محتشم کاشانی (غزلیات)/این طلعت و رخسار که دارد که تو داری
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | محتشم کاشانی (غزلیات) (این طلعت و رخسار که دارد که تو داری) از محتشم کاشانی |
' |
| این طلعت و رخسار که دارد که تو داری | این قامت و رفتار که دارد که تو داری | |
| لب شهد و حدیثت شکر است ای گل خندان | این شهر شکربار که دارد که تو داری | |
| چشم تو به یک چشم زدن خون دلم خورد | این نرگس خون خوار که دارد که تو داری | |
| ای در تن هر گلبنی از رشگ تو صد خار | این گلبن بیخار که دارد که تو داری | |
| قهر تو باغیار به از لطف تو با ماست | این لطف به اغیار که دارد که تو داری | |
| پیوسته کنی نسبتم ای گل به رقیبان | زین گونه مرا خوار که دارد که تو داری | |
| داری همه دم محتشم آزار دل از یار | این یار دل آزار که دارد که تو داری |