فروغی بسطامی (غزلیات)/هر چه کردم به ره عشق وفا بود، وفا
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | فروغی بسطامی (غزلیات) (هر چه کردم به ره عشق وفا بود، وفا) از فروغی بسطامی |
' |
| هر چه کردم به ره عشق وفا بود، وفا | وانچه دیدم به مکافات جفا بود ، جفا | |
| شربت من ز کف یار الم بود، الم | قسمت من ز در دوست بلا بود، بلا | |
| سکه عشق زدن محض غلط بود ، غلط | عاشق ترک شدن عین خطا بود، خطا | |
| یار خوبان ستم پیشه گران بود ، گران | کار عشاق جگر خسته دعا بود، دعا | |
| همه شب حاصل احباب فغان بود، فغان | همه جا شاهد احوال خدا بود، خدا | |
| اشک ما نسخهی صد رشته گهر بود، گهر | درد ما مایهی صد گونه دوا بود، دوا | |
| نفس ما از مدد عشق قوی بود، قوی | سر ما در ره معشوق فدا بود، فدا | |
| دعوی پیر خرابات به حق بود، به حق | عمل شیخ مناجات ریا بود، ریا | |
| هر که جز مهر تو اندوخت هوس بود، هوس | آن که جز عشق تو ورزید هوا بود، هوا | |
| هر ستم کز تو کشیدیم کرم بود،کرم | هر خطا کز تو به ما رفت عطا بود، عطا | |
| زخم کاری زفراق تو به جان بود، به جان | جان سپاری به وصال تو به جا بود، بجا | |
| در همه عمر فروغی به طلب بود، طلب | در همه حال وجودش به رجا بود، رجا |