صفحه‌های رده‌بندی‌نشده

پرش به ناوبری پرش به جستجو

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۷٬۰۰۱ تا #۷٬۰۵۰.

  1. محتشم کاشانی (غزلیات)/به هجر یار که از غیر آن ندارم حظ
  2. محتشم کاشانی (غزلیات)/به هجران کرده بودم خو که ناگه روی او دیدم
  3. محتشم کاشانی (غزلیات)/به وجود پاکت شه من ز بدان گزندی نرسد
  4. محتشم کاشانی (غزلیات)/به پیش اختر حسن تو مهر تاب ندارد
  5. محتشم کاشانی (غزلیات)/به گوشم مژده‌ی وصل از در و دیوار می‌آید
  6. محتشم کاشانی (غزلیات)/بهتر است از هرچه دهقان در چمن می‌پرورد
  7. محتشم کاشانی (غزلیات)/بهترین طاقی که زیر طاق گردون بسته‌اند
  8. محتشم کاشانی (غزلیات)/بهر دعا از درت چون به درون آمدم
  9. محتشم کاشانی (غزلیات)/بود شهری و مهی آن نیز محمل بست و رفت
  10. محتشم کاشانی (غزلیات)/بگو ای باد آن سر خیل رعنا پادشاهان را
  11. محتشم کاشانی (غزلیات)/بیا ای عشق تمکین مرا از گرد ره بشکن
  12. محتشم کاشانی (غزلیات)/بیش از دی گرم استغنا زدن گریده‌ی
  13. محتشم کاشانی (غزلیات)/بیش ازین منت وصل و از رخ آن ماه مکش
  14. محتشم کاشانی (غزلیات)/بیچاره باشد همواره عاشق
  15. محتشم کاشانی (غزلیات)/بی‌تصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست
  16. محتشم کاشانی (غزلیات)/بی‌وفا یارا وفا و یاریت معلوم شد
  17. محتشم کاشانی (غزلیات)/بی‌پرده برآئی چو به صحرای قیامت
  18. محتشم کاشانی (غزلیات)/تا اختیار خود به رقیب آن نگار داد
  19. محتشم کاشانی (غزلیات)/تا بر سپهر از زر انجم بود نشان
  20. محتشم کاشانی (غزلیات)/تا به سر منزل چشمم کنی ای سرو گذار
  21. محتشم کاشانی (غزلیات)/تا به کی جان کسی دل بری از هیچ کسان
  22. محتشم کاشانی (غزلیات)/تا دست را حنا بست دل برد ازین شکسته
  23. محتشم کاشانی (غزلیات)/تا شده ای گل به تو اغیار یار
  24. محتشم کاشانی (غزلیات)/تا میان من و آن مه شده کلفت واقع
  25. محتشم کاشانی (غزلیات)/تا همتم به دست طلب زد در بلا
  26. محتشم کاشانی (غزلیات)/تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغ
  27. محتشم کاشانی (غزلیات)/تائبم از می به دور نرگس غماز او
  28. محتشم کاشانی (غزلیات)/تنی زلال‌وش آن سرو گل قبا دارد
  29. محتشم کاشانی (غزلیات)/تو به زور حسن ایمن مشو از سپاه آهم
  30. محتشم کاشانی (غزلیات)/تو را بسوی رقیبان گذار بسیار است
  31. محتشم کاشانی (غزلیات)/تو چون رفتی به سلطان خیالت ملک دل دادم
  32. محتشم کاشانی (غزلیات)/تو کشیده تیغ و مرا هوس که ز قید جان برهانیم
  33. محتشم کاشانی (غزلیات)/توسن حسن کرده زین طفل غیور سرکشی
  34. محتشم کاشانی (غزلیات)/تیر او تا به سرا پرده‌ی دل ماوا داشت
  35. محتشم کاشانی (غزلیات)/جان بر لب و ز یار هزار آرزو مرا
  36. محتشم کاشانی (غزلیات)/جانا مران رخش جفا بر خاکساران بیش ازین
  37. محتشم کاشانی (غزلیات)/جدائی تو هلاکم ز اشتیاق تو کرد
  38. محتشم کاشانی (غزلیات)/جز من آن کس که به وصل تو نشد شاد که بود
  39. محتشم کاشانی (غزلیات)/جلوه‌ی آن حور پیکر خونم از دل ریخته
  40. محتشم کاشانی (غزلیات)/جهان آرا شدی چون ماه و ننمودی به من خود را
  41. محتشم کاشانی (غزلیات)/حرف در مجلس نگویم جز به هم زانوی او
  42. محتشم کاشانی (غزلیات)/حرف عشقت مگر امشب ز یکی سرزده است
  43. محتشم کاشانی (غزلیات)/حسن را تکیه‌گه آن طرف کلاهست امروز
  44. محتشم کاشانی (غزلیات)/حسن را گر ناز او کالای دکان می‌شود
  45. محتشم کاشانی (غزلیات)/حسن روزافزون او ترسم جهان برهم زند
  46. محتشم کاشانی (غزلیات)/حسن روزافزون نگر کان خسرو زرین طناب
  47. محتشم کاشانی (غزلیات)/حسن می‌نازد به رخسارت چه رخسارست این
  48. محتشم کاشانی (غزلیات)/حسن پری جلوه کرد دیو جنونم گرفت
  49. محتشم کاشانی (غزلیات)/حسن که تابان ز سراپای توست
  50. محتشم کاشانی (غزلیات)/حوصله کو که دل دهم عشق جنون فزای را