اوحدی مراغهای (غزلیات)/چاره سگالیدنم فایدهای چون نکرد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | اوحدی مراغهای (غزلیات) (چاره سگالیدنم فایدهای چون نکرد) از اوحدی مراغهای |
' |
| چاره سگالیدنم فایدهای چون نکرد | آتش هجران تو جز جگرم خون نکرد | |
| نیست کسی در جهان کش چو من شیفته | زلف چو مفتول تو عاشق و مفتون نکرد | |
| سر و چمن، گر چه هست تازه، ولی همچو تو | نکتهی شیرین نگفت، شیوهی موزون نکرد | |
| درد نهان مرا هیچ علاجی نبود | عقرب زلف ترا هیچ کس افسون نکرد | |
| زخم که من میخورم، سینهی رامین نخورد | گریه که من میکنم، دیدهی مجنون نکرد | |
| عاشق صادق کسیست کو سخن و سر تو | تنزد و باکس نگفت، خون شد و بیرون نکرد | |
| روز نشد هیچ شب کاوحدی از هجر تو | نعره دگر سان نداشت، ناله دگرگون نکرد |