صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴۸٬۳۵۱ تا #۴۸٬۴۰۰.
- وحشی بافقی (غزلیات)/دلی کز عشق گردد گرم، افسردن نمیداند
- وحشی بافقی (غزلیات)/دو هفته رفت که ننواختی به نیم نگاهم
- وحشی بافقی (غزلیات)/دور از چمن وصل یکی مرغ اسیرم
- وحشی بافقی (غزلیات)/دوش از عربده یک مرتبه باز آمده بود
- وحشی بافقی (غزلیات)/دوش اندک شکوهای از یار میبایست کرد
- وحشی بافقی (غزلیات)/دوش در کویی عجب بی لطفیی در کار بود
- وحشی بافقی (غزلیات)/دوش پر عربدهای بود و نه آنست امروز
- وحشی بافقی (غزلیات)/دوشم از آغاز شب جا ، بر در جانانه بود
- وحشی بافقی (غزلیات)/دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد
- وحشی بافقی (غزلیات)/دیریست که رندانه شرابی نکشیدیم
- وحشی بافقی (غزلیات)/راندی ز نظر، چشم بلا دیدهی ما را
- وحشی بافقی (غزلیات)/رسید و آن خم ابرو بلند کرد و گذشت
- وحشی بافقی (غزلیات)/رشک میبردند شهری بر من و احوال من
- وحشی بافقی (غزلیات)/روزها شد تا کسم پیرامن این در ندید
- وحشی بافقی (غزلیات)/روزی این بیگانگی بیرون کند از خوی خویش
- وحشی بافقی (غزلیات)/روم به جای دگر ، دل دهم به یار دگر
- وحشی بافقی (غزلیات)/ریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیش
- وحشی بافقی (غزلیات)/ز شبهای دگر دارم تب غم بیشتر امشب
- وحشی بافقی (غزلیات)/ز عشق من به تو اغیار بدگمان شدهاند
- وحشی بافقی (غزلیات)/ز پیش دیده تا جانان من رفت
- وحشی بافقی (غزلیات)/ز کار بستهی ما عقدهی حرمان که بگشاید
- وحشی بافقی (غزلیات)/ز کمال ناتوانی به لب آمدست جانم
- وحشی بافقی (غزلیات)/ز کوی آن پری دیوانه رفتم
- وحشی بافقی (غزلیات)/ز کویت رخت بربستم نگاهی زاد راهم کن
- وحشی بافقی (غزلیات)/زان عهد یاد باد که از ما به کین نبود
- وحشی بافقی (غزلیات)/زهر در چشم و چین بر ابرو چیست
- وحشی بافقی (غزلیات)/زینسان که تند میگذرد خوشخرام من
- وحشی بافقی (غزلیات)/ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه را
- وحشی بافقی (غزلیات)/سبوی بادهای گویا به هر پیمانهای خوردی
- وحشی بافقی (غزلیات)/سحر کجاست که فراش جلوگاه توام
- وحشی بافقی (غزلیات)/سد حر جان ز پی یکه سواری رسید
- وحشی بافقی (غزلیات)/سد حیف از محبت بیش از قیاس ما
- وحشی بافقی (غزلیات)/سد خانهی دین سوخت به هر رهگذر از تو
- وحشی بافقی (غزلیات)/سد دشنه بر دل میخورم و ز خویش پنهان میکنم
- وحشی بافقی (غزلیات)/سرت از غرور خوبی به کسی فرو نیاید
- وحشی بافقی (غزلیات)/سرخیی کان ز نی تیر تو پیدا باشد
- وحشی بافقی (غزلیات)/سوز تب فراق تو درمان پذیر نیست
- وحشی بافقی (غزلیات)/سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کردهای
- وحشی بافقی (غزلیات)/شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد
- وحشی بافقی (غزلیات)/شد بیحساب کشور جانها خراب از او
- وحشی بافقی (غزلیات)/شد صرف عمرم در وفا بیداد جانان همچنان
- وحشی بافقی (غزلیات)/شد وقت آن دیگر که من ترک شکیبایی کنم
- وحشی بافقی (غزلیات)/شد یار به اغیار دل آزار مصاحب
- وحشی بافقی (غزلیات)/شدهام سگ غزالی که نگشته رام هرگز
- وحشی بافقی (غزلیات)/شرح ضعفم از سگان آستان خود بپرس
- وحشی بافقی (غزلیات)/شمع بزم غیر شد با روی آتشناک، حیف
- وحشی بافقی (غزلیات)/شهر، بیم است کزین حسن پرآشوب شود
- وحشی بافقی (غزلیات)/شوقم گرفت و از در عقلم برون کشید
- وحشی بافقی (غزلیات)/شوقیست غالب بر دلم ازنو، به دل جا کردهای
- وحشی بافقی (غزلیات)/شکفتگیش چو هر روز نیست حالی هست