محتشم کاشانی (غزلیات)/باز سرگشتهی مژگان سیهی گردیدم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (باز سرگشتهی مژگان سیهی گردیدم) از محتشم کاشانی |
' |
| باز سرگشتهی مژگان سیهی گردیدم | باز خود را هدف تیر ملامت دیدم | |
| بازم افکند ز پا شکل همایون فالی | باز بر خاک رهی قرعهی صفت گردیدم | |
| باز طفلی لب شوخم ز طرب خندان ساخت | باز بر پیر خرد ذوق تو میخندیدم | |
| باز در وادی غیرت به هوای صنمی | قدمی پیش نهادم قدحی نوشیدم | |
| باز از کشور افسرده دلی رفته برون | شورش انگیز بیابان بلا گردیدم | |
| باز در ملک غم از یافتن منصب عشق | خلعت بی سر و پایی ز جنون پوشیدم | |
| باز شد روی بتی قبلهی من کز دو جهان | روی چون محتشم شیفته گردانیدم |