فروغی بسطامی (غزلیات)/شب جدایی تو روز واپسین من است
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | فروغی بسطامی (غزلیات) (شب جدایی تو روز واپسین من است) از فروغی بسطامی |
' |
| شب جدایی تو روز واپسین من است | که نالهی هم نفس و گریه هم نشین من است | |
| میان گبر و مسلمان از آن سرافرازم | که زلف و روی تو آیات کفر و دین من است | |
| به عرصهای که درآیند خیل سوختگان | منم که داغ تو آرایش جبین من است | |
| فتاده تا نظرم بر کمان ابروی تو | چه دیدهها که ز هر گوشه در کمین من است | |
| از آن زمان که زمین بوس آستان توام | سر ملوک جهان جمله بر زمین من است | |
| به تختگاه محبت من آن سلیمانم | که اسم اعظم تو نقش بر نگین من است | |
| من آن وجود شریفم که در قلمرو عشق | کمینه خاک رهت جان نازنین من است | |
| به شادی دو جهانش نمیتوان دادن | غمی که از تو نصیب دل غمین من است | |
| فروغی از شرف خاک آستانهی دوست | تجلی کف موسی در آستین من است |