صفحه‌های رده‌بندی‌نشده

پرش به ناوبری پرش به جستجو

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴٬۱۵۱ تا #۴٬۲۰۰.

  1. عطار (غزلیات)/دوش کان شمع نیکوان برخاست
  2. عطار (غزلیات)/دوش، چون گردون کنار خویش پر خون یافتم
  3. عطار (غزلیات)/دولت عاشقان هوای تو است
  4. عطار (غزلیات)/دی در صف اوباش زمانی بنشستم
  5. عطار (غزلیات)/دی ز دیر آمد برون سنگین دلی
  6. عطار (غزلیات)/دی پیر من از کوی خرابات برآمد
  7. عطار (غزلیات)/ذره‌ای اندوه تو از هر دو عالم خوشتر است
  8. عطار (غزلیات)/ذره‌ای دوستی آن دمساز
  9. عطار (غزلیات)/ذره‌ای نادیده گنج روی تو
  10. عطار (غزلیات)/ذوق وصلت به هیچ جان نرسد
  11. عطار (غزلیات)/راه عشق او که اکسیر بلاست
  12. عطار (غزلیات)/رخ تو چگونه ببینم که تو در نظر نیایی
  13. عطار (غزلیات)/رخ ز زیر نقاب بنماید
  14. عطار (غزلیات)/رخت را ماه نایب می‌نماید
  15. عطار (غزلیات)/رطل گران ده صبوح زانکه رسیده است صبح
  16. عطار (غزلیات)/رفت وجودم به عدم چون کنم
  17. عطار (غزلیات)/رفتم به زیر پرده و بیرون نیامدم
  18. عطار (غزلیات)/ره عشاق بی ما و من آمد
  19. عطار (غزلیات)/ره عشاق راهی بی‌کنار است
  20. عطار (غزلیات)/ره میخانه و مسجد کدام است
  21. عطار (غزلیات)/رهبان دیر را سبب عاشقی چه بود
  22. عطار (غزلیات)/رهی کان ره نهان اندر نهان است
  23. عطار (غزلیات)/روز و شب چون غافلی از روز و شب
  24. عطار (غزلیات)/روزی که عتاب یار درگیرم
  25. عطار (غزلیات)/روی تو در حسن چنان دیده‌ام
  26. عطار (غزلیات)/روی تو شمع آفتاب بس است
  27. عطار (غزلیات)/روی تو کافتاب را ماند
  28. عطار (غزلیات)/روی در زیر زلف پنهان کرد
  29. عطار (غزلیات)/ز تو گر یک نظر آید به جانم
  30. عطار (غزلیات)/ز دست رفت مرا بی تو روزگار دریغ
  31. عطار (غزلیات)/ز زلفت زنده می‌دارد صبا انفاس عیسی را
  32. عطار (غزلیات)/ز سگان کویت ای جان که دهد مرا نشانی
  33. عطار (غزلیات)/ز عشقت سوختم ای جان کجایی
  34. عطار (غزلیات)/ز لعلت زکاتی شکر می‌ستاند
  35. عطار (غزلیات)/زان پیش که بودها نبودست
  36. عطار (غزلیات)/زلف به انگشت پریشان مکن
  37. عطار (غزلیات)/زلف تو مرا بند دل و غارت جان کرد
  38. عطار (غزلیات)/زلف تو که فتنه‌ی جهان بود
  39. عطار (غزلیات)/زلف تیره بر رخ روشن نهی
  40. عطار (غزلیات)/زلف را تاب داد چندانی
  41. عطار (غزلیات)/زلف را چون به قصد تاب دهد
  42. عطار (غزلیات)/زلف شبرنگش شبیخون می‌کند
  43. عطار (غزلیات)/زلف و رخت از شام و سحر باز ندانم
  44. عطار (غزلیات)/زنده‌ی عشق تو آب زندگانی کی خورد
  45. عطار (غزلیات)/زهره ندارم که سلامت کنم
  46. عطار (غزلیات)/زهی در کوی عشقت مسکن دل
  47. عطار (غزلیات)/زهی زیبا جمالی این چه روی است
  48. عطار (غزلیات)/زهی ماه در مهر سرو بلندت
  49. عطار (غزلیات)/زیر بار ستمت می‌میرم
  50. عطار (غزلیات)/زین درد کسی خبر ندارد