صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۰٬۷۰۱ تا #۳۰٬۷۵۰.
- سعدی (غزلیات)/گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود
- سعدی (غزلیات)/گلبنان پیرایه بر خود کردهاند
- سعدی (غزلیات)/گلست آن یاسمن یا ماه یا روی
- سعدی (غزلیات)/گو خلق بدانند که من عاشق و مستم
- سعدی (غزلیات)/گواهی امینست بر درد من
- سعدی (غزلیات)/یا رب آن رویست یا برگ سمن
- سعدی (غزلیات)/یا رب شب دوشین چه مبارک سحری بود
- سعدی (غزلیات)/یاد میداری که با من جنگ در سر داشتی
- سعدی (غزلیات)/یار آن بود که صبر کند بر جفای یار
- سعدی (غزلیات)/یار با ما بیوفایی میکند
- سعدی (غزلیات)/یار باید که هر چه یار کند
- سعدی (غزلیات)/یار بیگانه نگیرد هر که دارد یار خویش
- سعدی (غزلیات)/یار من آن که لطف خداوند یار اوست
- سعدی (غزلیات)/یار گرفتهام بسی چون تو ندیدهام کسی
- سعدی (غزلیات)/یارا بهشت صحبت یاران همدمست
- سعدی (غزلیات)/یارا قدحی پر کن از آن داروی مستی
- سعدی (غزلیات)/یاری به دست کن که به امید راحتش
- سعدی (غزلیات)/یک امشبی که در آغوش شاهد شکرم
- سعدی (غزلیات)/یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم
- سعدی (غزلیات)/یکی را دست حسرت بر بناگوش
- سعدی (غزلیات 1)/آستین بر روی و نقشی در میان افکندهای
- سعدی (غزلیات 1)/آن به که چون منی نرسد در وصال دوست
- سعدی (غزلیات 1)/آن را که جای نیست همه شهر جای اوست
- سعدی (غزلیات 1)/از جان برون نیامده جانانت آرزوست
- سعدی (غزلیات 1)/از صومعه رختم به خرابات برآرید
- سعدی (غزلیات 1)/اگر خدای نباشد ز بندهای خشنود
- سعدی (غزلیات 1)/اگر لذت ترک لذت بدانی
- سعدی (غزلیات 1)/ای به باد هوس درافتاده
- سعدی (غزلیات 1)/ای روبهک چرا ننشینی به جای خویش
- سعدی (غزلیات 1)/ای صوفی سرگردان، در بند نکونامی
- سعدی (غزلیات 1)/ای که انکار کنی عالم درویشان را
- سعدی (غزلیات 1)/ای یار ناگزیر که دل در هوای تست
- سعدی (غزلیات 1)/باد گلبوی سحر خوش میوزد خیز ای ندیم
- سعدی (غزلیات 1)/بر سر آنم که پای صبر در دامن کشم
- سعدی (غزلیات 1)/بربود دلم در چمنی سرو روانی
- سعدی (غزلیات 1)/برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم
- سعدی (غزلیات 1)/برخیز تا تفرج بستان کنیم و باغ
- سعدی (غزلیات 1)/برخیز تا طریق تکلف رها کنیم
- سعدی (غزلیات 1)/بسیار سالها به سر خاک ما رود
- سعدی (غزلیات 1)/به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
- سعدی (غزلیات 1)/بیفکن خیمه تا محمل برانند
- سعدی (غزلیات 1)/تا بدین غایت که رفت از من نیامد هیچ کار
- سعدی (غزلیات 1)/تن آدمی شریفست به جان آدمیت
- سعدی (غزلیات 1)/تو پس پرده و ما خون جگر میریزیم
- سعدی (غزلیات 1)/ثنا و حمد بیپایان خدا را
- سعدی (غزلیات 1)/خداوندی چنین بخشنده داریم
- سعدی (غزلیات 1)/خلاف راستی باشد، خلاف رای درویشان
- سعدی (غزلیات 1)/خوشتر از دوران عشق ایام نیست
- سعدی (غزلیات 1)/در میان صومعه سالوس پر دعوی منم
- سعدی (غزلیات 1)/درد عشق از تندرستی خوشترست