صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۹٬۷۰۱ تا #۹٬۷۵۰.
- دیوان شمس/در میان پرده خون عشق را گلزارها
- دیوان شمس/در هوایت بیقرارم روز و شب
- دیوان شمس/در وصالت چرا بیاموزم
- دیوان شمس/در پرده خاک ای جان عیشی است به پنهانی
- دیوان شمس/در پرده دل بنگر صد دختر آبستان
- دیوان شمس/در چمن آیید و بربندید دید
- دیوان شمس/در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد
- دیوان شمس/در کوی کی میگردی ای خواجه چه میخواهی
- دیوان شمس/در گذر آمد خیالش گفت جان این است او
- دیوان شمس/درآ تا خرقه قالب دراندازم همین ساعت
- دیوان شمس/درآمد در میان شهر آدم زفت سیلابی
- دیوان شمس/درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر
- دیوان شمس/درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا
- دیوان شمس/درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانم
- دیوان شمس/درخت و برگ برآید ز خاک این گوید
- دیوان شمس/درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما
- دیوان شمس/درد ما را در جهان درمان مبادا بیشما
- دیوان شمس/درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیم
- دیوان شمس/درهم شکن چو شیشه خود را، چو مست جامی
- دیوان شمس/دروازه هستی را جز ذوق مدان ای جان
- دیوان شمس/درون ظلمتی میجو صفاتش
- دیوان شمس/دریغا کز میان ای یار رفتی
- دیوان شمس/دریوزهای دارم ز تو در اقتضای آشتی
- دیوان شمس/دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زادهای
- دیوان شمس/دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
- دیوان شمس/دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس
- دیوان شمس/دست من گیر ای پسر خوش نیستم
- دیوان شمس/دشمن خویشیم و یار آنک ما را میکشد
- دیوان شمس/دعا گویی است کار من بگویم تا نطق دارم
- دیوان شمس/دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم
- دیوان شمس/دل آتش پذیر از توست برق و سنگ و آهن تو
- دیوان شمس/دل آتش پرست من که در آتش چو گوگردی
- دیوان شمس/دل آمد و دی به گوش جان گفت
- دیوان شمس/دل با دل دوست در حنین باشد
- دیوان شمس/دل بر ما شدست دلبر ما
- دیوان شمس/دل بیقرار را گو که چو مستقر نداری
- دیوان شمس/دل بیلطف تو جان ندارد
- دیوان شمس/دل خون خواره را یک باره بستان
- دیوان شمس/دل دست به یک کاسه با شهره صنم کرده
- دیوان شمس/دل دل دل تو دل مرا مرنجان
- دیوان شمس/دل دی خراب و مست و خوش هر سو همیافتاد از او
- دیوان شمس/دل را تمام برکن ای جان ز نیک نامی
- دیوان شمس/دل را ز من بپوشی یعنی که من ندانم
- دیوان شمس/دل معشوق سوزیده است بر من
- دیوان شمس/دل من دل من دل من بر تو
- دیوان شمس/دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد
- دیوان شمس/دل من چون صدف باشد خیال دوست در باشد
- دیوان شمس/دل من کار تو دارد گل و گلنار تو دارد
- دیوان شمس/دل من که باشد که تو را نباشد
- دیوان شمس/دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار