اوحدی مراغهای (غزلیات)/پستهی آن ماه مروارید گوش
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (پستهی آن ماه مروارید گوش) از اوحدی مراغهای |
' |
| پستهی آن ماه مروارید گوش | چون بخندد بشکند بازار نوش | |
| صورت او مایهی لطفست و ناز | پیکر او سایهی عقلست و هوش | |
| نرگس جادو فریبش سحر پاش | سنبل هاروت بندش لاله پوش | |
| چون مگس برسر نهد هر لحظه دست | از لب چون لعل او شکر فروش | |
| در غم او باز دیگ سینه را | آتشی کردم، که ننشیند ز جوش | |
| خاطر ما کی خراشیدی چنین؟ | گر به گوش او رسیدی این خروش | |
| دوش آب دیده از سر میگذشت | در غم آن زلفهای تا به دوش | |
| اوحدی، تا کی کشی بار غمش؟ | از کشش چون نیست سودی، پس مکوش | |
| گر به قولت گوش میدارد، بنال | ور سخن در وی نمیگیرد، خموش |