صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۲٬۸۵۱ تا #۲٬۹۰۰.
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر که آن قامت و بالای بلندش باشد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر که از برگ و از نوا گوید
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر که او بیدق این عرصه شود شاه شود
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر که او عاشق آن روی بود صبر نداند
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر که با عارض زیبای تو خوکرده بود
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر که در حلقهی زلف تو گرفتار بماند
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر که صید او شود با دیگری کارش نباشد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هر که مشغول تو گشت از دگران باز آید
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هرگز از عشقی مرا پایی چنین در گل نشد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هرگزت عادت نبود این بیوفایی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هزار بار بگفتم که: به ز جان عزیزی
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هزار قطرهی خونم ز چشم تر بچکد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هم خانهایم، روی گرفتن حلال نیست
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هم ز وصف لبت زبان خجلست
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/همه عالم پرست ازین منظور
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/همه کامیم برآید، چو در آیی ز درم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/همچو گل صد گونه رنگ آوردهای
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/همیشه تا تن من برقرار خواهد بود
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هوست معتکف خانهی خمارم کرد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هیچ اربه صید دلها در زلف تابت افتد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هیچ روز آن رخ به فرمانم نشد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/هیچ نقاشی نیامیزد چنین رنگ، ای پسر
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/وجود حقیقت نشانی ندارد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/وصف روی آن پسر خواهیم کرد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/وقت گلست، ای غلام، روز می است، ای پسر
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/وه! که امروز چه آشفته و بیخویشتنم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/پادشاهست آنکه دارد در چنین خرم بهاری
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/پاکبازان را چه خارا و چه خز؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/پدید نیست اسیران عشق را خانه
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/پر از دل مپرس، ای پری، من چه دانم؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/پرده بر انداخت ز رخ یار نهان گشتهی ما
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/پرسش خستهای روا باشد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/پس از مشقت دوشین که داشت گوش امشب؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/پستهی آن ماه مروارید گوش
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/پیداست حال مردم رند، آن چنان که هست
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/پیر ریاضت ما عشق تو بود، یارا
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/پیراهن ار ز یاسمن و گل کند رواست
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/پیری که پریرم ز مناجات بر آورد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/پیشتر از عاشقی عافیتی داشتم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/پیشآر، ساقی، آن می چون زنگ را
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چاره سگالیدنم فایدهای چون نکرد
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چشم جان بر اثرت میدارم
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چشم دولت را اگر زین به نظر هستی به من
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چشمم کنار دجله شد، جز یاد بغدادم مکن
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چمن پر گهر شد ز باران ژاله
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چندان نظر تمام، که دل نقش او گرفت
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چنین که بسته شدم باز من به زلف چو بندش
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چه دستها، که ز دست غم تو بر سر نیست؟
- اوحدی مراغهای (غزلیات)/چه سود خاطر ما را به جانبت نگرانی؟