صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۵٬۶۵۱ تا #۵٬۷۰۰.
- حافظ (غزلیات)/هزار دشمنم ار میکنند قصد هلاک
- حافظ (غزلیات)/هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز
- حافظ (غزلیات)/همای اوج سعادت به دام ما افتد
- حافظ (غزلیات)/هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی
- حافظ (غزلیات)/واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
- حافظ (غزلیات)/وصال او ز عمر جاودان به
- حافظ (غزلیات)/وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی
- حافظ (غزلیات)/پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد
- حافظ (غزلیات)/پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود
- حافظ (غزلیات)/چرا نه در پی عزم دیار خود باشم
- حافظ (غزلیات)/چراغ روی تو را شمع گشت پروانه
- حافظ (غزلیات)/چل سال بیش رفت که من لاف میزنم
- حافظ (غزلیات)/چندان که گفتم غم با طبیبان
- حافظ (غزلیات)/چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی
- حافظ (غزلیات)/چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت
- حافظ (غزلیات)/چه مستیست ندانم که رو به ما آورد
- حافظ (غزلیات)/چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید
- حافظ (غزلیات)/چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد
- حافظ (غزلیات)/چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
- حافظ (غزلیات)/چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
- حافظ (غزلیات)/چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
- حافظ (غزلیات)/چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری
- حافظ (غزلیات)/چو گل هر دم به بویت جامه در تن
- حافظ (غزلیات)/چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
- حافظ (غزلیات)/کتبت قصه شوقی و مدمعی باکی
- حافظ (غزلیات)/کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن
- حافظ (غزلیات)/کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست
- حافظ (غزلیات)/کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد
- حافظ (غزلیات)/کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند
- حافظ (غزلیات)/کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش
- حافظ (غزلیات)/کنون که بر کف گل جام باده صاف است
- حافظ (غزلیات)/کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود
- حافظ (غزلیات)/کنون که میدمد از بوستان نسیم بهشت
- حافظ (غزلیات)/که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
- حافظ (غزلیات)/کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
- حافظ (غزلیات)/گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
- حافظ (غزلیات)/گر از این منزل ویران به سوی خانه روم
- حافظ (غزلیات)/گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر
- حافظ (غزلیات)/گر تیغ بارد در کوی آن ماه
- حافظ (غزلیات)/گر دست دهد خاک کف پای نگارم
- حافظ (غزلیات)/گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
- حافظ (غزلیات)/گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت
- حافظ (غزلیات)/گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
- حافظ (غزلیات)/گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
- حافظ (غزلیات)/گر می فروش حاجت رندان روا کند
- حافظ (غزلیات)/گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
- حافظ (غزلیات)/گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
- حافظ (غزلیات)/گر چه ما بندگان پادشهیم
- حافظ (غزلیات)/گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم
- حافظ (غزلیات)/گفتا برون شدی به تماشای ماه نو