صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴۸٬۲۰۱ تا #۴۸٬۲۵۰.
- وحشی بافقی (غزلیات)/آه شراره بارم کان از درون برآمد
- وحشی بافقی (غزلیات)/آورده اقبالم دگر تا سجدهی این در کنم
- وحشی بافقی (غزلیات)/آیین دستگیری ز اهل جهان نیاید
- وحشی بافقی (غزلیات)/آیینهی جمال ترا آن صفا نماند
- وحشی بافقی (غزلیات)/ابر است و اعتدال هوای خزانی است
- وحشی بافقی (غزلیات)/ابروی تو جنبید و خدنگی ز کمان جست
- وحشی بافقی (غزلیات)/از آن تر شد به خون دیده دامانی که دارم
- وحشی بافقی (غزلیات)/از برای خاطر اغیار خوارم میکنی
- وحشی بافقی (غزلیات)/از بهر چه در مجلس جانانه نباشم
- وحشی بافقی (غزلیات)/از تندی خوی تو گهی یاد نکردم
- وحشی بافقی (غزلیات)/از تو همین تواضع عامی مرا بس است
- وحشی بافقی (غزلیات)/از عرض نیازم چه بلا بیخبرش داشت
- وحشی بافقی (غزلیات)/از نظر افتادهی یاریم مدتها شدست
- وحشی بافقی (غزلیات)/از پی بهبود درد ما دوا سودی نداشت
- وحشی بافقی (غزلیات)/از کاه ، کهربا بگریزد به بخت ما
- وحشی بافقی (غزلیات)/اسیر جلوهی هر حسن عقبازی هست
- وحشی بافقی (غزلیات)/اغیار را آسان کشد عاشق چو ترک جان کند
- وحشی بافقی (غزلیات)/الاهی از میان ناپسندان بر کران دارش
- وحشی بافقی (غزلیات)/المنةلله که شب هجر سر آمد
- وحشی بافقی (غزلیات)/امروز ناز را به نیازم نظر نبود
- وحشی بافقی (غزلیات)/امروز ناز عذر جفاهای رفته خواست
- وحشی بافقی (غزلیات)/انجام حسن او شد پایان عشق من هم
- وحشی بافقی (غزلیات)/ای آنکه عرض حال من زار کردهای
- وحشی بافقی (غزلیات)/ای اجل از قید زندان غمم آزاد کن
- وحشی بافقی (غزلیات)/ای از گل عذرات هر مرغ را نوایی
- وحشی بافقی (غزلیات)/ای جوان ترک وش میر کدامین لشکری
- وحشی بافقی (غزلیات)/ای دل به بند دوری او جاودانه باش
- وحشی بافقی (غزلیات)/ای دل بی جرم زندانی، تو در بندی هنوز
- وحشی بافقی (غزلیات)/ای دیده ، دشتبان نگاهت به راه کیست
- وحشی بافقی (غزلیات)/ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما
- وحشی بافقی (غزلیات)/ای قامت تو جلوه ده شیوههای حسن
- وحشی بافقی (غزلیات)/ای مدعی از طعن تو ما را چه ملالست
- وحشی بافقی (غزلیات)/ای مرغ سحر حسرت بستان که داری
- وحشی بافقی (غزلیات)/ای همنفسان بودن وآسودن ما چیست
- وحشی بافقی (غزلیات)/ای که دل بردی ز دلدار من آزارش مکن
- وحشی بافقی (غزلیات)/این بس که تماشایی بستان تو باشم
- وحشی بافقی (غزلیات)/این دل که دوستی به تو خون خواره میکند
- وحشی بافقی (غزلیات)/این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست
- وحشی بافقی (غزلیات)/اینست کزو رخنه به کاشانهی من شد
- وحشی بافقی (غزلیات)/اینچنین گر جانب اغیار خواهی داشتن
- وحشی بافقی (غزلیات)/با جوانی چند در عین وفا میبینمش
- وحشی بافقی (غزلیات)/با غیر دوش اینهمه گردیدنش چه بود
- وحشی بافقی (غزلیات)/با مدعی به صلح بدل گشت جنگ تو
- وحشی بافقی (غزلیات)/باده کو تا خرد این دعوی بیجا ببرد
- وحشی بافقی (غزلیات)/بار فراق بستم و ، جز پای خویش را
- وحشی بافقی (غزلیات)/باز این عتاب و شیوه عاشق گداز چیست
- وحشی بافقی (غزلیات)/بازم از نو خم ابروی کسی در نظر است
- وحشی بافقی (غزلیات)/بازم زبان شکر به جنبش درآمدست
- وحشی بافقی (غزلیات)/بازم غم بیهوده به همخانگی آمد
- وحشی بافقی (غزلیات)/باغ ترا نظارگیانی که دیدهاند