عطار (غزلیات)/ای گرد قمر خطی کشیده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (ای گرد قمر خطی کشیده) از عطار |
' |
| ای گرد قمر خطی کشیده | دل در خط تو ز جان بریده | |
| هم زلف تو توبهها شکسته | هم خط تو پردهها دریده | |
| مشکی که بر خط تو گردی است | در گرد خط تو نارسیده | |
| خط تو هزار بیش دارد | چون مشک خطا درم خریده | |
| بر هیچ ورق ندیده خطی | خوشتر ز خط تو هیچ دیده | |
| سر بر خط تو نهاده طوطی | سر سبزی خط تو گزیده | |
| کس گرد قمر نشان نداده است | از قیر چنین خطی دمیده | |
| تا دید دلم خط خوش تو | یک لحظه نماند آرمیده | |
| چون خواست کشید پای از خط | وز خط تو خواست شد رمیده | |
| در قیر خطت گرفت پایش | زان میآید به سر دویده | |
| سر به سر خط تو نهاده عطار | وز خط دو کون سر کشیده |