وحشی بافقی (غزلیات)/گر طی کنم طریق ادب را چه میکنی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | وحشی بافقی (غزلیات) (گر طی کنم طریق ادب را چه میکنی) از وحشی بافقی |
' |
| گر طی کنم طریق ادب را چه میکنی | رانم دلیر رخش طلب را چه میکنی | |
| گر من به دل فرو نخورم دشنههای ناز | آن غمزهی حریص غضب را چه میکنی | |
| گیرم ز ناز منع توان کرد حسن را | چشم نیازمند طلب را چه میکنی | |
| با چشم شوخ نیز گرفتم بر آمدی | آن خندهی نهانی لب را چه میکنی | |
| ای بی سبب اسیر کش بیگناه سوز | پرسند اگر به حشر سبب را چه میکنی | |
| عجز و نیاز روزم اگر بی اثر بود | تأثیر گریهی دل شب را چه میکنی | |
| وحشی گرفتم آنکه تو از ننگ مدعی | بستی زبان ز شعر لقب را چه میکنی |