صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۱٬۲۵۱ تا #۱٬۳۰۰.
- انوری (غزلیات)/ای مانده من از جمال تو فرد
- انوری (غزلیات)/ای مردمان بگویید آرام جان من کو
- انوری (غزلیات)/ای مسلمانان ز جان سیر آمدم
- انوری (غزلیات)/ای همه دلبری و زیبایی
- انوری (غزلیات)/ای پسر بردهی قلندر گیر
- انوری (غزلیات)/ای کار غم تو غمگساری
- انوری (غزلیات)/ای کرده خجل بتان چین را
- انوری (غزلیات)/ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا
- انوری (غزلیات)/ای یار مرا غم تو یارست
- انوری (غزلیات)/ایمن ز عارض تو این خط سیاه تو
- انوری (غزلیات)/این همه چابکی و زیبایی
- انوری (غزلیات)/با روی دلفروزت سامان بنمیماند
- انوری (غزلیات)/با قد تو قد سرو خم دارد
- انوری (غزلیات)/با من اندر گرفتهای کاری
- انوری (غزلیات)/باز آهنگ بلایی میکنی
- انوری (غزلیات)/باز دستم به زیر سنگ آورد
- انوری (غزلیات)/باز دوش آن صنم بادهفروش
- انوری (غزلیات)/باز چون در خورد همت میکنم
- انوری (غزلیات)/باز کی گیرم اندر آغوشت
- انوری (غزلیات)/بازماندم در غم و تیمار او تدبیر چیست
- انوری (غزلیات)/بتی دارم که یک ساعت مرا بیغم بنگذارد
- انوری (غزلیات)/بختی نه بس مساعد یاری چنان که دانی
- انوری (غزلیات)/بدان عزمم که دیگر ره به میخانه کمر بندم
- انوری (غزلیات)/بدخویتری مگر خبر داری
- انوری (غزلیات)/بدرود شب دوش که چون ماه برآمد
- انوری (غزلیات)/بدو چشم تو که تا زندهام
- انوری (غزلیات)/بدیدم جهان را نوایی ندارد
- انوری (غزلیات)/بر مه از عنبر عذار آوردهای
- انوری (غزلیات)/برآنم کز تو هرگز برنگردم
- انوری (غزلیات)/بس دلافروز و دلارام آمدی
- انوری (غزلیات)/بنامیزد به چشم من چنانی
- انوری (غزلیات)/به بیل عشق تو دل گل ندارد
- انوری (غزلیات)/به جان آمد مرا کار از دل خویش
- انوری (غزلیات)/به عمری آخرم روزی وفا کن
- انوری (غزلیات)/به عمری در کفم یاری نیاید
- انوری (غزلیات)/بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را
- انوری (غزلیات)/بیا ای راحت جانم که جان را بر تو افشانم
- انوری (غزلیات)/بیا تا ببینی که من بر چه کارم
- انوری (غزلیات)/بیا که با سر زلف تو کارها دارم
- انوری (غزلیات)/بیتو جانا زندگانی میکنم
- انوری (غزلیات)/بیدلم ای یار همچنان که تو دیدی
- انوری (غزلیات)/بیعشق توام به سر نخواهد شد
- انوری (غزلیات)/بیمهر جمال تو دلی نیست
- انوری (غزلیات)/بیگناه از من تبرا میکنی
- انوری (غزلیات)/تا به مهر تو تولا کردهام
- انوری (غزلیات)/تا به کوی تو رهگذر دارم
- انوری (غزلیات)/تا بود در عشق آن دلبر گرفتاری مرا
- انوری (غزلیات)/تا دل مسکین من در کار تست
- انوری (غزلیات)/تا دل من بردهای قصد جفا کردهای
- انوری (غزلیات)/تا رخت دل اندر سر زلف تو نهادیم