محتشم کاشانی (غزلیات)/ای گردن بلند قدان در کمند تو
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (ای گردن بلند قدان در کمند تو) از محتشم کاشانی |
' |
| ای گردن بلند قدان در کمند تو | رعنایی آفریده قد بلند تو | |
| بر صرصری سوار وز دل میبرد قرار | طرز گران خرامی رعنا سمند تو | |
| خوش نرخ خندهی تو به بازار آرزو | افکنده در مزاد لب نوشخند تو | |
| من چون کنم که طور بد ناپسند من | گردد پسند خاطر مشکل پسند تو | |
| چندم فتاده بینی و گوئی که کیست این | بیمار تو شکسته تو دردمند تو | |
| دردت مباد و باد بر آتش سپندوار | چشم حسود از پی دفع گزند تو | |
| قتلش رواست گر همه صید حرم بود | آن صید کاضطراب کند در کمند تو | |
| باید که به نواخت ز صید گریزپای | آن صید به که دست دهد خود به بند تو | |
| پای گریز محتشم از دور بسته است | عشق دراز سلسلهی صید پند تو |