سعدی (غزلیات 1)/برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات 1) (برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم) از سعدی |
' |
| برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم | تقصیرهای رفته به خدمت قضا کنیم | |
| بیمغز بود سر که نهادیم پیش خلق | دیگر فروتنی به در کبریا کنیم | |
| دارالفنا کرای مرمت نمیکند | بشتاب تا عمارت دارالبقا کنیم | |
| دارالشفای توبه نبستست در هنوز | تا درد معصیت به تدارک دوا کنیم | |
| روی از خدا به هر چه کنی شرک خالصست | توحید محض کز همه رو در خدا کنیم | |
| پیراهن خلاف به دست مراجعت | یکتا کنیم و پشت عبادت دو تا کنیم | |
| چند آید این خیال و رود در سرای دل | تا کی مقام دوست به دشمن رها کنیم | |
| چون برترین مقام ملک دون قدر ماست | چندین به دست دیو زبونی چرا کنیم | |
| سیم دغل خجالت و بدنامی آورد | خیز ای حکیم تا طلب کیمیا کنیم | |
| بستن قبا به خدمت سالار و شهریار | امیدوارتر که گنه در عبا کنیم | |
| سعدی، گدا بخواهد و منعم به زر خرد | ما را وجود نیست بیا تا دعا کنیم | |
| یارب تو دست گیر که آلا و مغفرت | در خورد تست و در خور ما هر چه ما کنیم |