صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴۸٬۳۰۱ تا #۴۸٬۳۵۰.
- وحشی بافقی (غزلیات)/تو پاک دامن نوگلی من بلبل نالان تو
- وحشی بافقی (غزلیات)/تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط
- وحشی بافقی (غزلیات)/جان رفت و ما به آرزوی دل نمی رسیم
- وحشی بافقی (غزلیات)/جانا چه واقعست بگو تا چه کردهایم
- وحشی بافقی (غزلیات)/جانان نظری کو ز وفا داشت ندارد
- وحشی بافقی (غزلیات)/جایی روم که جنس وفا را خرد کسی
- وحشی بافقی (غزلیات)/جز غیر کسی همره آن عربده جو نیست
- وحشی بافقی (غزلیات)/جستم از دام ، به دام آر گرفتار دگر
- وحشی بافقی (غزلیات)/جنونی داشتم زین پیش بازم آن جنون آمد
- وحشی بافقی (غزلیات)/خانه پر بود از متاع صبر این دیوانه را
- وحشی بافقی (غزلیات)/خرم دل آن کس که ز بستان تو آید
- وحشی بافقی (غزلیات)/خندهات برما و بر داغ دل درمانده چیست
- وحشی بافقی (غزلیات)/خوار میکن ، زار میکش، منتت بر جان ماست
- وحشی بافقی (غزلیات)/خواهد دگر به دامگهی بال بسته ای
- وحشی بافقی (غزلیات)/خواهم آن عشق که هستی ز سرما ببرد
- وحشی بافقی (غزلیات)/خود رنجم و خود صلح کنم عادتم اینست
- وحشی بافقی (غزلیات)/خوش آن روزی که زنجیر جنون بر پای من باشد
- وحشی بافقی (غزلیات)/خوش آن نیاز که رفع حیا تواند کرد
- وحشی بافقی (غزلیات)/خوش آن کو غنچه سان با گلعذاری همنشین باشد
- وحشی بافقی (غزلیات)/خوش است بزم ولی پر ز خائن راز است
- وحشی بافقی (غزلیات)/خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی
- وحشی بافقی (غزلیات)/خوش صید غافلی به سر تیر آمدست
- وحشی بافقی (غزلیات)/خوش نیست هرزمان زدن از جور یار داد
- وحشی بافقی (غزلیات)/خوشا در پای او مردن خدایا بخت آنم ده
- وحشی بافقی (غزلیات)/خوشست آن مه به اغیار آزمودم
- وحشی بافقی (غزلیات)/خونخواره راهی میروم تا خود به پایان کی رسد
- وحشی بافقی (غزلیات)/خیز و به ناز جلوه ده قامت دلنواز را
- وحشی بافقی (غزلیات)/دارد که چون تو پادشهی بندهات شوم
- وحشی بافقی (غزلیات)/در آغاز محبت گر وفا کردی چه میکردم
- وحشی بافقی (غزلیات)/در آن دیار که هجران بود حیات نباشد
- وحشی بافقی (غزلیات)/در آن مجلس که او را همدم اغیار میدیدم
- وحشی بافقی (غزلیات)/در اول عشق و جنون آهم ز گردون بگذرد
- وحشی بافقی (غزلیات)/در این فکرم که خواهی ماند با من مهربان یا نه
- وحشی بافقی (غزلیات)/در بزم وصل اگر چه همین در میان منم
- وحشی بافقی (غزلیات)/در دل همان محبت پیشینه باقی است
- وحشی بافقی (غزلیات)/در راسته ناز فروشان که بتانند
- وحشی بافقی (غزلیات)/در راه عشق با دل شیدا فتادهایم
- وحشی بافقی (غزلیات)/در ره پر خطر عشق بتان بیم سر است
- وحشی بافقی (غزلیات)/در ماندهام به درد دل بی علاج خویش
- وحشی بافقی (غزلیات)/درون دل به غیر از یار و فکر یار کی گنجد
- وحشی بافقی (غزلیات)/دل از عشق کهن بگرفت از نو دلستانی کو
- وحشی بافقی (غزلیات)/دل باز رست از تو ،ز بند زمانه هم
- وحشی بافقی (غزلیات)/دل و طبع خویش را گو که شوند نرم خوتر
- وحشی بافقی (غزلیات)/دل پر حسرت از کوی تو برگردیدم و رفتم
- وحشی بافقی (غزلیات)/دلا عزم سفر دارم از آن در گفتم آگه شو
- وحشی بافقی (غزلیات)/دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست
- وحشی بافقی (غزلیات)/دلم امروز از آن لب هر زمان شکری دگر دارد
- وحشی بافقی (غزلیات)/دلم خود را به نیش غمزهای افکار میخواهد
- وحشی بافقی (غزلیات)/دلم را بود از آن پیمان گسل امید یاریها
- وحشی بافقی (غزلیات)/دلی و طاقت سد آه آتشین دارم