صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۱٬۳۵۱ تا #۱٬۴۰۰.

  1. انوری (غزلیات)/درد سر دل به سر نمی‌آید
  2. انوری (غزلیات)/دردا و دریغا که دل از دست بدادم
  3. انوری (غزلیات)/دردم فزود و دست به درمان نمی‌رسد
  4. انوری (غزلیات)/درمان دل خود از که جویم
  5. انوری (غزلیات)/دست در روزگار می‌نشود
  6. انوری (غزلیات)/دست در وصل یار می‌نرسد
  7. انوری (غزلیات)/دل از خوبان دیگر برگرفتم
  8. انوری (غزلیات)/دل باز به عاشقی درافکندم
  9. انوری (غزلیات)/دل بدادیم و جان نمی‌خواهیم
  10. انوری (غزلیات)/دل به عشقش رخ به خون تر می‌کند
  11. انوری (غزلیات)/دل بی‌تو به صدهزار زاریست
  12. انوری (غزلیات)/دل در آن یار دلاویز آویخت
  13. انوری (غزلیات)/دل در هوست ز جان برآید
  14. انوری (غزلیات)/دل را به غمت نیاز می‌بینم
  15. انوری (غزلیات)/دل راه صلاح برنمی‌گیرد
  16. انوری (غزلیات)/دل رفت و این بتر بر دلبر نمی‌رسم
  17. انوری (غزلیات)/دلا در عاشقی جانی زیان‌گیر
  18. انوری (غزلیات)/دلبر هنوز ما را از خود نمی‌شمارد
  19. انوری (غزلیات)/دلدار به طبع گشت رام آخر
  20. انوری (غزلیات)/دلم بردی نگارا وارمیدی
  21. انوری (غزلیات)/دلم بردی و برگشتی زهی دلدار بی‌معنی
  22. انوری (غزلیات)/دلم را انده جان می‌ندارد
  23. انوری (غزلیات)/دوستا گر دوستی گر دشمنی
  24. انوری (غزلیات)/دوستی یک دلم همی باید
  25. انوری (غزلیات)/دوش آنکه همه جهان ما بود
  26. انوری (غزلیات)/دوش تا صبح یار در بر بود
  27. انوری (غزلیات)/دوش در ره نگارم آمد پیش
  28. انوری (غزلیات)/دیدی که پای از خط فرمان برون نهادی
  29. انوری (غزلیات)/رایت حسن تو از مه برگذشت
  30. انوری (غزلیات)/رخ خوبت خدای می‌داند
  31. انوری (غزلیات)/رخت مه را رخ و فرزین نهادست
  32. انوری (غزلیات)/رنگ عاشق چو زعفران باشد
  33. انوری (غزلیات)/ره فراکار خود نمی‌دانم
  34. انوری (غزلیات)/روز دو از عشق پشیمان شوم
  35. انوری (غزلیات)/روی برگشتنم از روی تو نیست
  36. انوری (غزلیات)/روی تو آرام دلها می‌برد
  37. انوری (غزلیات)/روی خوب خویش را پنهان مکن
  38. انوری (غزلیات)/روی ندارم که روی از تو بتابم
  39. انوری (غزلیات)/روی چون ماه آسمان داری
  40. انوری (غزلیات)/ز عشق تو نهانم آشکارست
  41. انوری (غزلیات)/ز عمرم بی‌تو درد دل فزاید
  42. انوری (غزلیات)/ز عهد تو بوی وفا می‌نیاید
  43. انوری (غزلیات)/ز من برگشتی ای دلبر دریغا روزگار من
  44. انوری (غزلیات)/ز من حجره‌ی خویش پنهان مکن
  45. انوری (غزلیات)/ز هجران تو جانم می‌برآید
  46. انوری (غزلیات)/زردرویم ز چرخ دندان‌خای
  47. انوری (غزلیات)/زلف تو تکیه بر قمر دارد
  48. انوری (غزلیات)/زلفت چو به دلبری درآمد
  49. انوری (غزلیات)/زلفش اندر جور تلقین می‌کند
  50. انوری (غزلیات)/زیر بار غمی گرفتارم