عطار (غزلیات)/ای روی تو فتنهی جهانی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (ای روی تو فتنهی جهانی) از عطار |
' |
| ای روی تو فتنهی جهانی | مبهوت تو هر کجا که جانی | |
| کرده سر زلف پر فریبت | از هر سر مویم امتحانی | |
| در چشم زدی ز دست بر هم | چشمت به کرشمهای جهانی | |
| ابروی تو رستها چو تیراست | بر زه که کند چنان کمانی | |
| طراری را طراوتی نیست | با طرهی چون تو دلستانی | |
| ندهد مه و مهر نور هرگز | بی عارض چون تو مهربانی | |
| در دل بردن به خوبی تو | هرگز ندهد کسی نشانی | |
| خورشید رخ تو را کند ذکر | هر ذره اگر شود زبانی | |
| تا من سگ تو شدم نماندست | از قالب من جز استخوانی | |
| من خاک توام مرا چنین خوار | در خون مفکن به هر زمانی | |
| در عشق تو چستتر ز عطار | مرغی نپرد ز آشیانی |