صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۲٬۴۰۱ تا #۲٬۴۵۰.

  1. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/ترا چه تحفه فرستم که دلپذیر شود؟
  2. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/ترا که گفت؟ من بی‌تو می‌توانم بود
  3. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/ترا گذاشته بودم که کار ساز شوی
  4. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/ترا گزید دل من،مرا گزید غم تو
  5. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/ترک ستم پرست من ترک جفا نمی‌کند
  6. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/ترک عجمی کاکل ترکانه برانداخت
  7. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/ترک من ترک من خسته‌دل زار گرفت
  8. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/ترک گندم گون من هر دم به جنگی دیگرست
  9. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/ترکم به خنده چون دهن تنگ باز کرد
  10. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تن به تو دادم، دل و جانش مبر
  11. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تو آفتابی و خلقت چو سایه بر اثرند
  12. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تو آن گم کرده را مشنو که بی‌زاری پدید آید
  13. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تو از دست که می‌خوردی؟ که خشم آلوده‌ای دیگر
  14. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تو از رنگی که بر گردی کجا همرنگ ما باشی؟
  15. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تو دامن از کف من دوش در کشیدی و گفتم
  16. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تو در شهری و ما محروم از آن روی
  17. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تو ز آه من ار هراسانی
  18. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تو سروی ، بر نشاید چیدن از تو
  19. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تو مشغولی به حسن خود، چه غم داری ز کار ما؟
  20. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تو چیزی دیگری، ور نه بسی خوبان که من دیدم
  21. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تو گلشن حسنی و ما چون خار و خاشاک، ای صنم
  22. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/توبه کردم ز توبه کردن خام
  23. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تویی که از لب لعلت گلاب می‌ریزد
  24. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تیر از کمان به من اندازد
  25. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تیر تدبیر تو در کیش ندارم، چه کنم؟
  26. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/ثوابست پرسیدن خسته‌ای
  27. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/جان را ستیزه‌ی تو ندارد نهایتی
  28. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/جان و دل را بوی وصل آن دل و جان کی رسد؟
  29. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/جانا، به حق دوستی، کان عهد و پیمان تازه کن
  30. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/جانا، دلم ز درد فراق تو کم نسوخت
  31. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/جانا، ضمیرت حال ما نیکو نمیداند مگر؟
  32. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/جانا؛ غم ما نداشتن تا کی؟
  33. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/جای آن دارد که: من بر دیدها جایت کنم
  34. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/جرعه مده، که وقت شد اشتر من که عف کند
  35. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/جز لبم شرح میان او نکرد
  36. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/جز نقش تو در خیال نیست
  37. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/جفا بر کسی بیش ازین چون کنی؟
  38. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/جفت شادیست بعید، آنکه تو داری شادش
  39. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/جماعتی که مرا توبه کار می‌خوانند
  40. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/جنبیدن این پرده دل افروز گواهیست
  41. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/جهان از باد نوروزی جوان شد
  42. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/جهد بکن تا که به جایی رسی
  43. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/جور دیدم، تا بدید آن خسرو خوبان که؟ من
  44. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/حاشا! که جز هوای تو باشد هوس مرا
  45. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/حاصل از عشقت نمی‌بینم بجز غم خوردنی
  46. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/حال این پیکر از آن بتگر دانا پرسیم
  47. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/حال دل پیش تو گفتم، که تو یارم باشی
  48. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/حال دل پیش که گویم؟ که دل ریش ندارد
  49. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/حدیث آرزومندی قلم دشوار بنویسد
  50. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/حسن بدکان نشست، عشق پدیدار شد