اوحدی مراغهای (غزلیات)/هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد) از اوحدی مراغهای |
' |
| هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد | به سوی ما خبر او به هیچ باب نیامد | |
| دلم کباب شد از هجر آن دهان چو شکر | ز شکرش چه نمکها که بر کباب نیامد؟ | |
| بیار من که رساند؟ که: بیجمال تو، یارا | نظر به زهره و رغبت به آفتاب نیامد | |
| شبی چو باد به ما بر گذار کردی و زان شب | دو ماه رفت که در چشم ما جز آب نیامد | |
| محبت تو، نگارا، چه گنج بود؟ ندانم | که جای او بجزین سینهی خراب نیامد | |
| خیال روی تو گفتم: شبی به خواب ببینم | گذشت صد شب و در دیده هیچ خواب نیامد | |
| هزار فکر بکرد اوحدی شکار لبت را | ولی چه سود؟ که آن فکرها صواب نیامد |