صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴۸٬۲۵۱ تا #۴۸٬۳۰۰.
- وحشی بافقی (غزلیات)/بتان که اهل تعلق به قید شان بندند
- وحشی بافقی (غزلیات)/بخت آن کو که کشم رخش و سوارش سازم
- وحشی بافقی (غزلیات)/بر آن سرم که نیاسایم از مشقت راه
- وحشی بافقی (غزلیات)/بر سر نکشت درتب غم هیچکس مرا
- وحشی بافقی (غزلیات)/بر قول مدعی مکش ای فتنه گر مرا
- وحشی بافقی (غزلیات)/بر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنش
- وحشی بافقی (غزلیات)/بردری ز آمد شد بسیار آزاریم هست
- وحشی بافقی (غزلیات)/برزن ای دل دامن کوشش که کاری کردهام
- وحشی بافقی (غزلیات)/برو که با دل پر درد و روی زرد بیایم
- وحشی بافقی (غزلیات)/بست زبان شکوه ام لب به سخن گشادنش
- وحشی بافقی (غزلیات)/بسته بر فتراک و میپرسد که صیاد تو کیست
- وحشی بافقی (غزلیات)/بسیار گرم پیش منه در هلاک ما
- وحشی بافقی (غزلیات)/بند دیگر دارم از عشقت به هر پیوند خویش
- وحشی بافقی (غزلیات)/به آنکه بر سرلطفی مکش ز منت خویشم
- وحشی بافقی (غزلیات)/به استغنات میرم سرو استغنا بلند من
- وحشی بافقی (غزلیات)/به تنگ آمد دلم ، یک خنجر کاری طمع دارد
- وحشی بافقی (غزلیات)/به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست
- وحشی بافقی (غزلیات)/به دست آور بتی جان بخش و عیش جاودانی کن
- وحشی بافقی (غزلیات)/به دل دیرین بنایی بود کندم
- وحشی بافقی (غزلیات)/به راز عشق زبان در میان نمیباشد
- وحشی بافقی (غزلیات)/به زیر لب حدیق تلخ ، کان بیدادگر دارد
- وحشی بافقی (غزلیات)/به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ
- وحشی بافقی (غزلیات)/به طوف کعبه من خاکسار خواهم رفت
- وحشی بافقی (غزلیات)/به لب بگوی که آن خندهی نهان نکند
- وحشی بافقی (غزلیات)/به من از تو مهر خواهم نه تو بگذری ز کین هم
- وحشی بافقی (غزلیات)/بهر دلم که درد کش و داغدار تست
- وحشی بافقی (غزلیات)/بود آن وقتی که دشنام تو خاطر خواه بود
- وحشی بافقی (غزلیات)/بکش زارم چه دایم حرف از آزار میگویی
- وحشی بافقی (غزلیات)/بگذران دانسته از ما گر ادایی سرزدست
- وحشی بافقی (غزلیات)/بگذشت دور یوسف و دوران حسن تست
- وحشی بافقی (غزلیات)/بی رخ جان پرور جانان مرا از جان چه حظ
- وحشی بافقی (غزلیات)/تا ابد دولت نواب ولی سلطان باد
- وحشی بافقی (غزلیات)/تا به آخر نفسم ترک تو در خاطر نیست
- وحشی بافقی (غزلیات)/تا قسمتم ز میکدهی آرزوی کیست
- وحشی بافقی (غزلیات)/تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است
- وحشی بافقی (غزلیات)/تا چند به غمخانهی حسرت بنشینم
- وحشی بافقی (غزلیات)/تاب رخ او مهر جهانتاب ندارد
- وحشی بافقی (غزلیات)/تازه شد آوازهی خوبی ، گلستان ترا
- وحشی بافقی (غزلیات)/ترسم جنون غالب شود طغیان کند سودای تو
- وحشی بافقی (غزلیات)/ترسم در این دلهای شب از سینه آهی سرزند
- وحشی بافقی (غزلیات)/ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش
- وحشی بافقی (غزلیات)/ترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاست
- وحشی بافقی (غزلیات)/تغافلها زد اما شد نگاهی عذر خواه من
- وحشی بافقی (غزلیات)/تن اگر نبود ز نزدکان چو شد گو دور باش
- وحشی بافقی (غزلیات)/تند سویم به غضب دید که برخیز و برو
- وحشی بافقی (غزلیات)/تو جفاکن که از اینسوی وفاداری هست
- وحشی بافقی (غزلیات)/تو خون به کاسهی من کن که غیرتاب ندارد
- وحشی بافقی (غزلیات)/تو زمن پرس قدر روز وصال
- وحشی بافقی (غزلیات)/تو منکری ولیک ، به من مهربانیت
- وحشی بافقی (غزلیات)/تو و هر روز و بزم عشرت خویش