صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳٬۶۵۱ تا #۳٬۷۰۰.
- عطار (عذر آوردن مرغان)/در خراسان بود دولت بر مزید
- عطار (عذر آوردن مرغان)/در خصومت آمدند و در جفا
- عطار (عذر آوردن مرغان)/دردم آخر که جان آمد به لب
- عطار (عذر آوردن مرغان)/دردمندی پیش شبلی میگریست
- عطار (عذر آوردن مرغان)/ده برادر قحطشان کرده نفور
- عطار (عذر آوردن مرغان)/دیدهی آن عنکبوت بیقرار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/رابعه در راه کعبه هفت سال
- عطار (عذر آوردن مرغان)/رابعه گفتی که ای دانای راز
- عطار (عذر آوردن مرغان)/راه بینی بود بس عالی نفس
- عطار (عذر آوردن مرغان)/رفت شیخ بصره پیش رابعه
- عطار (عذر آوردن مرغان)/سایلی بنشست در پیش جنید
- عطار (عذر آوردن مرغان)/شهریاری کرد قصری زرنگار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/شیخ بوبکر نشابوری به راه
- عطار (عذر آوردن مرغان)/شیخ خرقانی که عرش ایوانش بود
- عطار (عذر آوردن مرغان)/شیخ غوری، آن به کلی گشته کل
- عطار (عذر آوردن مرغان)/شیخ نوقانی بنیشابور شد
- عطار (عذر آوردن مرغان)/صوفیی را گفت مردی نامدار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/صوفیی میرفت در بغداد زود
- عطار (عذر آوردن مرغان)/صوفیی چون جامه شستی گاه گاه
- عطار (عذر آوردن مرغان)/عابدی بودست در وقت کلیم
- عطار (عذر آوردن مرغان)/عابدی کز حق سعادت داشت او
- عطار (عذر آوردن مرغان)/عود میسوخت آن یکی غافل بسی
- عطار (عذر آوردن مرغان)/غازیی از کافری بس سرفراز
- عطار (عذر آوردن مرغان)/غافلی شد پیش آن صاحب چله
- عطار (عذر آوردن مرغان)/مالک دینار را گفت آن عزیز
- عطار (عذر آوردن مرغان)/محتسب آن مرد را میزد به زور
- عطار (عذر آوردن مرغان)/مقتدای دین، جنید، آن بحر ژرف
- عطار (عذر آوردن مرغان)/میشد آن سقا مگر آبی به کف
- عطار (عذر آوردن مرغان)/میندانم هیچکس در کون یافت
- عطار (عذر آوردن مرغان)/ناگهی محمود شد سوی شکار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/نایبی را چون اجل آمد فراز
- عطار (عذر آوردن مرغان)/نو مریدی داشت اندک مایه زر
- عطار (عذر آوردن مرغان)/نیم شب دیوانهای خوش میگریست
- عطار (عذر آوردن مرغان)/هست ققنس طرفه مرغی دلستان
- عطار (عذر آوردن مرغان)/هندوان را پادشاهی بود پیر
- عطار (عذر آوردن مرغان)/واسطی میرفت سرگردان شده
- عطار (عذر آوردن مرغان)/وقت مردن بوعلی رودبار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/پادشاهی بود نیکو شیوهای
- عطار (عذر آوردن مرغان)/پاک دینی گفت آن نیکوترست
- عطار (عذر آوردن مرغان)/پاک دینی گفت مشتی حیلهجوی
- عطار (عذر آوردن مرغان)/پیش تابوت پدر میشد پسر
- عطار (عذر آوردن مرغان)/چون برفت از دار دنیا بایزید
- عطار (عذر آوردن مرغان)/چون بمرد آن مرد مفسد در گناه
- عطار (عذر آوردن مرغان)/چون زلیخا حشمت واعزاز داشت
- عطار (عذر آوردن مرغان)/چون شد آن حلاج بر دار آن زمان
- عطار (عذر آوردن مرغان)/ژندهای پوشید، میشد پیر راه
- عطار (عذر آوردن مرغان)/کرد آن بازاریی آشفته کار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/کرده بود آن مرد بسیاری گناه
- عطار (عذر آوردن مرغان)/گفت آن دیوانهی تن برهنه
- عطار (عذر آوردن مرغان)/گفت ایاز خاص را محمود خواند