صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳٬۸۰۱ تا #۳٬۸۵۰.
- عطار (غزلیات)/ای جان ز جهان کجات جویم
- عطار (غزلیات)/ای جان ما شرابی از جام تو کشیده
- عطار (غزلیات)/ای جان و جهان رویت پیدا نکنی دانم
- عطار (غزلیات)/ای جلوهگر عالم، طاوس جمال تو
- عطار (غزلیات)/ای جهانی خلق حیران مانده
- عطار (غزلیات)/ای جهانی پشت گرم از روی تو
- عطار (غزلیات)/ای جگر گوشهی جانم غم تو
- عطار (غزلیات)/ای جگرگوشهی جگرخواران
- عطار (غزلیات)/ای حسن تو آب زندگانی
- عطار (غزلیات)/ای خرد را زندگی جان ز تو
- عطار (غزلیات)/ای خم چرخ از خم ابروی تو
- عطار (غزلیات)/ای در درون جانم و جان از تو بی خبر
- عطار (غزلیات)/ای در میان جانم وز جان من نهانی
- عطار (غزلیات)/ای درس عشقت هر شبم تا روز تکرار آمده
- عطار (غزلیات)/ای دل اندر عشق غوغا چون کنی
- عطار (غزلیات)/ای دل اندر عشق، دل در یار ده
- عطار (غزلیات)/ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش
- عطار (غزلیات)/ای دل به میان جان فرو شو
- عطار (غزلیات)/ای دل ز جان در آی که جانان پدید نیست
- عطار (غزلیات)/ای دل ز جفای یار مندیش
- عطار (غزلیات)/ای دل ز دلبران جهانت گزیده باز
- عطار (غزلیات)/ای دل مبتلای من شیفتهی هوای تو
- عطار (غزلیات)/ای دل و جان زندگانی من
- عطار (غزلیات)/ای دل و جان کاملان، گم شده در کمال تو
- عطار (غزلیات)/ای دلشده دلربای من کیست
- عطار (غزلیات)/ای دلم مست چشمهی نوشت
- عطار (غزلیات)/ای دلم مستغرق سودای تو
- عطار (غزلیات)/ای دو عالم پرتوی از روی تو
- عطار (غزلیات)/ای دو عالم یک فروغ از روی تو
- عطار (غزلیات)/ای ذرهای از نور تو بر عرش اعظم تافته
- عطار (غزلیات)/ای راه تو بحر بی کرانه
- عطار (غزلیات)/ای راه تو را دراز نایی
- عطار (غزلیات)/ای روی تو آفتاب کونین
- عطار (غزلیات)/ای روی تو زهر سو رویی دگر نموده
- عطار (غزلیات)/ای روی تو شمع بتپرستان
- عطار (غزلیات)/ای روی تو شمع تاج داران
- عطار (غزلیات)/ای روی تو شمع پاکبازان
- عطار (غزلیات)/ای روی تو شمع پردهی راز
- عطار (غزلیات)/ای روی تو فتنهی جهانی
- عطار (غزلیات)/ای روی همچو ماهت یک پرده بر گرفته
- عطار (غزلیات)/ای ز سودای تو دل شیدا شده
- عطار (غزلیات)/ای ز شراب غفلت مست و خراب مانده
- عطار (غزلیات)/ای ز صفات لبت عقل به جان آمده
- عطار (غزلیات)/ای ز عشقت این دل دیوانه خوش
- عطار (غزلیات)/ای زلف تو دام ماه افکنده
- عطار (غزلیات)/ای زلف تو دام و دانه خالت
- عطار (غزلیات)/ای زلف تو شبی خوش وانگه به روز حاصل
- عطار (غزلیات)/ای ساقی از آن قدح که دانی
- عطار (غزلیات)/ای سراسیمه مه از رخسار تو
- عطار (غزلیات)/ای سیه گر سپید کاری تو