وحشی بافقی (غزلیات)/دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | وحشی بافقی (غزلیات) (دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست) از وحشی بافقی |
' |
| دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست | کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست | |
| گلگشت چمن با دل آسوده توان کرد | آزرده دلان را سر گلگشت چمن نیست | |
| از آتش سودای تو و خار جفایت | آن کیست که با داغ نو و ، ریش کهن نیست | |
| بسیار ستمکار و بسی عهد شکن هست | اما به ستمکاری آن عهد شکن نیست | |
| در حشر چو بینند بدانند که وحشیست | آنرا که تنی غرقه به خون هست و کفن نیست |