض کنم در خارج عرض خواهم کرد . در هر حال یک کسی که بخواهد شئون اجتماعی را رعایت کند ( که اول وظیفة مجلس شورا ملی است ) باید سعی کند که شئون افرادی که در آن هئیت اجتماعی زندگی میکنندخاصه کسانیکه وجود آنها منشاء اثری در امور اجتماعی است رعایت کنند . اگر من بمنزل خودم بروم و اولاد من از من سؤال کند و بگوید من در سایة تربیت کسی واقع شده ام که یکنفر نمایندة مجلس شورای ملی میگوید فلان قدر برداشت کرده است من چه جواب بدهیم ؟

آقا سید یعقوب ـ اندازه دارد از اندازه خارج نشوید .

بعضی از نمایندگان ( باهمهمه ) بگذارید حرفشان را بزنند

آقا سید یعقوب ، دیگر از اندازه خارج نباید شد .

معاون وزارت مالیه ـ چیزی را که بازیچه نمیشود گرفت یکی دم شیر و یکی حیثیات افراد است . مراسلاتی را که آقا ذکر و اشاره فرمودند که یکی نمرة ۲۷۱۶ و دیگری نمرة ۲۱۸۵ است که بموجب آنها بنده یک فقره چهار هزار و ششصد تومان و یک فقره دیگر یازده هزار تومان برداشت کرده ام باید عرض کنم که همچو چیزی نبوده است . چهار هزار و ششصد تومان را صندوق گمرک کردستان بعنوان مساعده و کمک خرج بصندوق مالیه کردستان بموجب یک قبوض و اسناد خرجی در زمانی که بنده در کرمانشاه بوده ام داده اند ((اینها را پیدا کرده ام و اینجا حاضر است )) یک فقره دیگر یازده هزار تومان است که بموجب ۲۱۸۵ بنده برداشت کرده ام و بنده ابداً و بهیچ وجه من الوجود در خاطر ندارم که همچو چیزی وجود داشته باشد . بالاخره اگر اجازه بفرمائید حالا میخواهم : ۲۱۸۵ بتاریخ ۱۹ ژون ۱۹۱۷ ۲۹ جوزای ئیلان ئیل ۱۳۳۵

وزارت جلیله مالیه ـ توفیراً باستحضار خاطر مبارک می رساند

که جناب آقای نظام السلطنه قبل از حرکت از کرمانشاه مبلغ یازده هزار تومان وجهی را که در آن تاریخ موجودی صندوق کرمانشاه بوده از صندوق گمرک محلی مأخوذ داشته اینک دو فقره قبض رسید یکی بمبلغ ( ۵۷۵۰ ) تومان و دیگری معادل ( ۵۲۵۰ ) تومان که جمعاً بالغ بر ۱۱ هزار تومان میگردد و در موقع تحویل گرفتن وجه بصندوق گمرک کرمانشاه سپرده شده بضمیمه یک فقره حکم پرداخت مبلغ مزبور به مهر نظام السلطنه تلواً حضور محترم ارسال و ضمناً مبادرت می نماید که مبلغ یازده هزار تومان در محاسبه جوزای ئیلان ئیل جاری جزء وجوه پرداختی بوزارت جلیله مالیه از بابت سنه ماضیه لوی ئیل ثبت و منظور گردید . از طرف مدیر کل گمرکات دلکروا این همان مراسلة نمره دو هزار و صد و هشتاد و پنج است که آقای ذکر فرمودند و شاید بعضی از آقایانی که یک قسمت از اوقاتشان را در آن اوان در وزارت مالیه صرف نموده اند خاطرشان مستحضر باشد در هر صورت عین مراسله همین بود که قرائت شد . حوالة هم که آقای نظام السلطنه داده اند این است : اداره کل گمرکات کرمانشاهان ـ مبلغ یازده هزار تومان فوریت بپردازید که باید بمصارف لازمه فوری برسد . نظام السلطنه این مبلغ را باداره تشکیلات بپردازند و رسید دریافت دارند . نظام السلطنه نظام السلطنه هم مرد شریفی است و برای خودش برداشت نکرده است . یک نفر عنصر پاک شما که الآن ریاست مجلس را دارند در آنجا بوده اند حضرت والا شاهزاده سلیمان میرزا و آقای حاج عزالممالک هم تشریف داشته و مستحضرند قضیه قضیة یکشاهی صد دینار نبوده است . قبضی هم که داده اند اجازه بفرمائید بخوانم : وسط اداره جلیله گمرکات کرمانشاهان . مبلغ پنجهزار و هفتصد و پنجاه تومان بابت حواله یازده هزار تومان که حضرت اشرف آقای نظام السلطنه به گمرک داده بودند بصندوق تشکیلات رسید . آقای نظام السلطنه هم مرقوم فرموده اند : قبض صندوق صحیح است ( نظام السلطنه ) توسط اداره جلیلة گمرکات کرمانشاهان مبلغ پنجهزار و دویست و پنجاه تومان حوالة یازده هزار تومان که حضرت اشرف آقای نظام السلطنه بگمرک داده بودند به صندوق تشکیلات رسید . امضاء تحویلدار صحیح است :

نظام السلطنه ممکن است عین اینها را بمقام ریاست بدهم . خلاصه بنده همچو فرض میکنم که اوقات مجلس شورای ملی باید بیک قضایای مهمة صرف شود نه بیک مطالبی که شاید هیچ اهمیتی ندارد و مبتنی بر یک اشتباهاتی است . در هر صورت قضیه این بود که بعرض مجلس شورای ملی و آقایان محترم میرسانم و یک مسئله را که خارج از این محوطه است از مقام ریاست اجازه میخواهم عرض کنم و آن اینست که ممکن بود نمایندة محترم خودشان بصرافت طبع و بر حسب ضرورت از طریق مجلس شورای ملی یا شخصاً خودشان بوزارت مالیه مراجعه میفرمودند مراسلات و نوشتجاتی که محتاج ارائه میدانستند و امهار آنها را به دقت ملاحظه میفرمودند . زیرا همیشه اوراق و دفاتر وزارتخانها برای نمایندگان مجلس شورای ملی باز و آزاد است . حالا که خودشان فرمودند آن اوراق را ملاحظه نفرموده اند ( اینها همین اوراقی است که نزد بنده است ) و اشخاص دیگری این نمرات را خدمتشان داده اند . و اشخاصی که نمرة مراسلات را از داخل یک وزارتخانه میدهند در این موقع اتفاقاً کسی که این نمره را داده لابد آدم خوبی نبوده . زیرا یک راپورت دروغی بیک آدم صالح خوبی داده است . ممکنست یک وقتی یک آدم یک راپورت صحیحی بمقام غیر صالحی بدهد که برای مملکت اسباب زحمت فراهم کند و چون حفظ اسناد و نوشتجات در وزارتخانها کمال لزوم را دارد از لحاظ انتظامات اداری اگر ممکنست خوبست آقای نمایندة محترم اسم آن شخصی که این راپورت را خدمتشان داده است بفرمایند تا انتظامات اداری حفظ شود .

نایب رئیس ـ زائد نمیدانم چند کلمه عرض کنم . اولاً اظهارات آقای معاون وزارت مالیه بجای خودش صحیح است لکن امیدوارم هیچیک از نمایند گانهم نخواهند مقاصد خصوصی خودشان را در کارهای عمومی دخالت بدهند . و چون اشاره از ایام مهاجرت فرمودند لازم میدانم عرض کنم که در این مهاجرت که آقا هم تشریف داشتند آنچه پول از داخلة خود ایران شد و دیناری از این پولها بخارج از ایران نرفت و تمام صرف داخله شد . این یک کلمةای بود که لازم بود بفرمایند ولی نفرمودند تمام پولهائی که گرفته شد صرف داخله شد یا بنحو امانت بود یا به دست خود ایشان به ایران برگشت . این را محض تذکر عرض کردم که دیناری از پول داخله ایران بخارجه وارد نشد . حالا اگر آقایان اجازه بفرمایند داخل دستور شویم .

یاسائی ـ بنده توضیح دارم

نایب رئیس ـ بفرمائید

یاسائی ـ چون غالب از بیانات آقای معاون خارج از موضوع بود بنده ناگزیرم یک قدری بیشتر از آنچه که در نظامنامه به بنده حق داده شده است توضیح عرض کنم شاید هم خارج از موضوع بشود .

نایب رئیس ـ خارج از موضوع که نمیشود توضیح داد پس شما داخل در موضوع بفرمائید .

یاسائی ـ نمایندگان محترم البته در نظر دارند که بنده در حین سؤال عرض کردم که نهایت اطمینان و حسن عقیده را بصحت عمل آقای فرزین دارم و سؤال بنده هم از این نقطه نظر که یک پول هائی گرفته اند یا نگرفته اند نبود بلکه از نقطه نظر تعقیب مدیر محشر بود که ایشان مدیر روزنامة محشر را تعقیب کرده و در تحت تضییقات گذاشته اند و همین مسئله باعث شد که بنده این سؤالرا کردم . بنده کسی را ملاقات نکرده ام و کسی هم ببنده مراجعه نکرده است فقط بنده این مسئله را در روزنامه خواندم و یادداشت کردم و چندی هم نزد بنده بود و در نظر داشتم از خودشان بطور خصوصی سؤال کنم تا بالاخره از لحاظ اهمیتی که بنده بمطبوعات میدهم قرار شد در مجلس سؤال بشود . یک فرمایشاتی کردند که من کی هستم و نماینده کیست و چه اهمیت دارد و این اهمیتی که ببنده دادند از نقطه نظر نمایندگی بود نه شخص بنده خیر اینطور نیست . شما باید ) از نقطه نظر شخص بنده به بنده اهمیت بدهید . زیرا بنده یک خدمات مهمی در عدلیه این مملکت کرده ام و ابداً سابقه ننگینی هم ندارم بلکه همیشه خدمات شایانی در عدلیه کرده ام و از بهترین قضاة عدلیه شناخته میشوم و بهترین معرف بنده هم پرسنل وزارت عدلیه و اداره امور عدلیه است و تمام اهالی خطه شرق از عملیاتی که بنده در دوره مأموریت خودم نموده ام کاملاً مسبوق هستند و میدانند بنده هم اهمیتی که بشما میدهم از نقطه نظر کار و از شما از این لحاظ است که شما معاون وزارت مالیه هستید و یک مقامی را اشغال کرده اید نه از نقطه نظر شخصی .

نایب رئیس ـ گمان میکنم این نحو از مذاکرات قدری خارج از موضوع باشد .

یاسائی ـ آنوقت هم خارج از موضوع بود و اخطار نفرمودید . ایشان هم بیک مجلس توهین کردند و چیزی نفرمودید .

بعضی از نمایندگان ( باهمهمه ) بمجلس چه مربوط بود . کجا بمجلس توهین کردند .

آقا سید یعقوب ـ دیگر چه نگفتند ؟ برای مجلس چه گذاشتند ؟

یاسائی ـ با اصول هو که نمیشود جواب یک نماینده را داد . ممکن بود ایشان بطور ساده جواب بفرمایند و در صورتیکه مسئله کذب است تکذیب بفرمایند . خیلی از سؤالات میشود که اصل ندارد و دروغ است فوری تکذیب میشود این چیز تازة نیست که بنده اختراع کرده باشم . در اطراف لغت برداشت یک بیاناتی کردند . البته لغت استفاده یک معنائی دارد اختلاس که بغلط استعمال میشود یک معنای دیگری دارد استجلاب یک معنائی دارد و هر کدام از این کلمات یک معنائی دارد و گاهی هم بغلط استعمال میشوند و هر یک از اینها در اصطلاحات فقهی مورد مخصوصی دارد . بنده نگفتم ایشان سرقت یا اختلاس کرده اند . در روزنامه شرحی نوشته شده بود که در زمان تصدی ایشان یک وجوهی برداشت شده است و چون این شرح نوشته شده بود حقاً خوب بود همان وقت خودشان یا وزیر مالیه در همان روزنامه یا جریده دیگر از خود دفاع کرده و مسئله را قویاً تکذیب می کردند . نه اینکه او را در سیاه چال نظمیه بیندازند . و بنده موجبی نداشت که این سؤال را بکنم جز اینکه ایشان باعث شدند که برخلاف قانون مدیر روزنامه محشر را بحکومت نظامی و محبس ببرند و او را مجبور کنند که مسئله را تکذیب نماید . از این نقطه نظر بود که بنده این سؤال را کردم نه از نظر اینکه آقای فرزین وجهی اختلاس کرده اند . و کلمه برداشت هم یک چیزی است که همه استعمال میکنند نه بآن معنائی که فرمودند . و چون در مراسله کلمه مأخوذ نوشته شده بود بنده آن را فارسی کرده و به کلمه برداشت تعبیر کردم . در ضمن فرمایشاتشان یک اشارة کردند براینکه فلانکس در وزارت مالیه یک تقاضاهائی دارد و چون من نتوانسته ام تقاضاهای خصوصی ایشان را انجام بدهم شاید خیال کرده اند من مانع انجام تقاضاهای ایشان بوده ام از اینجهت برای انتقام خواسته اند از در دیگر داخل شوند و در نتیجه این سؤال را کرده اند . خیر ـ بنده ابداً این نظر را نداشته و هیچوقت یک تقاضای نامشروعی تا حال از هیچکس نکرده ام چه برسد بوزارت مالیه . تقاضاهای بنده در حدود شکایات و مراجعاتی است که موکلین بنده به بنده میکنند .یک تلگرافاتی بتوسط آن تلگرافات را بنده خدمت ایشان یا وزارت مالیه میبرم و می گویم قضیه اینطور است و شما در فلان امر دقت کنید . مثلاً اگر نظرشان باشد . در چندی قبل بنده در همین جا یک تقاضائی از وزارت مالیه کردم و آنهم راجع به قضیه سنگسر بود . سنگسر یک قضیه ایست در نزدیکی طهران و دارائی آن عبارت از یک سلسله گوسفندهائی است که می آورند و می فروشند . اینها در زمان جهانسوز میرزا که حاکم شاهرود بود یک باجی میداده اند باسم باج جهانسوز میرزائی که مبلغ آنهم بالغ بر هشتصد تومان بود . بعد که تومانی یک عباسی معارفی هم ضمیمة آن شده هشتصد و شانزده تومان است . این هشتصد تومانرا باسم مالیات گوسفند سنگسر مالیه سمنان و شاهرود میگرفت اخیراً حکم شده است بروند در سر کویر و گوسفند شماری کنند و مالیات را بگیرند و فرستاده اند دو سه هزار تومان گرفته اند . سالی یکمرتبه مأمور میفرستند در یک محل مخصوص که گوسفندها از آنجا عبور میکنند و باج میگیرند . بنده تقاضا کردم در صورتیکه ادارة مالیه میفرستند مواشی و گوسفندها را شماره کرده و باج را میگیرد دیگر این هشتصد تومان باید از میان برود . یک قسمت دیگر که خودشان اشاره کردود راجع بمیرزا ابوالفاخری است که تحصیلدار جندق بوده و جندق را همه آقایان میدانند که عبارت از قرائیست واقع در مرکز ایران محاط در کویر و صحرای لوت ادارة پست وتلگراف هم ندارد یک نایب الحکومه در آنجا هست . در سنه گذشته بواسطه عدم توجه وزارت مالیه مالیة محل حکومت آنجا یک مبالغی از اهالی محل گرفته و قبض داده و اهالی آن قبضها را فرستاده اند پیش بنده که حالا حاضر است . بنده مراجعه کردم بوزارت مالیه و مالیه جواب داده است ما نمیتوانیم بابت مالیات حساب کنیم و بایستی از وزارت داخله جواب بخواهید و این مسئله تا زمان آقای منصورالملک طول کشید و حالا ایشان که اینجا هم تشریف دارند آن نایب الحکومه را تعقیب کرده اند و حتی بنده تقاضای محاکمه اداری او را هم کرده ام و امیدوارم در حضور خود آقای معاون وزارت داخله محاکمه بشود . بالاخره بنده مراجعه کردم بوزارت مالیه که در آنجا مأمورین اسباب زحمت مردم شده اند و مالیه هم پولی را که مردم داده اند بنایب الحکومه آنجا و قبض دریافت کرده اند قبول نمکند و این بواسطه این است که مأمورین مالیه در آنجا نبوده اند و اگر مأمور مالیه در آنجا حاضر باشد این زحمت برای مردم تولید نمیشود که دو مرتبه از آنها مالیات بخواهند . یک تحصیلداری از سابق بوده است از خود محل چون جندق یک محل کوچکی است و هزار و سیصد تومان مالیات آنجا بیشتر نیست ناچار باید یکنفر مأمور از اشخاص محلی باسم تحصیلدار در آنجا باشد و یک همچو شخصی هم در آنجا بوده و این نه تنها در آنجا مرسوم است بلکه در همه جا تحصیل دارهای محلی هست . زیرا دولت نمیتواند یک اشخاصی را از طهران با حقوقات گزاف و مواجب زیاد باینگونه محلها بفرستد آنهم بیک همچه نقطة که حتماً اگر مأموری از طهران برود صد تومان حقوق ماهیانه میخواهد در صورتی که تمام مالیات آنجا هزار و سیصد تومان بیشتر نیست . بعلاوه این پیشنهاد را بنده نکردم این پیشنهاد را اداره مالیه سمنان کرده است و رؤسای مالیه امضاء کرده اند و فرستاده اند و نمیدانم در کجاها جریان اداری داشته است . در هر حال امین مالیه سمنان پیشنهاد کرده بود و این یک موضوعی نبوده که ایشان بخواهند بعنوان دفاع در موضوع دیگری عنوان کنند . مقصود این بود که تقاضاهای بنده از قبیل بوده است . از ارزاق سمنان مدتی است شکایت میکنند . یک وقتی هم شاهزاده سردار مفخم یک همچو سؤالی راجع بارزاق قزوین از آقای وزیر مالیه کردند تقریباً عین همین قضیه در سمنان هست قیمت گندم و نان یکی است مردم آنجا داد و بیداد میکنند که در زمان استبداد هم همینطور نبوده همیشه نان باید قیمتش ارزان تر از قیمت گندم باشد در آن زمان ها باز حکام برای جلب نظر مردم میآمدند هر شش ماه یک مرتبه چراغی روشن میکردند و نان را ارزان میکردند ولی حالا قیمت نان مساوی قیمت گندمست . در صورتی که همیشه سه تومان قیمت نان باید ارزانتر از قیمت گندم باشد . در هر صورت این شکایتی بوده که اهالی و تجار آنجا کرده و میکنند بنده تقاضا کردم اگر ممکن است نان را ارزانتر کنند تقاضاهای بنده از این قبیل بوده است راجع ببیاناتی که فرمودند در اصل قضیه هم بنده که ناظر ایشان نبوده ام که ایشان پولرا برداشت کرده اند یا دیگری برداشت کرده یا بچه مصرفی رسیده سؤال بنده این نبوده است . سؤال بنده این بوده که مدیر محشر که یک مدیر روزنامه ایست بچه ملاحظه و بچه مجوز قانونی تعقیبش کرده اند . برخلاف ترتیبات معموله . این سؤال بنده بوده است .

جمعی از نمایندگان ـ وارد دستور شوید .

فرزین معاون وزارت مالیه ـ بنده اجازه خواستم برای یک امری که برای شخص بنده اهمیت فوق العاده داشت جواب عرض کنم . چون در تمام مدت عمرم یک همچو قضیة نظیر نداشته است لازمست جواب عرض کنم . اگر در یک مطالب اساسی مذاکره میشد لازم میدانستم چند جلسه در آن صحبت شود ولی قضیه اینطورها نیست که آقا میفرمایند . بنده وقت مجلس را تضییع نمی کنم و همینقدر عین سؤال آقای یاسائی را خواندم صحبت مدیر روزنامه محشر در سؤال آقا نبود و بصراحت تام نوشته است که فلان کس این مبلغ را برداشت کرده است و بنده میخواستم عرض کنم که این کلمة برداشت در آرشیو مجلس میماند . در دوسیه های وزارت مالیه و در تمام مؤسسات دولتی میماند ضبط میشود . البته یک چنین نوشته برای من یک اثرات سوئی میگذارد و این اثر برای من واعقاب من تباه کنند است عجبا !! بنده این را عرض میکنم ! بیش از این عرضی ندارم .

وزیر فوائد عامه ـ دو فقره سؤال شده بود از بنده حاضرم جواب بدهم . شاهزاده محمد ولی میرزا و آقای مدبرالملک از من در فقره سؤال کرده بودند اگر میل دارند جواب عرض کنم

مدبرالملک ـ نظریملاقاتی که در سه چهار روز قبل از آقای وزیر فوائد عامه نمودم و چند فقره تلگراف به بنده ارائه دادند بنده تا حدی قانع شدم و فعلاً عرضی ندارم اگر شکایت دیگری رسید البته بوظیفة که عهده دار هستم رفتار خواهم کرد .

نایب رئیس ـ شاهزاده محمد ولی میرزا تشریف ندارند ؟

یک نفر از نمایندگان ـ خیر

نایب رئیس ـ وارد دستور میشویم قبلاً شعبات باید انتخاب شوند . عده ۱۰۷ نفر هر شعبه ۱۷ نفر پنج نفر باقی میماند که مجدداً به شعبات تقسیم میشود .

( آقای معظم السلطان اسامی آقایان نمایندگانرا استقراع نموده شعبات سته بطریق ذیل معلوم گردید .

شعبه اول : آقای سردار معتمد . آقای حاج عزالممالک . آقای ضیاءالواعظین . آقای سهام السلطان . آقای هایم . آقای آقا سید یعقوب . آقای شریعتمدار . آقای ملک التجار .آقای ضیاءالملک .آقای مدبرالملک .آقای حاج میرزا علیرضا . آقای میرزا سلیم خان ایزدی . آقای شیروانی . آقای محمد ولی میرزا . آقای عماد السلطنه . شاهزاده شیخ الرئیس . آقای امیر اشرف .

شعبه دوم : آقای مؤتمن الملک . آقای سپهدار اعظم . آقای میرزا محمد نجات . آقای مدرس . آقای آقا شیخ محمد علی الموتی . شاهزاده غلامحسین میرزا . آقای حاج میرزا اسدالله خان . آقای مشار اعظم . آقا حاج میرزا عبدالوهاب . آقای عدل الملک . آقای آقا میرزا شهاب الدین . آقای دولت آبادی . آقای سردار مفخم . آقای امیر احتشام . آقای آقا سید حسن اجاق . آقای معاضد السلطنه . آقای سردار فاخر .

شعبه سوم : آقای مقوم الملک . آقای آقا میرزا یدالله خان . آقای آقا سید کاظم یزدی . آقای معظم السلطان . آقای شیخ العراقین زاده . آقای قائم مقام . آقای دست غیب ـ آقای شیخ هادی شیخ الرئیس ـ آقای دیوانبیگی آقای رهنما ـ‌ آقای امین الشعریه ـ‌ آقای آقا شیخ عبدالرحمن ـ‌ آقای یمین الملک ـ آقای کی استوان ـ آقای مستوفی الممالک ـ آقای آقا سید محمد علی شوشتری ـ آقای امیراعلم .

شعبه چهارم : آقای آقا سید محیی الدین ـ آقای سردار نصرت ـ آقای مشیرالدوله ـ آقای اخگر ـ آقای حاج مشیراعظم ـ آقای ناصرالاسلام ‌ـ آقای زعیم ـ آقای شیخ الاسلام ملایری ـ‌ آقای مساوات ـ آقای عصرانقلاب ـ‌ آقای وکیل الملک ـ آقای سهرابجان ـ آقای میرزا سید حسن کاشانی ـ آقای سردار منتصر ـ‌ آقای ضیاءالاطباء ـ آقای نصرت الدوله ـ آقای کازرونی .

شعبه پنجم ـ آقای حاج آقا اسمعیل عراقی ـ‌ آقای سلیمان میرزا ـ‌ آقای مصدق السلطنه ـ آقای معتمدالسلطنه ـ‌ آقای آشتیانی ـ آقای صدرائی ـ‌ آقای آقا سید احمد بهبهانی ـ آقا مصدق الملک ـ‌ آقای شریعت زاده ـ آقای رئیس التجار ـ آقای اعتبارالدوله آقای صدق السلطنه ـ آقای آقا شیخ محمد علی طهرانی ـ آقای قوام الدوله ـ آقای کیخسرو ـ آقای ملک الشعراء ـ آقای وحیدالدوله . شعبة شش ـ آقای تقی زاده ـ آقای صدالعلماء مقنی ـ آقای نظم الملک عظیمی ـ آقای میرزا رضاخان افشار ـ آقای سیدالمحققین ـ آقای سیدمصطفی بهبهانی ـ آقای آقا شیخ علی مدرس ـ آقای میرزا جوادخان ـ آقای تدین ـ آقای یاسائی ـ آقای اقبال الممالک ـ آقای داور ـ آقای سیف الله خان اسکندری ـ آقای آقا شیخ جلال ـ آقای سالارلشگر ـ آقای احتشام الحکماء ـ آقای صولت السلطنه

نایب رئیس ـ پنج نفر دیگر هستند اضافه میشود برپنج شعبه . ( بترتیب ذیل اضافه شد )

شعبه اول ـ آقای سرکشیک زاده .

شعبه دوم ـ آقای مشارالملک .

شعبه سوم ـ آقای مشیرمعظم .

شعبه چهارم . آقای احیاء السلطنه

شعبه پنجم . آقای سردار عشایر

نایب رئیس ـ البته آقایان در وقت تنفس که شعبات تشکیل میشود اعضاء کمیسیون عرایض و مبتکرات را انتخاب خواهند کرد .

حاج عزالممالک ـ خوبست وارد دستور بشویم .

نایب رئیس ـ اگر آقایان اجازه میفرمایند تنفس داده شود .؟

جمعی از نمایندگان ـ صحیح است .

( در این موقع جلسه را برای تنفس تعطیل و پس از یک ساعت و یک ربع مجدداً تشکیل گردید )

نایب رئیس ـ‌ چون دو نفر از آقایان مرقوم داشته اند سؤالی از آقایان وزراء در موضوع خوزستان بفرمایند . عده برای مذاکره کافی است ولی برای رأی کافی نیست .

بعضی از نمایندگان ـ‌ رأی لازم ندارد سؤالی است .

نایب رئیس ـ آقای تدین . ( اجازه )

تدین ـ نظر باهمیت ولایت خوزستان که جزء لاینفک ایران از قدیم بوده و هست و خواهد بود .

نمایندگان ـ صحیح است .

تدین ـ و اخیراً یک پیش آمدهائی از ناحیة شیخ خزعل شده است میخواهم سؤال کنم از آقایان وزراء که در این باب و وقایعی که اخیراً اتفاق افتاده است اطلاعاتی دارند بفرمایند تا اینکه رفع نگرانی عامه تا اندازه از وضعیات آنجا بشود . وزیر مالیه ـ خیلی مسرت دارم از اینکه خدمت آقایان نمایندگان محترم عرض کنم و اطلاع بدهم بایشان که دیشب از طرف آقای رئیس الوزراء از برای بنده تلگرافی رسیده است و مطلبی را که ایشان سؤال میکنند این تلگراف جواب میدهد و تصور میکنم بهتر از همه جوابها همین است که تلگرافی را که ایشان ببنده مخابره نموده اند برای آقایان محترم قرائت کنم که هم خاطرشان از مطلب مستحضر میشود و هم ضمناً هم بعضی انتشارات و اشاعات این چند روزة اخیر که بنده اطلاع دارم اسباب نگرانی شده بود آنها هم تکذیب شود میفرمایند در پایان عملیات قشونی و ورود من بشیراز تلگرافی از خزعل باین جانب رسیده که عیناً نقل و مخابره مینمایم .

آستان مبارک حضرت اشرف آقای رئیس الوزراء دامت عظمته .

بعضی ها فدوی را معتقد ساخته بودند که حضرت اشرف نسبت به بنده احساسات بی مهری و بی لطفی دارند ولی بحمدالله در این اواخر مطلع گردیدم که حقیقت حال چنین نیست و این مسئله موجب امیدواری شد . البته بر خاطر مبارکه که معلوم است که آن سوء تفاهم از دسانس و آنتریکهای بعضی مغرضین و مفسدین غیر از بختیاری که البته نسبت بوجود مبارک و وجود ذیجود حضرت اشرف عداوت داشتند و میخواستند فدوی را آلت اغراض شخصیه و مقاصد دیرینه خود سازند تقویت و فزونی یافت و بالاخره از کجی و اوعوجاج این مسلک مطلع شده و اینک بعرض تأسف مبادرت نموده و از اعمال ناشایستگی که در ظرف این چند ماه گذشته از طرف این بنده نسبت بدولت علیه سرزده معذرت میخواهد و در آینده نیز کما فی السابق نهایت آمال فدوی این است که نسبت بدولت متبوعه کمال خدمتگزاری را بعمل آورده و تا آخرین درجه امکان بانهایت خلوص نیت و حسن عقیده باجرای اوامر مبارک اقدام کنم امیدواری کامل دارم که حضرت اشرف نیز این تأسف را پذیرفته و باز هم فدوی را مورد اعتماد قرار داده و از دولت خواهی اطمینان خواهند داشت از قرار معلوم موکب عظمی این روزها بجنوب تشریف فرما میشود و اگر این مسئله صحیح است خیلی شایق هستم که به شرف ملاقات نائل شده و شخصاً بآن وجود محترم که ریاست دولت متبوعه را دارا هستند تأسفات خود را از مامضی و تأمینات خدمت گذاری و خلوص نیت را در آینده عرض کنم منتظر اظهار مرحمت و اجازه شرفیابی هستم خزعل جوابی را هم که از طرف جانب باو مخابره شده است ذیلاً نقل مینمایم آقای سردار اقدس تلگراف شما را در شیراز ملاحظه کردم معذرت و ندامت و تأسف شما را میپذیرم در صورت تسلیم قطعی .

نایب رئیس ـ شاهزاده سلیمان میرزا هم همین سؤال را داشتند سؤال آقای ملک الشعراء هم همین بود

جمعی از نمایندگان ـ دیگر محتاج نیست .

نایب رئیس ـ تکلیف بنده این است که بعرض مجلس برسانم

ملک الشعراء ـ بنده سؤال دیگری دارم .

وزیر فوائد عامه . قبلاً باید اطلاع بدهند .

نایب رئیس ـ اگر آقایان موافقند جلسه را ختم کنیم .

جمعی از نمایندگان ـ صحیح است .

نایب رئیس ـ جلسه آتیه پنجشنبه سه ساعت و نیم قبل از ظهر . دستور بودجه مملکتی و لیکن قبلاً آقایان باید شعب را تشکیل بدهند

( مجلس یکساعت و یک ربع بعد از ظهر ختم شد )

رئیس مجلس شورای ملی ـ مدرس

منشی ـ علی اقبال الممالک

منشی ـ معظم السلطان