انوری (غزلیات)/درد سر دل به سر نمیآید
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (درد سر دل به سر نمیآید) از انوری |
' |
| درد سر دل به سر نمیآید | پای از گل عشق برنمیآید | |
| آوخ عمرم به رخنه بیرون شد | وین بخت ز رخنه درنمیآید | |
| گفتم شب عیش را بود روزی | این رفت و زان خبر نمیآید | |
| دل خانه فروش نام و ننگم زد | دلبر ز تتق به در نمیآید | |
| از هرچه کند خجل نمیگردد | وز هرچه کنی بتر نمیآید | |
| همدست زمانه شد که در دستان | رنگش دو چو یکدگر نمیآید | |
| پر کنده شدم وز آشیان او | یک مرغ وفا به پر نمیآید | |
| بر هجر نویس انوری کارت | چون کارت به جهد برنمیآید |