صفحه‌های رده‌بندی‌نشده

پرش به ناوبری پرش به جستجو

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۹٬۱۵۱ تا #۹٬۲۰۰.

  1. وحشی بافقی (غزلیات)/چه لطفها که در این شیوه نهانی نیست
  2. وحشی بافقی (غزلیات)/چه کم می‌گردد از حشمت بلاگردان نازم کن
  3. وحشی بافقی (غزلیات)/چه گویمت که چه با جانم اشتیاق نکرد
  4. وحشی بافقی (غزلیات)/چها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم
  5. وحشی بافقی (غزلیات)/چو خواهم کز ره شوقش دمی بر گرد سر گردم
  6. وحشی بافقی (غزلیات)/چو دیدم خوار خود را از در آن بیوفا رفتم
  7. وحشی بافقی (غزلیات)/چو شمع شب همه شب سوز و گریه زانم بود
  8. وحشی بافقی (غزلیات)/چو پیش نقش شیرین کوهکن عرض بلا کردی
  9. وحشی بافقی (غزلیات)/چون تو مستغنی ز دل بودی دل آرایی چه بود
  10. وحشی بافقی (غزلیات)/چون طفل اشک پرده در راز نیستم
  11. وحشی بافقی (غزلیات)/چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی
  12. وحشی بافقی (غزلیات)/چیست قصد خون من آن ترک کافر کیش را
  13. وحشی بافقی (غزلیات)/کار خوبی نه بگفت دگران باید کرد
  14. وحشی بافقی (غزلیات)/کاری مکن که رخصت آه سحر دهم
  15. وحشی بافقی (غزلیات)/کاری نشد از پیش و ز کف نقد بقا شد
  16. وحشی بافقی (غزلیات)/کجا در بزم او جای چو من دیوانه‌ای باشد
  17. وحشی بافقی (غزلیات)/کردم از سجده‌ی راه تو جبین آرایی
  18. وحشی بافقی (غزلیات)/کردیم نامزد به تو نابود و بود خویش
  19. وحشی بافقی (غزلیات)/کس به بزم دلبران از دور گردان پیش نیست
  20. وحشی بافقی (غزلیات)/کس نزد هرگز در غمخانه‌ی اهل وفا
  21. وحشی بافقی (غزلیات)/کسی از دور تا کی چین ابروی کسی بیند
  22. وحشی بافقی (غزلیات)/کسی خود جان نبرد از شیوه‌ی چشم فسون سازت
  23. وحشی بافقی (غزلیات)/کسی کز رشک من محروم از آن پیمان شکن گرید
  24. وحشی بافقی (غزلیات)/کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را
  25. وحشی بافقی (غزلیات)/که جان برد اگر آن مست سرگران بدرآید
  26. وحشی بافقی (غزلیات)/کوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورش
  27. وحشی بافقی (غزلیات)/کوچنان یاری که داند قدر اهل درد چیست
  28. وحشی بافقی (غزلیات)/کی اهل دل به کام خود از دوستان برند
  29. وحشی بافقی (غزلیات)/کی بود کز تو جان فکاری نداشتم
  30. وحشی بافقی (غزلیات)/کی تبسم دور از آن شیرین تکلم می‌کنم
  31. وحشی بافقی (غزلیات)/کی دیدمش که قصد دل زار من نکرد
  32. وحشی بافقی (غزلیات)/گذشتم از درت بر خاک سد جا چشم تر مانده
  33. وحشی بافقی (غزلیات)/گر دیده به دریوزه‌ی دیدار نیاید
  34. وحشی بافقی (غزلیات)/گر ریخت پر عقابی ، فر هما بماند
  35. وحشی بافقی (غزلیات)/گر طی کنم طریق ادب را چه می‌کنی
  36. وحشی بافقی (غزلیات)/گر چه دوری می‌کنم بی‌صبر و آرامم هنوز
  37. وحشی بافقی (غزلیات)/گر چه می‌دانم که می‌رنجی و مشکل می‌شود
  38. وحشی بافقی (غزلیات)/گر چه کردم ذوقها از آشناییهای او
  39. وحشی بافقی (غزلیات)/گرد آن خانه بگردم که در او خلوت تست
  40. وحشی بافقی (غزلیات)/گرد سر تو گردم و آن رخش راندنت
  41. وحشی بافقی (غزلیات)/گرفته رنگ ز خون دلم چو لاله پیاله
  42. وحشی بافقی (غزلیات)/گرم آمد و بر آتش شوقم نشاند و رفت
  43. وحشی بافقی (غزلیات)/گل چیست اگر دل ز غم آزاد نباشد
  44. وحشی بافقی (غزلیات)/گهی از بزم بر می‌خیز و طرف بام جا می‌کن
  45. وحشی بافقی (غزلیات)/گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب
  46. وحشی بافقی (غزلیات)/گو جان ستان از من که من تن در بلای او دهم
  47. وحشی بافقی (غزلیات)/گو حرمت خود، ناصح فرزانه نگه دار
  48. وحشی بافقی (غزلیات)/یاد او کردم ز جان سد آه درد آلود خاست
  49. وحشی بافقی (غزلیات)/یار دور افتاده مان حل مراد ما نکرد
  50. وحشی بافقی (غزلیات)/یار ما بی رحم یاری بوده است