فروغی بسطامی (غزلیات)/شربتی در دو لعل جانان است
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | فروغی بسطامی (غزلیات) (شربتی در دو لعل جانان است) از فروغی بسطامی |
' |
| شربتی در دو لعل جانان است | که خیالش مفرح جان است | |
| از پی قتل مردم دانا | تیغ در دست طفل نادان است | |
| میتوان یافتن ز زخم دلم | کاین جراحت نه کار پیکان است | |
| قتلگاهی است کوی او کان جا | زخم بیداد و تیغ پنهان است | |
| دلم از نالهی شعله در خرمن | چشمم از گریه خانه ویران است | |
| سر زلفی چگونه گردد جمع | که از آن مجمعی پریشان است | |
| چشم امید هر مسلمانی | پی آن چشم نامسلمان است | |
| گر تو درمان درد عشاقی | درد الحق که عین درمان است | |
| منع زاری مکن فروغی را | که گلت را هزار دستان است |