وحشی بافقی (غزلیات)/دل از عشق کهن بگرفت از نو دلستانی کو
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | وحشی بافقی (غزلیات) (دل از عشق کهن بگرفت از نو دلستانی کو) از وحشی بافقی |
' |
| دل از عشق کهن بگرفت از نو دلستانی کو | قفس بر هم شکست این مرغ، خرم بوستانی کو | |
| نگاه گرم آتش در حریف انداز میخواهم | بر این دل کز محبت سرد شد آتش فشانی کو | |
| میدوشینه از سر رفت و یک عالم خمار آمد | حریف تازه و بزم نو و رطل گرانی کو | |
| کمند پاره در گردن گریزانست نخجیری | بخواهد جست ازین آماجگه چابک عنانی کو | |
| مذاق تلخ دارم وحشی از زهری که میدانی | حدیث تلخ تا کی بشنوم شیرین زبانی کو |