محتشم کاشانی (غزلیات)/حسن مینازد به رخسارت چه رخسارست این
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (حسن مینازد به رخسارت چه رخسارست این) از محتشم کاشانی |
' |
| حسن مینازد به رخسارت چه رخسارست این | فتنه میبارد ز رفتارت چه رفتارست این | |
| بلبلان را جای گلزارست و عصمت کرده است | قدسیان را مرغ گلزارت چه گلزارست این | |
| نقد جان آرند و دشنام از لب لعلت خرند | بس فریبنده است بازارت چه بازارست این | |
| آن که میگردد به جرم دیدنت بسمل همان | مینماید میل دیدارت چه دیدارست این | |
| با وجود این همه مردم کشیها هیچکس | نیست ناراضی ز اطوارت چه اطوارست این | |
| از دلم گفتم خبرداری شدی خندان که نه | محض اقار است انکارت چه انکارست این | |
| محتشم با آن که مشتاقند خوبان شعر را | یار بیزار است ز اشعارت چه اشعارست این |