صفحه‌های رده‌بندی‌نشده

پرش به ناوبری پرش به جستجو

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳٬۷۰۱ تا #۳٬۷۵۰.

  1. عطار (عذر آوردن مرغان)/گفت روزی شاه مسعود از قضا
  2. عطار (عذر آوردن مرغان)/گفت شیخ مهنه را آن پیرزن
  3. عطار (عذر آوردن مرغان)/گفت عباسه که روز رستخیز
  4. عطار (عذر آوردن مرغان)/گفت چون سقراط در نزع اوفتاد
  5. عطار (عذر آوردن مرغان)/گفت چون محمود شاه خسروان
  6. عطار (عذر آوردن مرغان)/گفت یوسف را چو می‌بفروختند
  7. عطار (عذر آوردن مرغان)/گم شد از بغداد شبلی چندگاه
  8. عطار (عذر آوردن مرغان)/یافت مردی گورکن عمری دراز
  9. عطار (عذر آوردن مرغان)/یافتند آن بت که نامش بود لات
  10. عطار (عذر آوردن مرغان)/یک شبی خفاش گفت از هیچ باب
  11. عطار (عذر آوردن مرغان)/یک شبی روح الامین در سد ره بود
  12. عطار (عذر آوردن مرغان)/یک شبی عباسه گفت ای حاضران
  13. عطار (عذر آوردن مرغان)/یک شبی محمود دل پر تاب شد
  14. عطار (عزم راه کردن مرغان)
  15. عطار (عزم راه کردن مرغان)/بایزید آمد شبی بیرون ز شهر
  16. عطار (عزم راه کردن مرغان)/چون شنودند این سخن مرغان همه
  17. عطار (غزلیات)
  18. عطار (غزلیات)/آتش سودای تو عالم جان در گرفت
  19. عطار (غزلیات)/آتش عشق آب کارم برد
  20. عطار (غزلیات)/آتش عشق تو در جان خوشتر است
  21. عطار (غزلیات)/آتش عشق تو دلم، کرد کباب ای پسر
  22. عطار (غزلیات)/آتشی در جمله‌ی آفاق زن
  23. عطار (غزلیات)/آخر ای صوفی مرقع پوش
  24. عطار (غزلیات)/آفتاب رخ آشکاره کند
  25. عطار (غزلیات)/آفتاب رخ تو پنهان نیست
  26. عطار (غزلیات)/آفتاب رویت ای سرو سهی
  27. عطار (غزلیات)/آفتاب عاشقان روی تو بس
  28. عطار (غزلیات)/آن در که بسته باید تا چند باز دارم
  29. عطار (غزلیات)/آن دهان نیست که تنگ شکر است
  30. عطار (غزلیات)/آن را که ز وصل او خبر بود
  31. عطار (غزلیات)/آن را که غمت به خویش خواند
  32. عطار (غزلیات)/آن را که نیست در دل ازین سر سکینه‌ای
  33. عطار (غزلیات)/آن روی به جز قمر که آراید
  34. عطار (غزلیات)/آن ماه برای کس نمی‌آید
  35. عطار (غزلیات)/آن نه روی است ماه دو هفته است
  36. عطار (غزلیات)/آنرا که ز وصل او نشان بود
  37. عطار (غزلیات)/آنها که در حقیقت اسرار می‌روند
  38. عطار (غزلیات)/آنها که در هوای تو جان‌ها بداده‌اند
  39. عطار (غزلیات)/آنها که پای در ره تقوی نهاده‌اند
  40. عطار (غزلیات)/آنچه با من می‌کند سودای تو
  41. عطار (غزلیات)/آنچه من در عشق جانان یافتم
  42. عطار (غزلیات)/آنچه نقد سینه‌ی مردان بود
  43. عطار (غزلیات)/آنکه سر دارد کلاهت نرسدش
  44. عطار (غزلیات)/آنکه چندین نقش ازو برخاسته است
  45. عطار (غزلیات)/آه گر من زعشق آه کنم
  46. عطار (غزلیات)/آه‌های آتشینم پرده‌های شب بسوخت
  47. عطار (غزلیات)/آیینه‌ی تو سیاه رویی است
  48. عطار (غزلیات)/از بس که روز و شب غم بر غم کشیده‌ام
  49. عطار (غزلیات)/از بس که چو شمع از غم تو زار بسوزم
  50. عطار (غزلیات)/از تو کارم همچو زر بایست نیست