صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۵٬۶۵۱ تا #۵٬۷۰۰.
- حافظ (غزلیات)/کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن
- حافظ (غزلیات)/کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست
- حافظ (غزلیات)/کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
- حافظ (غزلیات)/کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند
- حافظ (غزلیات)/کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش
- حافظ (غزلیات)/کنون که بر کف گل جام باده صاف است
- حافظ (غزلیات)/کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود
- حافظ (غزلیات)/کنون که میدمد از بوستان نسیم بهشت
- حافظ (غزلیات)/که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
- حافظ (غزلیات)/کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
- حافظ (غزلیات)/گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
- حافظ (غزلیات)/گر از این منزل ویران به سوی خانه روم
- حافظ (غزلیات)/گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر
- حافظ (غزلیات)/گر تیغ بارد در کوی آن ماه
- حافظ (غزلیات)/گر دست دهد خاک کف پای نگارم
- حافظ (غزلیات)/گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
- حافظ (غزلیات)/گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت
- حافظ (غزلیات)/گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
- حافظ (غزلیات)/گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
- حافظ (غزلیات)/گر می فروش حاجت رندان روا کند
- حافظ (غزلیات)/گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
- حافظ (غزلیات)/گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
- حافظ (غزلیات)/گر چه ما بندگان پادشهیم
- حافظ (غزلیات)/گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم
- حافظ (غزلیات)/گفتا برون شدی به تماشای ماه نو
- حافظ (غزلیات)/گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
- حافظ (غزلیات)/گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
- حافظ (غزلیات)/گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند
- حافظ (غزلیات)/گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
- حافظ (غزلیات)/گل بی رخ یار خوش نباشد
- حافظ (غزلیات)/گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
- حافظ (غزلیات)/گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن
- حافظ (غزلیات)/گلبن عیش میدمد ساقی گلعذار کو
- حافظ (غزلیات)/گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
- حافظ (غزلیات)/گوهر مخزن اسرار همان است که بود
- حافظ (غزلیات)/یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
- حافظ (غزلیات)/یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست
- حافظ (غزلیات)/یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
- حافظ (غزلیات)/یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
- حافظ (غزلیات)/یا مبسما یحاکی درجا من اللالی
- حافظ (غزلیات)/یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
- حافظ (غزلیات)/یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
- حافظ (غزلیات)/یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
- حافظ (غزلیات)/یارم چو قدح به دست گیرد
- حافظ (غزلیات)/یاری اندر کس نمیبینیم یاران را چه شد
- حافظ (غزلیات)/یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور
- حافظ (غزلیات)/یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
- حافظ (قصاید)
- حافظ (قصاید)/ز دلبری نتوان لاف زد به آسانی
- حافظ (قصاید)/سپیدهدم که صبا بوی لطف جان گیرد