صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۹٬۱۵۱ تا #۹٬۲۰۰.
- وحشی بافقی (غزلیات)/چه لطفها که در این شیوه نهانی نیست
- وحشی بافقی (غزلیات)/چه کم میگردد از حشمت بلاگردان نازم کن
- وحشی بافقی (غزلیات)/چه گویمت که چه با جانم اشتیاق نکرد
- وحشی بافقی (غزلیات)/چها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم
- وحشی بافقی (غزلیات)/چو خواهم کز ره شوقش دمی بر گرد سر گردم
- وحشی بافقی (غزلیات)/چو دیدم خوار خود را از در آن بیوفا رفتم
- وحشی بافقی (غزلیات)/چو شمع شب همه شب سوز و گریه زانم بود
- وحشی بافقی (غزلیات)/چو پیش نقش شیرین کوهکن عرض بلا کردی
- وحشی بافقی (غزلیات)/چون تو مستغنی ز دل بودی دل آرایی چه بود
- وحشی بافقی (غزلیات)/چون طفل اشک پرده در راز نیستم
- وحشی بافقی (غزلیات)/چون کوه غم تاب آورد جسمی بدین فرسودگی
- وحشی بافقی (غزلیات)/چیست قصد خون من آن ترک کافر کیش را
- وحشی بافقی (غزلیات)/کار خوبی نه بگفت دگران باید کرد
- وحشی بافقی (غزلیات)/کاری مکن که رخصت آه سحر دهم
- وحشی بافقی (غزلیات)/کاری نشد از پیش و ز کف نقد بقا شد
- وحشی بافقی (غزلیات)/کجا در بزم او جای چو من دیوانهای باشد
- وحشی بافقی (غزلیات)/کردم از سجدهی راه تو جبین آرایی
- وحشی بافقی (غزلیات)/کردیم نامزد به تو نابود و بود خویش
- وحشی بافقی (غزلیات)/کس به بزم دلبران از دور گردان پیش نیست
- وحشی بافقی (غزلیات)/کس نزد هرگز در غمخانهی اهل وفا
- وحشی بافقی (غزلیات)/کسی از دور تا کی چین ابروی کسی بیند
- وحشی بافقی (غزلیات)/کسی خود جان نبرد از شیوهی چشم فسون سازت
- وحشی بافقی (غزلیات)/کسی کز رشک من محروم از آن پیمان شکن گرید
- وحشی بافقی (غزلیات)/کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را
- وحشی بافقی (غزلیات)/که جان برد اگر آن مست سرگران بدرآید
- وحشی بافقی (غزلیات)/کوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورش
- وحشی بافقی (غزلیات)/کوچنان یاری که داند قدر اهل درد چیست
- وحشی بافقی (غزلیات)/کی اهل دل به کام خود از دوستان برند
- وحشی بافقی (غزلیات)/کی بود کز تو جان فکاری نداشتم
- وحشی بافقی (غزلیات)/کی تبسم دور از آن شیرین تکلم میکنم
- وحشی بافقی (غزلیات)/کی دیدمش که قصد دل زار من نکرد
- وحشی بافقی (غزلیات)/گذشتم از درت بر خاک سد جا چشم تر مانده
- وحشی بافقی (غزلیات)/گر دیده به دریوزهی دیدار نیاید
- وحشی بافقی (غزلیات)/گر ریخت پر عقابی ، فر هما بماند
- وحشی بافقی (غزلیات)/گر طی کنم طریق ادب را چه میکنی
- وحشی بافقی (غزلیات)/گر چه دوری میکنم بیصبر و آرامم هنوز
- وحشی بافقی (غزلیات)/گر چه میدانم که میرنجی و مشکل میشود
- وحشی بافقی (غزلیات)/گر چه کردم ذوقها از آشناییهای او
- وحشی بافقی (غزلیات)/گرد آن خانه بگردم که در او خلوت تست
- وحشی بافقی (غزلیات)/گرد سر تو گردم و آن رخش راندنت
- وحشی بافقی (غزلیات)/گرفته رنگ ز خون دلم چو لاله پیاله
- وحشی بافقی (غزلیات)/گرم آمد و بر آتش شوقم نشاند و رفت
- وحشی بافقی (غزلیات)/گل چیست اگر دل ز غم آزاد نباشد
- وحشی بافقی (غزلیات)/گهی از بزم بر میخیز و طرف بام جا میکن
- وحشی بافقی (غزلیات)/گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب
- وحشی بافقی (غزلیات)/گو جان ستان از من که من تن در بلای او دهم
- وحشی بافقی (غزلیات)/گو حرمت خود، ناصح فرزانه نگه دار
- وحشی بافقی (غزلیات)/یاد او کردم ز جان سد آه درد آلود خاست
- وحشی بافقی (غزلیات)/یار دور افتاده مان حل مراد ما نکرد
- وحشی بافقی (غزلیات)/یار ما بی رحم یاری بوده است