صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۴٬۹۵۱ تا #۳۵٬۰۰۰.

  1. فروغی بسطامی (غزلیات)/هر کس که به دل حسرت پیکان تو دارد
  2. فروغی بسطامی (غزلیات)/هر کس که دید روی تو آهی ز جان کشید
  3. فروغی بسطامی (غزلیات)/هر کس که نهد پای بر آن خاک سر کو
  4. فروغی بسطامی (غزلیات)/هر که افتاده‌ی آن جنبش قامت باشد
  5. فروغی بسطامی (غزلیات)/هر که در عشق چو من عاجز مضطر باشد
  6. فروغی بسطامی (غزلیات)/هر که را کار بدان چشم دل آزار بود
  7. فروغی بسطامی (غزلیات)/هر که را که بخت، دیده می‌دهد، در رخ تو بیننده می‌کند
  8. فروغی بسطامی (غزلیات)/هر گه که آن خسرو زرین کمر از جا برخاست
  9. فروغی بسطامی (غزلیات)/هر گه که ناوکی ز کمانت کمانه کرد
  10. فروغی بسطامی (غزلیات)/هم به حرم هم به دیر بدر دجا دیدمت
  11. فروغی بسطامی (غزلیات)/همان که چشم تو را طرز دل‌ربایی داد
  12. فروغی بسطامی (غزلیات)/همه جا تیر تو بر سینه‌ی ما می‌آید
  13. فروغی بسطامی (غزلیات)/همه جا جلوه‌ی آن صاحب وجه حسن است
  14. فروغی بسطامی (غزلیات)/همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود
  15. فروغی بسطامی (غزلیات)/هیچ سر نیست که با زلف تو در سودا نیست
  16. فروغی بسطامی (غزلیات)/هیچم آرام دل از زلف دل آرام نماند
  17. فروغی بسطامی (غزلیات)/وصل تو نصیب دل صاحب نظری نیست
  18. فروغی بسطامی (غزلیات)/وقت مردن هم نیامد بر سر بالین طبیبم
  19. فروغی بسطامی (غزلیات)/وقت مردن پا نهاد آن شمع بالین مرا
  20. فروغی بسطامی (غزلیات)/وقت مرگ آمد ز رحمت بر سر بالین من
  21. فروغی بسطامی (غزلیات)/وه که گر یک شب پس از عمری به خوابت دیدمی
  22. فروغی بسطامی (غزلیات)/پایه عمر گران‌مایه بر آب است برآب
  23. فروغی بسطامی (غزلیات)/پرده برانداختی، چهره برافروختی
  24. فروغی بسطامی (غزلیات)/پرده بگشای که من سوخته‌ی روی توام
  25. فروغی بسطامی (غزلیات)/پیام باد بهار از وصال جانان است
  26. فروغی بسطامی (غزلیات)/پیش من کام رقیب از لعل خندان می‌دهد
  27. فروغی بسطامی (غزلیات)/پیشتر زآن که مهی جلوه در این محفل داشت
  28. فروغی بسطامی (غزلیات)/پیکی مرا به سوی تو غیر از نسیم نیست
  29. فروغی بسطامی (غزلیات)/چراغی کاین همه پروانه دارد
  30. فروغی بسطامی (غزلیات)/چشم بیمار تو شد باعث بیماری ما
  31. فروغی بسطامی (غزلیات)/چشم تماشای خلق در رخ زیبای اوست
  32. فروغی بسطامی (غزلیات)/چشم عقلم خیره شد از عکس روی تابناکش
  33. فروغی بسطامی (غزلیات)/چشم مستش اگر از خواب گران برخیزد
  34. فروغی بسطامی (غزلیات)/چشم مستش نه همین غارت دین و دل کرد
  35. فروغی بسطامی (غزلیات)/چنان بر صد مرغ دل فکند آن زلف پرچین را
  36. فروغی بسطامی (غزلیات)/چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینم
  37. فروغی بسطامی (غزلیات)/چندان به سر کوی خرابات خرابم
  38. فروغی بسطامی (غزلیات)/چندی از صومعه در دیر مغان باید رفت
  39. فروغی بسطامی (غزلیات)/چندین هزار صید فتد از قفای تو
  40. فروغی بسطامی (غزلیات)/چنین نگار ندیدم به هیچ ایوانی
  41. فروغی بسطامی (غزلیات)/چنین که برده شراب لبت ز دست مرا
  42. فروغی بسطامی (غزلیات)/چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی
  43. فروغی بسطامی (غزلیات)/چه عقده‌هاست به کار دلم ز بخت سیاه
  44. فروغی بسطامی (غزلیات)/چه غنچه‌ها که نپرود باغ نسرینش
  45. فروغی بسطامی (غزلیات)/چو باد بر شکند چین زلف غالیه بارش
  46. فروغی بسطامی (غزلیات)/چو در میناست می، یاقوت رخشان است پنداری
  47. فروغی بسطامی (غزلیات)/چون بتان دستی به ناز زلف پر چین می‌برند
  48. فروغی بسطامی (غزلیات)/چون به رخ چین سر زلف چلیپا فکنی
  49. فروغی بسطامی (غزلیات)/چون ترک تیر افکن تویی، باید به خون غلطیدنم
  50. فروغی بسطامی (غزلیات)/چون خاک می‌شود به رهت جان پاک ما