صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۸٬۹۵۱ تا #۹٬۰۰۰.
- وحشی بافقی (غزلیات)/خوشست آن مه به اغیار آزمودم
- وحشی بافقی (غزلیات)/خونخواره راهی میروم تا خود به پایان کی رسد
- وحشی بافقی (غزلیات)/خیز و به ناز جلوه ده قامت دلنواز را
- وحشی بافقی (غزلیات)/دارد که چون تو پادشهی بندهات شوم
- وحشی بافقی (غزلیات)/در آغاز محبت گر وفا کردی چه میکردم
- وحشی بافقی (غزلیات)/در آن دیار که هجران بود حیات نباشد
- وحشی بافقی (غزلیات)/در آن مجلس که او را همدم اغیار میدیدم
- وحشی بافقی (غزلیات)/در اول عشق و جنون آهم ز گردون بگذرد
- وحشی بافقی (غزلیات)/در این فکرم که خواهی ماند با من مهربان یا نه
- وحشی بافقی (غزلیات)/در بزم وصل اگر چه همین در میان منم
- وحشی بافقی (غزلیات)/در دل همان محبت پیشینه باقی است
- وحشی بافقی (غزلیات)/در راسته ناز فروشان که بتانند
- وحشی بافقی (غزلیات)/در راه عشق با دل شیدا فتادهایم
- وحشی بافقی (غزلیات)/در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است
- وحشی بافقی (غزلیات)/در ماندهام به درد دل بی علاج خویش
- وحشی بافقی (غزلیات)/درون دل به غیر از یار و فکر یار کی گنجد
- وحشی بافقی (غزلیات)/دل از عشق کهن بگرفت از نو دلستانی کو
- وحشی بافقی (غزلیات)/دل باز رست از تو ،ز بند زمانه هم
- وحشی بافقی (غزلیات)/دل و طبع خویش را گو که شوند نرم خوتر
- وحشی بافقی (غزلیات)/دل پر حسرت از کوی تو برگردیدم و رفتم
- وحشی بافقی (غزلیات)/دلا عزم سفر دارم از آن در گفتم آگه شو
- وحشی بافقی (غزلیات)/دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
- وحشی بافقی (غزلیات)/دلم امروز از آن لب هر زمان شکری دگر دارد
- وحشی بافقی (غزلیات)/دلم خود را به نیش غمزهای افکار میخواهد
- وحشی بافقی (غزلیات)/دلم را بود از آن پیمان گسل امید یاریها
- وحشی بافقی (غزلیات)/دلی و طاقت سد آه آتشین دارم
- وحشی بافقی (غزلیات)/دلی کز عشق گردد گرم، افسردن نمیداند
- وحشی بافقی (غزلیات)/دو هفته رفت که ننواختی به نیم نگاهم
- وحشی بافقی (غزلیات)/دور از چمن وصل یکی مرغ اسیرم
- وحشی بافقی (غزلیات)/دوش از عربده یک مرتبه باز آمده بود
- وحشی بافقی (غزلیات)/دوش اندک شکوهای از یار میبایست کرد
- وحشی بافقی (غزلیات)/دوش در کویی عجب بی لطفیی در کار بود
- وحشی بافقی (غزلیات)/دوش پر عربدهای بود و نه آنست امروز
- وحشی بافقی (غزلیات)/دوشم از آغاز شب جا ، بر در جانانه بود
- وحشی بافقی (غزلیات)/دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد
- وحشی بافقی (غزلیات)/دیریست که رندانه شرابی نکشیدیم
- وحشی بافقی (غزلیات)/راندی ز نظر، چشم بلا دیدهی ما را
- وحشی بافقی (غزلیات)/رسید و آن خم ابرو بلند کرد و گذشت
- وحشی بافقی (غزلیات)/رشک میبردند شهری بر من و احوال من
- وحشی بافقی (غزلیات)/روزها شد تا کسم پیرامن این در ندید
- وحشی بافقی (غزلیات)/روزی این بیگانگی بیرون کند از خوی خویش
- وحشی بافقی (غزلیات)/روم به جای دگر ، دل دهم به یار دگر
- وحشی بافقی (غزلیات)/ریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیش
- وحشی بافقی (غزلیات)/ز شبهای دگر دارم تب غم بیشتر امشب
- وحشی بافقی (غزلیات)/ز عشق من به تو اغیار بدگمان شدهاند
- وحشی بافقی (غزلیات)/ز پیش دیده تا جانان من رفت
- وحشی بافقی (غزلیات)/ز کار بستهی ما عقدهی حرمان که بگشاید
- وحشی بافقی (غزلیات)/ز کمال ناتوانی به لب آمدست جانم
- وحشی بافقی (غزلیات)/ز کوی آن پری دیوانه رفتم
- وحشی بافقی (غزلیات)/ز کویت رخت بربستم نگاهی زاد راهم کن