صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴۸٬۴۵۱ تا #۴۸٬۵۰۰.

  1. وحشی بافقی (غزلیات)/مصلحت دیده چنین صبر که سویش نروم
  2. وحشی بافقی (غزلیات)/مغرور کسی به که درت جا نکند کس
  3. وحشی بافقی (غزلیات)/ملول از زهد خویشم ساکن میخانه خواهم شد
  4. وحشی بافقی (غزلیات)/ملک دل را سپه ناز به یغما آمد
  5. وحشی بافقی (غزلیات)/من آن مرغم که افکندم به دام سد بلا خود را
  6. وحشی بافقی (غزلیات)/من اندوهگین را قصد جان کردی ، نکو کردی
  7. وحشی بافقی (غزلیات)/من اگر این بار رفتم ، رفتم آزارم مکن
  8. وحشی بافقی (غزلیات)/من این کوشش که در تسخیر آن خودکام می‌کردم
  9. وحشی بافقی (غزلیات)/من و از دور تماشای گلستان کسی
  10. وحشی بافقی (غزلیات)/من که چون شمع از تف دل جانگدازی می‌کنم
  11. وحشی بافقی (غزلیات)/منع مهر غیر نتوان کرد یار خویش را
  12. وحشی بافقی (غزلیات)/منفعل دل خودم چند کشد جفای تو
  13. وحشی بافقی (غزلیات)/منفعل گشت بسی دوش چو مستش دیدم
  14. وحشی بافقی (غزلیات)/مهرم ز حرمان شد فزون شوقی ز حسرت کم نشد
  15. وحشی بافقی (غزلیات)/مژده‌ی وصل توام ساخته بیتاب امشب
  16. وحشی بافقی (غزلیات)/مکن مکن لب مارا به شکوه باز مکن
  17. وحشی بافقی (غزلیات)/مگر من بلبلم کز گفتگوی گل زبان بندد
  18. وحشی بافقی (غزلیات)/میان مردمانم خوار کردی عزت من کو
  19. وحشی بافقی (غزلیات)/می‌توانم بود بی تو ، تاب تنهاییم هست
  20. وحشی بافقی (غزلیات)/می‌توانم که لب از آب خضر تر نکنم
  21. وحشی بافقی (غزلیات)/می‌روم نزدیک و حال خویش می‌گویم به او
  22. وحشی بافقی (غزلیات)/می‌نماید چند روزی شد که آزاریت هست
  23. وحشی بافقی (غزلیات)/می‌کشم زان تند خو گر صد تغافل می‌کند
  24. وحشی بافقی (غزلیات)/می‌یابم از خود حسرتی باز از فراق کیست این
  25. وحشی بافقی (غزلیات)/ناتوان موری به پابوس سلیمان آمدست
  26. وحشی بافقی (غزلیات)/ناز برگیرد کمان در وقت ترکش بستنت
  27. وحشی بافقی (غزلیات)/ناوکت بر سینه‌ی این ناتوان آمد همه
  28. وحشی بافقی (غزلیات)/نبود طلوع از برج ما، آن ماه مهر افروز را
  29. وحشی بافقی (غزلیات)/نرخ بالا کن متاع غمزه‌ی غماز را
  30. وحشی بافقی (غزلیات)/نزدیک ما سگان درت جا نمی‌کنند
  31. وحشی بافقی (غزلیات)/نشانم پیش تیرش کاش تیرش بر نشان آید
  32. وحشی بافقی (غزلیات)/نفروخته خود را ز غمت باز خریدیم
  33. وحشی بافقی (غزلیات)/ننموده استخوان ز تن ناتوان مرا
  34. وحشی بافقی (غزلیات)/نوبهار آمد ولی بی‌دوستان در بوستان
  35. وحشی بافقی (غزلیات)/نوید آشنایی می‌دهد چشم سخنگویت
  36. وحشی بافقی (غزلیات)/نیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشد
  37. وحشی بافقی (غزلیات)/نیستم یک دم ز درد و محنت هجران خلاص
  38. وحشی بافقی (غزلیات)/نیستیم از دوریت با داغ حرمان نیستیم
  39. وحشی بافقی (غزلیات)/هجر خدایا بس است زود وصالی بده
  40. وحشی بافقی (غزلیات)/هجران رفیق بخت زبون کسی مباد
  41. وحشی بافقی (غزلیات)/هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیم
  42. وحشی بافقی (غزلیات)/هر دلی کز عشق جان شعله اندوزش نبود
  43. وحشی بافقی (غزلیات)/هر چند ناز کردی ، نیازم زیاده شد
  44. وحشی بافقی (غزلیات)/هرکه یار ماست میل کشتن ما می‌کند
  45. وحشی بافقی (غزلیات)/هرگز به غرض عشق من آلوده نگردد
  46. وحشی بافقی (غزلیات)/هرگزم یارب از آن دیدار مهجوری مباد
  47. وحشی بافقی (غزلیات)/هست از رویت مرا سد گونه حیرانی هنوز
  48. وحشی بافقی (غزلیات)/هست امید قوتی بخت ضعیف حال را
  49. وحشی بافقی (غزلیات)/هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران
  50. وحشی بافقی (غزلیات)/هلاکم ساز گر بر خاطرت باری ز من باشد