صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴٬۳۵۱ تا #۴٬۴۰۰.
- عطار (غزلیات)/میشد سر زلف در زمین کش
- عطار (غزلیات)/نام وصلش به زبان نتوان برد
- عطار (غزلیات)/ندانم تا چه کارم اوفتادست
- عطار (غزلیات)/ندای غیب به جان تو میرسد پیوست
- عطار (غزلیات)/نشستی در دل من چونت جویم
- عطار (غزلیات)/نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
- عطار (غزلیات)/نقد قدم از مخزن اسرار برآمد، چون گنج عیان شد
- عطار (غزلیات)/نه از وصل تو نشان مییابم
- عطار (غزلیات)/نه به کویم گذرت میافتد
- عطار (غزلیات)/نه دل چو غمت آمد از خویشتن اندیشد
- عطار (غزلیات)/نه قدر وصال تو هر مختصری داند
- عطار (غزلیات)/نه یار هرکسی را رخسار مینماید
- عطار (غزلیات)/نور ایمان از بیاض روی اوست
- عطار (غزلیات)/نور روی تو را نظر نکشد
- عطار (غزلیات)/نگارم دوش شوریده درآمد
- عطار (غزلیات)/نگاری مست لایعقل چو ماهی
- عطار (غزلیات)/نگر تا ای دل بیچاره چونی
- عطار (غزلیات)/نیست آسان عشق جانان باختن
- عطار (غزلیات)/نیست ره عشق را برگ و نوا ساختن
- عطار (غزلیات)/نیست مرا به هیچ رو، بی تو قرار ای پسر
- عطار (غزلیات)/نیم شبی سیم برم نیم مست
- عطار (غزلیات)/هر آن دردی که دلدارم فرستد
- عطار (غزلیات)/هر آن نقشی که بر صحرا نهادیم
- عطار (غزلیات)/هر دل که ز خویشتن فنا گردد
- عطار (غزلیات)/هر دل که ز عشق بی نشان رفت
- عطار (غزلیات)/هر دل که وصال تو طلب کرد
- عطار (غزلیات)/هر دلی کز عشق تو آگاه نیست
- عطار (غزلیات)/هر دمم در امتحان چندی کشی
- عطار (غزلیات)/هر دمم مست به بازار کشی
- عطار (غزلیات)/هر دیده که بر تو یک نظر داشت
- عطار (غزلیات)/هر روز ز دلتنگی جایی دگرم بینی
- عطار (غزلیات)/هر روز غم عشقت بر ما حر انگیزد
- عطار (غزلیات)/هر روز که جلوه میکند رویش
- عطار (غزلیات)/هر زمان بی خود هوایی میکنم
- عطار (غزلیات)/هر زمان شوری دگر دارم ز تو
- عطار (غزلیات)/هر زمان عشق تو در کارم کشد
- عطار (غزلیات)/هر زمان لاف وفایی می زنی
- عطار (غزلیات)/هر زمانم عشق ماهی در کشاکش میکشد
- عطار (غزلیات)/هر زمانی زلف را بندی کند
- عطار (غزلیات)/هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد
- عطار (غزلیات)/هر شبم سرمست در کوی افکنی
- عطار (غزلیات)/هر شبی عشقت جگر میسوزدم
- عطار (غزلیات)/هر شبی وقت سحر در کوی جانان میروم
- عطار (غزلیات)/هر شور وشری که در جهان است
- عطار (غزلیات)/هر مرد که نیست امتحانش
- عطار (غزلیات)/هر نفسی شور عشق در دو جهان افکنی
- عطار (غزلیات)/هر که بر روی او نظر دارد
- عطار (غزلیات)/هر که جان درباخت بر دیدار او
- عطار (غزلیات)/هر که دایم نیست ناپروای عشق
- عطار (غزلیات)/هر که در بادیهی عشق تو سرگردان شد