انوری (غزلیات)/دلم بردی و برگشتی زهی دلدار بیمعنی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | انوری (غزلیات) (دلم بردی و برگشتی زهی دلدار بیمعنی) از انوری |
' |
| دلم بردی و برگشتی زهی دلدار بیمعنی | چه بود آخر ترا مقصود از این آزار بیمعنی | |
| نگار ازین جفا کردن بدان تا من بیازارم | روا داری که خوانندت جهانی یار بیمعنی | |
| وگر جایی دگر تیزست روزی چند بازارت | مشو غره نگارینا بدان بازار بیمعنی | |
| همی گفتی که تا عمرم ترا هرگز بنگذارم | کنون حیران بماندستم از این گفتار بیمعنی |