صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۶٬۳۵۱ تا #۶٬۴۰۰.

  1. خاقانی (قصاید)/صبح گاهی سر خوناب جگر بگشایید
  2. خاقانی (قصاید)/صبح‌دم آب خضر نوش از لب جام گوهری
  3. خاقانی (قصاید)/صبح‌دم چون کله بندد آه دود آسای من
  4. خاقانی (قصاید)/صحن ارم ندیدی در باغ شاه بنگر
  5. خاقانی (قصاید)/صدری که قدر کان شکند گوهر سخاش
  6. خاقانی (قصاید)/صفتی است حسن او را که به وهم در نیاید
  7. خاقانی (قصاید)/صورت نمی‌بندد مرا کان شوخ پیمان نشکند
  8. خاقانی (قصاید)/ضمان‌دار سلامت شد دل من
  9. خاقانی (قصاید)/طبع کافی که عسکر هنر است
  10. خاقانی (قصاید)/طره مفشان کز هلالت عید جان برساختند
  11. خاقانی (قصاید)/طفلی هنوز بسته‌ی گهواره‌ی فنا
  12. خاقانی (قصاید)/طفلی و طفیل توست آدم
  13. خاقانی (قصاید)/عارضه‌ی تازه بین که رخ به من آورد
  14. خاقانی (قصاید)/عافیت را نشان نمی‌یابم
  15. خاقانی (قصاید)/عالم جان خاص توست نوبه فرو کوب هین
  16. خاقانی (قصاید)/عروس عافیت آنگه قبول کرد مرا
  17. خاقانی (قصاید)/عشق بهین گوهری است، گوهر دل کان او
  18. خاقانی (قصاید)/عشق بیفشرد پا بر نمط کبریا
  19. خاقانی (قصاید)/عهد عشق نیکوان بدرود باد
  20. خاقانی (قصاید)/عید است و پیش از صبح‌دم مژده به خمار آمده
  21. خاقانی (قصاید)/عیدی است فتنه‌زا ز هلال معنبرش
  22. خاقانی (قصاید)/غارت دل می‌کنی شرط وفا نیست این
  23. خاقانی (قصاید)/غصه بر هر دلی که کار کند
  24. خاقانی (قصاید)/غصه بندد نفس افغان چکنم؟
  25. خاقانی (قصاید)/فلک کژروتر است از خط ترسا
  26. خاقانی (قصاید)/قحط وفاست در بنه‌ی آخر الزمان
  27. خاقانی (قصاید)/قلم بخت من شکسته سر است
  28. خاقانی (قصاید)/لشکر غم ران گشاد و آمد دوران او
  29. خاقانی (قصاید)/لطف ملک العرش به من سایه برافکند
  30. خاقانی (قصاید)/ما را دلی است زله خور خوان صبح‌گاه
  31. خاقانی (قصاید)/ما فتنه بر توایم و تو فتنه بر آینه
  32. خاقانی (قصاید)/ماه به ماه می‌کند شاه فلک کدیوری
  33. خاقانی (قصاید)/ماه نو دیدی حمایل ز آسمان انگیخته
  34. خاقانی (قصاید)/مرا ز هاتف همت رسد به گوش خطاب
  35. خاقانی (قصاید)/مرا صبح دم شاهد جان نماید
  36. خاقانی (قصاید)/مرد آن بود که از سر دردی قدم زند
  37. خاقانی (قصاید)/مرغ شد اندر هوا رقص کنان صبح‌دم
  38. خاقانی (قصاید)/مشتی خسیس ریزه که اهل سخن نیند
  39. خاقانی (قصاید)/مقصد اینجاست ندای طلب اینجا شنوند
  40. خاقانی (قصاید)/من صید آنکه کعبه‌ی جان‌هاست منظرش
  41. خاقانی (قصاید)/من کیم باری که گوئی ز آفرینش برترم
  42. خاقانی (قصاید)/منتظری تا ز روزگار چه خیزد
  43. خاقانی (قصاید)/مهر است یا زرین صدف خرچنگ را یار آمده
  44. خاقانی (قصاید)/موکب شاه اختران، رفت به کاخ مشتری
  45. خاقانی (قصاید)/مگر به ساحت گیتی نماند بوی وفا
  46. خاقانی (قصاید)/می و مشک است که با صبح برآمیخته‌اند
  47. خاقانی (قصاید)/نافه‌ی آهو شده است ناف زمین از صبا
  48. خاقانی (قصاید)/ناگذران دل است نوبت غم داشتن
  49. خاقانی (قصاید)/ناگذران دل توئی کز طرب آشناتری
  50. خاقانی (قصاید)/نثار اشک من هر شب شکر ریزی است پنهانی