صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۶٬۹۰۱ تا #۶٬۹۵۰.
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ای طاعت تو بر همهی کائنات فرض
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ای طور تو را جهان خریدار
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ای قدت همچو نیشکر نازک
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ای لبت زنده کرده نام مسیح
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ای مرا دلبر و دل آرا تو
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ای نرد حسن باخته با افتاب و ماه
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ای نگاهت آهوان را گرم بازی ساختن
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ای نگهت تیغ تیز غمزهی غماز را
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ای هزارت چشم در هر گوشه سرگردان چشم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ای همچو آهوان دلم دم شکار تو
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ای هنوزت مژه از صف شکنی بر سر ناز
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ای پارسای کعبه رو عزم سر آن کو مکن
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ای پری راه دیار آن پری پیکر بپرس
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ای پری غم نیست گر مثل منت دیوانه ایست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ای گردن بلند قدان در کمند تو
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ای گل امروز اداهای تو بیچیزی نیست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ای گل به کس این خوبی بسیار نمیماند
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ای گل خود رو چه بد کردم که خوارم ساختی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/ای گوهر نام تو تاج سر دیوانها
- محتشم کاشانی (غزلیات)/این آینهگون سقف که آبیست معلق
- محتشم کاشانی (غزلیات)/این است که خوار و زارم از وی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/این صید هنوز نیم رام است
- محتشم کاشانی (غزلیات)/این طلعت و رخسار که دارد که تو داری
- محتشم کاشانی (غزلیات)/این چه چوگان سر زلف و چه گوی ذقن است
- محتشم کاشانی (غزلیات)/با او شبی از دیر میخواهم خراب آیم برون
- محتشم کاشانی (غزلیات)/با بد آموزت مگر قانون الفت ساز نیست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/با خط آن سلطان خوبان را جمالی دیگر است
- محتشم کاشانی (غزلیات)/با رقیب آمد و این غمکده را در زد و رفت
- محتشم کاشانی (غزلیات)/با من از ابنای عالم دلبری مانده است و بس
- محتشم کاشانی (غزلیات)/با من بدی امروز زاطوار تو پیداست
- محتشم کاشانی (غزلیات)/با وجود آن که پیوند آن پری از من برید
- محتشم کاشانی (غزلیات)/با وجود وصل شد زندان حرمان جای من
- محتشم کاشانی (غزلیات)/با چنین جرمی نراندم از دل ویران تو را
- محتشم کاشانی (غزلیات)/باز آشفتهام از خوی تو چندان که مپرس
- محتشم کاشانی (غزلیات)/باز امشب ز اقتضای شوخ طبعیهای او
- محتشم کاشانی (غزلیات)/باز ای دل شورانگیز رو سوی کسی داری
- محتشم کاشانی (غزلیات)/باز این چه زلف از طرف رخ نمودن است
- محتشم کاشانی (غزلیات)/باز بر من نظر افکنده شکار اندازی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/باز برخاسته از دشت بلا گرد سپاه
- محتشم کاشانی (غزلیات)/باز سرگشتهی مژگان سیهی گردیدم
- محتشم کاشانی (غزلیات)/باز علم زد ز بیابان عشق
- محتشم کاشانی (غزلیات)/باز ما را جان به استقبال جانان میرود
- محتشم کاشانی (غزلیات)/بت پرستی را شعار خود کنم تا یار من
- محتشم کاشانی (غزلیات)/بر در درج قفل زدم یک چندی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/بر در دل میزنند نوبت سلطان عشق
- محتشم کاشانی (غزلیات)/بر درت کانجا سیاست مانع از داد من است
- محتشم کاشانی (غزلیات)/بر دل فکنده پرتو نادیده آفتابی
- محتشم کاشانی (غزلیات)/بر رخ به قصد دل منه زلف دو تا را بیش ازین
- محتشم کاشانی (غزلیات)/بر رخ پر عرق مکش سنبل نیم تاب را
- محتشم کاشانی (غزلیات)/بر روی یار اغیار را چشمی به آن آلودگی