صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۵٬۴۰۱ تا #۵٬۴۵۰.
- فروغی بسطامی (غزلیات)/ز صحن این چمن آن سرو قامت را تمنا کن
- فروغی بسطامی (غزلیات)/ز وصل و هجر خود آسایش و عذاب منی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/زان سبب جان آفرینش جان روشن لطف کرد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/زان سر زلف مرا بی سرو سامان کردی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/زان غنچهدهان دلم به تنگ آمد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/زان فشانم اشک در هر رهگذاری
- فروغی بسطامی (غزلیات)/زان پرده میگشاید دل بند نازنیم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/زاهد و سبحه صد دانه و ذکر سحری
- فروغی بسطامی (غزلیات)/زره ز زلف گره گیر بر تن است تو را
- فروغی بسطامی (غزلیات)/زلف مسلسل ریخته، عنبرفشانی را ببین
- فروغی بسطامی (غزلیات)/زلف و خط دلکشش دام بنی آدمند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/زلف پر چین تو مشاطه شبی شانه نکرد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/زندگی بی او ندارد حاصلی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/زین حلاوتها که در کنج لب شیرین تست
- فروغی بسطامی (غزلیات)/ساقی انجمن شد، شوخ شکر کلامی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/ساقی بده رطل گران، زان می که دهقان پرورد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/ساقی دل نرگس شهلای تو
- فروغی بسطامی (غزلیات)/ساقی فرخنده پی تاب کفش ساغر است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/ساقی نداده ساغر چندان نموده مستم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/ساقیا کمتر می امشب از کرم دادی مرا
- فروغی بسطامی (غزلیات)/سر از کمند نپیچم اگر تو صیادی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/سر بیمار گر آن چشم دل آزار نداشت
- فروغی بسطامی (غزلیات)/سر راهش افتادم از ناتوانی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/سروش عشق تو یک نکته گفت در گوشم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/سنبل گل پوش را بر سمن آوردهای
- فروغی بسطامی (غزلیات)/شاهد به کام و شیشه به دست و سبو به دوش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/شب جدایی تو روز واپسین من است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/شب فراق تو گر ناله را اشاره کنم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/شب چارده غلامی ز مه تمام داری
- فروغی بسطامی (غزلیات)/شب که در حلقهی ما زلف دل آرام نبود
- فروغی بسطامی (غزلیات)/شبان تیره به سر وقت چشم جادویش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/شبها به بزم مدعی ای بی مروت جا مکن
- فروغی بسطامی (غزلیات)/شبی که دل به برم یاد زلف دلبر کرد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/شد وقت مرگ نوش لبی همنشین مرا
- فروغی بسطامی (غزلیات)/شدم به میکده ساقی مرا نداد شرابی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/شربتی در دو لعل جانان است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/شعار عشق بازان چیست، خوبان را دعا کردن
- فروغی بسطامی (غزلیات)/شیوهی خوش منظران چهره نشان دادن است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/صف مژگان تو بشکست چنان دلها را
- فروغی بسطامی (غزلیات)/صورتت یک باره از آدم نمود از قید هستی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/صورتگران که صورت دل خواه میکشند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/طالب جانان به جان خریده الم را
- فروغی بسطامی (غزلیات)/طبیب اهل دل آن چشم مردم آزار است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/طوطی وظیفه خوار لب نوشخند تست
- فروغی بسطامی (غزلیات)/عاشقی کز خون دل جام شرابش میدهند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/عرضه دادم در بر جانان وفای خویشتن
- فروغی بسطامی (غزلیات)/عشق بگسست چنان سلسله تدبیرم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/عشق و کمین گشادنی، ما و ز جان بریدنی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/عمر گذشت، وز رخش سیر نشد نظارهام
- فروغی بسطامی (غزلیات)/عمری که صرف عشق نگردد بطالت است