صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳٬۸۵۱ تا #۳٬۹۰۰.
- عطار (غزلیات)/ای شکر با لب تو شیرین نه
- عطار (غزلیات)/ای شکر خوشهچین گفتارت
- عطار (غزلیات)/ای شیوهی تو کرشمه و ناز
- عطار (غزلیات)/ای صبا برگرد امشب گرد سر تاپای او
- عطار (غزلیات)/ای صبا گر بگذری بر زلف مشک افشان او
- عطار (غزلیات)/ای صد هزار عاشقت از فرق تا به پای
- عطار (غزلیات)/ای صدف لعل تو حقهی در یتیم
- عطار (غزلیات)/ای عجب دردی است دل را بس عجب
- عطار (غزلیات)/ای عشق بی نشان ز تو من بی نشان شدم
- عطار (غزلیات)/ای عشق تو با وجود هم تنگ
- عطار (غزلیات)/ای عشق تو قبلهی قبولم
- عطار (غزلیات)/ای عشق تو پیشوای دردم
- عطار (غزلیات)/ای عشق تو کیمیای اسرار
- عطار (غزلیات)/ای عقل گرفته از رخت فال
- عطار (غزلیات)/ای غذای جان مستم نام تو
- عطار (غزلیات)/ای غنچه غلام خندهی تو
- عطار (غزلیات)/ای لب تو نگین خاتم عشق
- عطار (غزلیات)/ای لب گلگونت جام خسروی
- عطار (غزلیات)/ای لبت حقهی گهر بسته
- عطار (غزلیات)/ای لبت ختم کرده دلبندی
- عطار (غزلیات)/ای مرا زندگی جان از تو
- عطار (غزلیات)/ای مرقع پوش در خمار شو
- عطار (غزلیات)/ای مشک خطا خط سیاهت
- عطار (غزلیات)/ای نهان از دیده و در دل عیان
- عطار (غزلیات)/ای هجر تو وصل جاودانی
- عطار (غزلیات)/ای هر دهان ز یاد لبت پر عسل شده
- عطار (غزلیات)/ای هرشکنی از سر زلف تو جهانی
- عطار (غزلیات)/ای همه راحت روان، سرو روان کیستی
- عطار (غزلیات)/ای پای دل ز عشق تو در گل بمانده
- عطار (غزلیات)/ای پرتو وجودت در عقل بی نهایت
- عطار (غزلیات)/ای پسر این رخ به آفتاب درافکن
- عطار (غزلیات)/ای پیر مناجاتی رختت به قلندر کش
- عطار (غزلیات)/ای چشم بد را برقعی بر روی ماه آویخته
- عطار (غزلیات)/ای چو چشم سوزن عیسی دهانت
- عطار (غزلیات)/ای چو گویی گشته در میدان او
- عطار (غزلیات)/ای کاش درد عشقت درمانپذیر بودی
- عطار (غزلیات)/ای که با عاشقان نه پیوندی
- عطار (غزلیات)/ای که ز سودای عشق بی سر و پا ماندهای
- عطار (غزلیات)/ای کوی توام مقصد و ای روی تو مقصود
- عطار (غزلیات)/ای گرد قمر خطی کشیده
- عطار (غزلیات)/ای گرفته حسن تو هر دو جهان
- عطار (غزلیات)/ای گشته نهان از همه از بس که عیانی
- عطار (غزلیات)/ای یاد تو کار کاردانان
- عطار (غزلیات)/ای یک کرشمه تو غارتگر جهانی
- عطار (غزلیات)/ای یک کرشمهی تو صد خون حلال کرده
- عطار (غزلیات)/این دل پر درد را چندان که درمان میکنم
- عطار (غزلیات)/این چه سوداست کز تو در سر ماست
- عطار (غزلیات)/این گره کز تو بر دل افتادست
- عطار (غزلیات)/اینت گم گشته دهانی که توراست
- عطار (غزلیات)/با این دل بی خبر چه سازم