صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴۰٬۵۰۱ تا #۴۰٬۵۵۰.

  1. محتشم کاشانی (غزلیات)/با من بدی امروز زاطوار تو پیداست
  2. محتشم کاشانی (غزلیات)/با وجود آن که پیوند آن پری از من برید
  3. محتشم کاشانی (غزلیات)/با وجود وصل شد زندان حرمان جای من
  4. محتشم کاشانی (غزلیات)/با چنین جرمی نراندم از دل ویران تو را
  5. محتشم کاشانی (غزلیات)/باز آشفته‌ام از خوی تو چندان که مپرس
  6. محتشم کاشانی (غزلیات)/باز امشب ز اقتضای شوخ طبعی‌های او
  7. محتشم کاشانی (غزلیات)/باز ای دل شورانگیز رو سوی کسی داری
  8. محتشم کاشانی (غزلیات)/باز این چه زلف از طرف رخ نمودن است
  9. محتشم کاشانی (غزلیات)/باز بر من نظر افکنده شکار اندازی
  10. محتشم کاشانی (غزلیات)/باز برخاسته از دشت بلا گرد سپاه
  11. محتشم کاشانی (غزلیات)/باز سرگشته‌ی مژگان سیهی گردیدم
  12. محتشم کاشانی (غزلیات)/باز علم زد ز بیابان عشق
  13. محتشم کاشانی (غزلیات)/باز ما را جان به استقبال جانان می‌رود
  14. محتشم کاشانی (غزلیات)/بت پرستی را شعار خود کنم تا یار من
  15. محتشم کاشانی (غزلیات)/بر در درج قفل زدم یک چندی
  16. محتشم کاشانی (غزلیات)/بر در دل می‌زنند نوبت سلطان عشق
  17. محتشم کاشانی (غزلیات)/بر درت کانجا سیاست مانع از داد من است
  18. محتشم کاشانی (غزلیات)/بر دل فکنده پرتو نادیده آفتابی
  19. محتشم کاشانی (غزلیات)/بر رخ به قصد دل منه زلف دو تا را بیش ازین
  20. محتشم کاشانی (غزلیات)/بر رخ پر عرق مکش سنبل نیم تاب را
  21. محتشم کاشانی (غزلیات)/بر روی یار اغیار را چشمی به آن آلودگی
  22. محتشم کاشانی (غزلیات)/بر سر کوی تو هرگاه که پیدا گشتم
  23. محتشم کاشانی (غزلیات)/بر مه روی تو خط مشگ بار
  24. محتشم کاشانی (غزلیات)/بر هر دلی که بند نهاد از نگاه خود
  25. محتشم کاشانی (غزلیات)/برای نیم نگاهی چو عذر خواه تو گردم
  26. محتشم کاشانی (غزلیات)/بردوش آن قدر دل من بار غم گرفت
  27. محتشم کاشانی (غزلیات)/برشکن طرف کله چون بفکنی از رخ نقاب
  28. محتشم کاشانی (غزلیات)/بریدی از من آن پیوند با بدخواه هم کردی
  29. محتشم کاشانی (غزلیات)/برین در می‌کشند امشب جهان‌پیما سمندی را
  30. محتشم کاشانی (غزلیات)/بزم برهم زده‌ای ای دل بر خشم به جوش
  31. محتشم کاشانی (غزلیات)/بزم پر فتنه از آن طرز نگاهست امشب
  32. محتشم کاشانی (غزلیات)/بزم کین آرا و در ساغر می بیداد ریز
  33. محتشم کاشانی (غزلیات)/بس که به من زر فشاند دست زرافشان خان
  34. محتشم کاشانی (غزلیات)/بس که روز و شبم از دل سپه غم گذرد
  35. محتشم کاشانی (غزلیات)/بس که ما از روی رسوائی نقاب افکنده‌ام
  36. محتشم کاشانی (غزلیات)/بس که ماندیم به زنجیر جنون پیر شدیم
  37. محتشم کاشانی (غزلیات)/بس که مجنون الفتی با مردم دنیا نداشت
  38. محتشم کاشانی (غزلیات)/بس که همیشه در غمت فکر محال می‌کنم
  39. محتشم کاشانی (غزلیات)/بس که چشم امشب به چشم عشوه‌سازش داشتم
  40. محتشم کاشانی (غزلیات)/بس که چون باران نیسان ای سحاب خوش مطر
  41. محتشم کاشانی (غزلیات)/بعد مرگ من نکرد آن مه تاسف برطرف
  42. محتشم کاشانی (غزلیات)/بعد هزار انتظار این فلک بی وفا
  43. محتشم کاشانی (غزلیات)/بعد چندین انتظار آن مه به خاک ما گذشت
  44. محتشم کاشانی (غزلیات)/بلا به من که ندارم غم بقا چکند
  45. محتشم کاشانی (غزلیات)/به افسون محو کردی شکوه‌های بیکرانم را
  46. محتشم کاشانی (غزلیات)/به اقبال از سفر چون مرکب آن نازنین آید
  47. محتشم کاشانی (غزلیات)/به بزم او حریفان را ز مستی دست و پا بوسم
  48. محتشم کاشانی (غزلیات)/به بزمش دوش رنگ‌آمیزی بسیار می‌کردم
  49. محتشم کاشانی (غزلیات)/به جائی امن آرامیده مرغی داشت ماوایی
  50. محتشم کاشانی (غزلیات)/به جائی دلت گرم سوداست گوئی