سعدی (غزلیات 1)/در میان صومعه سالوس پر دعوی منم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (غزلیات 1) (در میان صومعه سالوس پر دعوی منم) از سعدی |
' |
| در میان صومعه سالوس پر دعوی منم | خرقهپوش جو فروش خالی از معنی منم | |
| بتپرست صورتی در خانهی مکر و حیل | با منات و با سواع و لات و با عزی منم | |
| میزنم لاف از رجولیت ز بیشرمی ولیک | نفس خود را کرده فاجر چون زن چنگی منم | |
| زیر این دلق کهن فرعون وقتم بیریا | میکنم دعوی که بر طور غمش موسی منم | |
| رفتم اندر میکده دیدم مقیمانش ولیک | بتپرست اندر میان قوم استثنی منم | |
| سعدیا از درد صافی همچو من شو همچو من | زانکه با می مستحب حضرت مولی منم |